قـانون ارث به چه منظوري در دين خدا وضع شده است و چرا خداوند تبارك و تعالي براي هر مورثي و هركسي سرمايه اي از خـود باقي مي گذارد، وارث هايي معين فرموده و سرمايه باقي مانده را اختصاص به آنها داده است؟

هر انساني در زندگي خود يك خط حركتي به سوي مقصدي دارد كه پيش از رسيدن به مقصد، در خط حركت خود به سوي مقصد از دنـيا مي رود. در واقع كار او ناتمام مي ماند، لازم است بعد از او كساني باشند كه در خط حركت او حركت كنند و راه و روش او را ادامه بدهند تا شجره زندگي او را به ثمر برسانند. مقصد هر انساني سرمايه ابد او و سرمايه آخرت او است. يعني هركسي در زندگي، مقصد معيني دارد و فعاليت مي كند كه خود را به آن مقصد برساند. براي اين است كه عاقبت كار بعد از آن كه شجره زندگي او به ثمر رسيد بتواند از ثمرات زندگي خود براي همه استفاده كند، اعمال او و نتيجه اعمال او از بين نرود زيرا هر انساني كه در عالم زنده مي شود و به زندگي خود ادامه مي دهد دوست دارد كه تا ابد بماند و از ثمرات زندگي خود استفاده كند، حق شرعي و قانوني هر انساني در زندگي اين است كه آن چه فـعاليت مي كند و زحمت مي كشد ثمرات كار و كوشش خود را خودش ببرد و از آن استفاده كند. درست نيست كه انساني زحمت بكشد بذري و زراعتي بكارد، درختي بپروراند و يا جائي را آباد كند، خودش از آن چه كاشته و به ثمر رسانيده است محروم شود و ديگران ثمرات زندگي او را ببرند و نتيجه كار و كوشش او را مالك شوند. خداوند در قرآن مي فرمايد: ليس للانسان الا ماسعي وان سعيه سوف يري. يعني هيچ انساني مالكيت پيدا نمي كند مگر آن چه را زحمت مي كشد و به ثمر مي رساند. هر انساني مالك ثمرات زندگي خود مي شود و خواهي نخواهي هر بذري را كه كاشته و به ثمر رسانيده است، بايستي ثمرات آن را ببرد و مالك شود ، خواه آن ثـمرات از نوع نعمت ها و ثروت ها  باشد و يا از نوع عذاب ها و مشقت ها. در جاي ديگر مي فرمايد: من يعمل مثقال ذره خيرا يره و من يعمل مثقال ذره شرا يره. هركس برابر ذره اي كـار خير انجام داده باشد بـايستي خودش نتيجه كار خيرش را ببيند و ببرد و هركس هم ذره اي عمل شرّي انجام  داده  باشد بايستي نتيجه اعمال بد خود را ببيند و ببرد. براساس همين قانون محكم و متقن الهي كه هركسي بايستي ثمرات زندگي خود را ببيند و ببرد و از نتايج كار و كوشش خـود استفاده كند، خداوند متـعال براي هر انساني خط حركتي معين فرموده تا اگرآن انسان پيش از رسيدن به مقصد و پيش از آن كه شجره زندگي خود را به ثمر برساند اگر از دنـيا برود، وارثـي داشته باشد تا در خط زندگي او حركت كند و اعمال او را به ثمر برساند تا مبادا عمل انساني خير باشد يا شرّ به مرگ او ضايع شود و نتيجه اي از كـار و كوشش خود نبرد. آخرت، روزگاري را مي گويند كه تمامي اعـمال انسان هاي گذشته به ثمر رسيده و آخرين نتيجه خود را داده است. در آن زمان كه اعمال بد و خوب انسان ها آخرين نتيجه خود را ظاهر كرد و در اختيار حيات مردم گذاشت، زندگي آخرت داير مي شود و انسان ها حيات دوباره پيدا مي كنند و مشاهده مي كنند كه بذر عمل آنها و يا شجره اعمال و اخلاق آنها رشد واقعي خود را باز يافته و به ثمر رسيده است. وراثت از همين جا پيدا مي شود كه وارث هر انساني مأموريت پيدا مي كند شجره اعمال مورّث خود را بپروراند و به ثمر برساند. نظر به اين كه انسان ها پيش از آن كه اعمالشان به ثمر برسد و آخرين نتيجه خود را  ظاهر سازد از دار دنيا مي روند و كارشان نيمه تمام باقي مي ماند لذا خداوند متعال براي هرانساني وارثي معين كرده است تا وارث خليفه و جانشين مورّث خود باشد و شجره زندگي او را به ثمر برساند. اگر وارث و وراثت نبود، انسان ها به محض آن كه از دنيا مي رفتند ثمرات زندگي آنها همراه خودشان نابود مي شد و از بين مي رفت، در نتيجه از اعمال خير و شرّ خود بهره اي نمي بردند و ناراحت بودند از اين كه چرا زندگي خود را نيمه تمام گذاشته و از دنيا رفته اند و بهره اي از كار و زندگي خود نبرده اند. پس در واقـع وراثت به منظور بقاء اعمال و اخلاق گذشتگان بوجود آمده تا آيندگان جاي گذشتگان بنشينند و شجره زندگي را بپرورانند تا به ثمر برسانند. (تفسیر زیارت وارث)