فيض خدا عنايتي است نه ذاتي.                             

عده اي از دانشمندان براين فرضيه فلاسفه که گفته اند افاضه فيض برخدا واجب است و امکان ندارد بگوييم روزي بوده که خدا خلقي را خلق ننموده و يا روزي خواهد آمد که خلقي را خلق نکند ايرادگرفته اند و گفته اند خداوند که در ذات خود علم مطلق هست، آزادي مطلق هم هست. هيچ قانون و قاعده اي و هيچ عاملي نمي تواند خدا را بر کاري مجبور کند. خدا آزاد است، اگر بخواهد مي آفريند و اگر نخواهد نمي آفريند. پس چرا شما فلاسفه مي گوييد افاضه فيض بر خدا واجب است، براي خدا تکليف معين مي کنيد؟ خدا حق دارد براي مردم تکليف معين کند و بگويد نماز و روزه بر شما مردم واجب است، چنين اعمالي انجام دهيد. مردم حق ندارند يا نمي توانند کاري را بر خدا واجب کنند. خدا بندگان خود را مکلف مي کند، بندگان خدا نمي توانند خدا را مکلف کنند. پس اين واجبي که شما فلاسفه مي گوييد لطف بر خدا واجب است و اسم آن را قانون لطف گذاشته ايد چه معنايي دارد؟ فلاسفه جواب دادند که ما نمي خواهيم تکليف براي خدا روشن کنيم و خدا را مکلف به افاضه فيض نماييم بلکه تراوش و نمايش فيض از خدا مانند نمايش نور از خورشيد است. کسي خورشيد را مکلف نمي کند که جهان را روشن کند، خورشيد خودبخود عالم را روشن مي کند و هرگز از تابش و روشنايي مضايقه نمي کند. روشن کردن خاصيت ذاتي خورشيد است همينطور افاضه فيض خاصيت ذاتي خداوند است. اگر بگوييم خدا زماني فيض نرسانده و يا در زماني فيض نمي رساند مثل اين است که بگوييم خورشيد در زماني روشنايي ندارد و زماني هم در آينده روشنايي نمي دهد زيرا روشنايي لازمه ذات خورشيد است و هيچ کس نمي تواند لوازم ذات خودش را فراموش کند. آنها در اين مسئله که مي گويند فيض خدا اثر ذاتي خداست، اشتباه مي کنند. فيض خدا اثر عنايتي خداست نه اثر ذاتي. اثر عنايتي مثل اين است که شما دوست داشته باشيد به کسي کمک کنيد و يا اگر بخواهيد مي توانيد کمک نکنيد. هيچ عاملي شما را مجبور نمي کند. اثر ذاتي مانند حرارت آتش است و آتش نمي تواند از حرارت خود جلوگيري نمايد وليکن اثر عنايتي مانند پولي است که به فقرا کمک مي کنيد. فيض خدا عنايتي است نه ذاتي. اگر بخواهد خلق مي کند و اگر نخواهد خلق نمي کند. هيچ عاملي نمي تواند خدا را بر افاضه فيض مجبور کند جز اين که علم خدا که خود خدا مي باشد اجازه نمي دهدکه خداوند دست از سازندگي و آفرينندگي بردارد، زيرا علم همه جا مثبت است و خداوند مثبتات را دوست دارد نه منفيات را. قضاوت علم بر آفريدن و بر فيض رساني است نه برمضايقه کردن. پس خداوند در عين حال که آزاد مطلق است، فياض مطلق هم است. علم خدا ايجاب مي کند که دائم بندگاني خلق کند و آنها را بپروراند و به زندگي بهشتي برساند. تنها موجوداتي که در مسير تعليم و تربيت الهي حرکت مي کنند و از علم و حکمت الهي بهره مند مي شوند همين انسانها هستند. (کتاب غیب و شهود)