راه شناخت ترقی و تنزل در مسیر دین خدا

همانطور كه خط اطاعت خدا يك خط مترقي است و انسان‌ها را به درجات و كمالات، بالا می‌ برد، خط معصيت خدا هم يك خط ضدّ رشد و ترقي است؛ به تعبير ديگر خط تنزّل و قهقرايي. گناه و معصيت، انسان را تنزّل می ‌دهد، بندگي و اطاعت هم انسان‌ها را ترقي می‌ دهد. شما براي شناختن ترقي و تنزّل در مسير دين خدا، ابتدا مبدأ حركت را در نظر بگيريد. انسان وقتي به حدّ بلوغ می ‌رسد و خير و شرّ می‌ داند و می ‌فهمد، همين حالت، مبدأ حركت است. همان حالتي كه در دو کودک از وقتي با هم بازي می ‌كنند دیده می ‌شود. يكي از آن‌ها حيواني يا بچه اي را اذيت می ‌كند و ديگري به آن حيوان يا كودك خدمت می‌ كند. بچه اي كه حيوان را اذيت می‌ كند در معرض پرخاش بچه ديگر قرار می ‌گيرد و به او می ‌گويد: حيوان را نكش گناه دارد، بچه را اذيت نكن گناه دارد. همین حالت، كه بد و خوب می‌ فهمد و می‌ داند خدمت، خوب و خيانت، بد است، مبدأ حركت انسان به سوي خدا و يا مبدأ حركت قهقرايي به سوي شيطان و ابليس است. ابتدا كه انسان اطاعت خدا را نمیپذيرد و حالت بي بند و باري و ضديت با قانون و قاعده دارد، اين حالت را كفر می ‌نامند. يعني انسان خود را با افعال و اعمال خود، خودرأي و خودمختار معرفي می ‌كند. يك چنان نمايشي دارد كه گويي در اطاعت پدر و مادر و يا مربيان ديگر نيست. يعني با اعمال و افعال خود حق خدا و اولياء خود را مستور می ‌دارد و نشان می‌ دهد كه در اطاعت كسي نيست. افرادي كه با علم و عمل خود نمايشگر خودرأيي و خودمختاري و انحراف از دين خدا و قانون الهي هستند كافر شناخته می ‌شوند. كسي كه آن‌ها را ببيند به حالت بي بند و باري می ‌بيند نه به حالت بندگي خدا. مرحله بعد از كفر، شرك است. انسان زماني مشرك می ‌شود كه در جاي خدا و در برابر خدا ديگري را عَلم می‌ كند و از ديگري اطاعت می ‌كند. از كافري مانند خودش اطاعت می‌ كند يا از مشرك و منافق. غير از خدا را به ولايت قبول كرده و از غير خدا اطاعت می‌ كند. در برابر پيغمبران خدا انسان‌های ضد پيغمبر را بر خود حاكم می ‌كند. پس اين انسان كه روي وظيفۀ فطرت و خلقت خود لازم است بندۀ خدا باشد، بنده غير خدا شناخته می‌ شود. اين حالت را شرك و چنين انساني را مشرك می ‌گويند. حالت سوم كه از اين حالت بدتر است حالت نفاق و ريا كاري است. يعني خود را در علم و عمل به صورت بندۀ خدا و به صورت آدم ‌های خوب جلوه می ‌دهد و تمامي اين اعمال و اخلاق خوب را كه رنگ ديني و خدايي دارد دام و دانۀ صيد انسان‌های مستضعف قرار می ‌دهد. مردم را می‌ فريبد و آن‌ها را در راه منافع خود استثمار می ‌كند و به خدمت خودش وا می‌ دارد. چنين انساني را كه با سرمایه دين و تظاهر به اعمال خوب، مردم را به كفر و گناه می‌ كشاند منافق می ‌نامند؛ يعني کسی که خود و اعمال و اخلاق خود را سرمايۀ استثمار و استعمار قرار داده، بندگان خدا را گول زده و به فقر و نداري مبتلا كرده است. (تفسیر سوره حشر)