ویژگی انسان سخاوتمند و بخیل

 سخاوت‌ كه‌ به‌ اقتضاي‌ عقل‌ پيدا مي ‌شود، آن‌ حالت‌ بهره‌ رساني‌ به‌ ديگران‌ است‌ كه‌ انسان‌ در ارتباط با افراد جامعه‌ سعي‌ مي‌ كند نافع‌ و سودمند به‌ حال‌ آنها باشد، و دوست‌ ندارد كه‌ منافع‌ وجودي‌ خود را در وجود خود ذخيره‌ و احتكار كند. اين‌ حالت‌ بهره‌ رساني‌ به‌ ديگران‌ را از منافع‌ موجود سخاوت‌ مي ‌نامند كه‌ ضد سخاوت‌، بخل‌ است‌. بخل‌ كه‌ از همان‌ اقتضاي‌ خودگرايي‌ به‌ وجود مي ‌آيد، صفتي‌ است‌ كه‌ انسان‌ را در قياس‌ با بذل‌ و بخشش‌ خشك‌ مي‌ كند و او را وادار مي‌ كند كه‌ بخود فرو رود، براي‌ خود باشد و فكر مي‌ كند كه‌ اگر منافع‌ وجودي‌ خود را در اختيار ديگران‌ قرار دهد و بهره‌ برساند، موجوديت‌ خود را از دست‌ داده‌ است‌. به‌ همين‌ مناسبت‌ حالت‌ خودگرايي‌ و خودپرستي‌ در او پيدا مي ‌شود و سعي‌ مي ‌كند كه‌ هر چه‌ دارد، از ماديات‌ و معنويات‌ و علم‌ و دانش‌ در خود ذخيره‌ و احتكار كند و اگر هم‌ بهره‌ علمي‌ و يا مادي‌ به‌ ديگران‌ برساند و در برابر استفاده‌ زيادي‌ ببرد و در آن‌ رابطه‌، ديگران‌ را استثمار كند. يك‌ عالم‌ بخيل‌ علم‌ خود را به‌ ديگران‌ نمي‌ رساند و از آنها مضايقه‌ مي‌ كند و اگر هم‌ در مقام‌ تعليم‌ و تربيت‌ بر آيد در صورتي‌ علم‌ خود را در اختيار مردم‌ مي‌ گذارد كه‌ چندين‌ برابر از آنها بهره‌ ببرد. از طريق‌ همين‌ صفت‌ بخل‌ اين‌ همه‌ استثمار و بهره‌كشي‌ به‌ وجود آمده‌ كه‌ هنرمندان‌ و هنر جويان‌ را به‌ خط‌ اسارت‌ و بردگي‌ مي‌ كشند تا در برابر بهره‌ كشي‌ تا اندازه ‌اي‌ علم‌ و هنر خود را در اختيار آنها بگذارند و در عين‌ حال‌ ناراحتند كه‌ چرا ديگران‌ از علم‌ و هنر آنها آگاهي‌ پيدا كرده ‌اند. همين‌ طور بخل‌ مالي‌ اگر امكاناتي‌ براي‌ بخيل‌ فراهم‌ شود، انبارهاي‌ خود را پر از مواد غذايي‌ كند و در برابر او هزاران‌ نفر از گرسنگي‌ مشرف‌ به‌ مرگ‌ شوند. مرگ‌ هزاران‌ نفر را ترجيح‌ مي‌ دهد بر اين كه‌ مواد غذايي‌ خود را در اختيار آنها بگذارد و بالاتر از اين‌ اگر فرصت‌ پيدا كند، هزاران‌ نفر را از بين‌ مي ‌برد تا مال‌ و ثروت‌ آنها را به‌ خود اختصاص‌ دهد. وليكن‌ انسان‌ سخاوتمند در ارتباط‌ به‌ قضاوت‌ عقل‌ همه‌ كس‌ و همه‌ چيز را و مخصوصا انسانها را براي‌ خود ثروت‌ و نعمت‌ بزرگي‌ مي ‌داند. سخاوتمند انسانها را به‌ دليل‌ انسانيت‌ و به‌ دليل‌ انس‌ و آشنايي‌ در معاشرت‌، نعمتي‌ براي‌ خود مي ‌شناسد نه‌ بدليل‌ اين كه‌ از وجود آنها استفاده‌ مادي‌ داشته‌ باشد و طمعي‌ به‌ مال‌ و ثروت‌ آنها پيدا كند. زيرا انسانها به‌ دليل‌ انسان‌ بودن‌ نعمت‌ الهي‌ هستند نه‌ به‌ دليل‌ كارگري‌ و به‌ دليل‌ توليد منافع‌ مادي‌. از اين‌ رو ضمن‌ يك‌ حديثي‌ امام‌ صادق‌ عليه‌ السلام‌ مي ‌فرمايند: اگر انساني‌ به‌ تو احتياجي‌ پيدا كند و به‌ سوي‌ تو بيايد تا حاجت‌ او را برآوري‌، بايستي‌ بداني‌ كه‌ نعمت‌ بزرگ‌ الهي‌ به‌ تو روي‌ آورده‌ است‌ و يك‌ چنين‌ توفيقي‌ داده‌ كه‌ مي ‌تواني‌ حاجت‌ حاجتمندي‌ را روا كني‌. تو در برابر احسان‌ خود با دينار و درهم‌ و با كمك‌هاي‌ ديگر مالك‌ انساني‌ شده‌ اي‌ كه‌ هر انساني‌ در جاي‌ خود از جهاني‌ بالاتر و بزرگتر است‌. انسان‌ سخاوتمند به‌ اقتضاي‌ قضاوت‌ عقل‌، انسانها را ثروت‌ خود مي‌ داند نه‌ منافع‌ مادي‌ آنها را. كسي‌ كه‌ انسانها را به‌ انسانيت‌ مي‌ شناسد و براي‌ پيدايش‌ انس‌ و آشنايي‌ و حسن‌ معاشرت‌ آنها را قبول‌ دارد، دائم‌ خود را ملزم‌ به‌ خدمت‌ انسانها مي‌ داند و سعي‌ مي‌ كند كه‌ در اين‌ خدمت‌ هدفي‌ به‌ جز جلب‌ رضاي‌ خدا نداشته‌ باشد و با اين‌ جلب‌ رضايت‌ خدا قهرا رضايت‌ انسانها هم‌ فراهم‌ مي ‌شود. (کتاب شجره طوبی)