هرکسی برای خود حریمی دارد.

هرکسي و هر چيزي در عالم حريمي دارد که انسانها در ارتباط با آن حريم، بايستي احترام آن را حفظ کنند. وقتي که در خيابان ها يا کوچه ها حرکت مي کنيد به در و ديوار خانه مردم مي رسيدآن در و ديوار، حريم است يعني شما احترام خانه و صاحبخانه را بايستي حفظ کنيد و بدون اجازه در را نبايد بازکنيد و ديوار خانه مردم را خراب نکنيد و يا از بالاي ديوار يا پشت بام وارد خانه کسي نشويد. اين فرمان ايست در برابر حريم ها و حفظ حرمت ها را عفت مي نامند. وقتي انسان با زن مردم و ناموس مردم روبرو مي شود و آن زن با حجاب و عفتي که دارد براي خود حريم بوجود آورده است، ارتباط شما با او مانند ارتباط با صاحبخانه از پشت در و ديوار است, اگر به کيفيتي قد و بالاي ناموس مردم را در نظر بگيري که مي خواهي تماشا کني از ارتباط با او لذت ببري يک چنين ارتباطي را تهتک نامند يعني پرده دري. آن زن بين خود و شما پرده عفت بوجود آورده و مواضع زينت خود را پوشانده و شما مي خواهيد پرده دري کنيد و مواضع زينت او را باز کنيد و ببينيد اين عمل را هتک حرمت مي نامند. حرمت هرکس و هرچيزي را بايستي حفظ کنيم حتي همين ارتباط ساده در خيابان و بازار هم حريم و حرمت دارد. اگر به کسي رسيدي پيش از سلام دادن صدايت را بلند کردي و با او حرف زدي حرمت شکني نموده اي و اگر به او سلام دادي بعد از سلام و تعارف با او حرف زدي حرمت او را حفظ نموده اي. کساني که حرمت خانه و زندگي مردم را و يا حرمت مال و ثروت مردم را و حرمت ناموس مردم را حفظ مي کنند بدون اجازه وارد نمي شوند يا با آنها ارتباط پيدا نمي کنند. چنين افرادي را عفيف مي نامند يعني از تجاوز خودداري مي کنند. چشمش را بدون اجازه مردم به خانه آنها نمي فرستد و يا حاضر نيست بدون اجازه صداي آنها را بشنود و تماس هاي ديگر به همين کيفيت. هر چيزي در عالم، حرم است و حريم دارد. خداوند براي خانه کعبه حرم بوجود آورده. از دوازده فرسخ راه، مردم بايستي احترام خانه خدا را حفظ کنند و مؤدب وارد شوند. همين طور براي هر بوته گياه و علفي يا زراعتي خداوند حريم قائل شده است. جايز نيست بي احتياط پاي خود را روي علفي يا زراعتي بگذاريم و آن را پايمال کنيم بلکه در جاي خالي حرکت نماييم. انسانهاي جاهل و بي بند و بار، خودسرند و جاهلانه نگاه مي کنند و حرکت مي کنند و در و ديوار را مي شکنند، از پشت بام وارد مي شوند زيرا جاهلند، متجاوز هستند و افسارگسسته و افسارگسيخته مانند حيوان چموش بدون مهار و کنترل. وليکن انسانهاي عاقل و عالِم، مظهر عفت و تقوي هستند. نگاهشان عفيفانه و شنوايي شان و رفتن و آمدن آنها، چشم طمع بر مال مردم و زندگي مردم ندارند. پس عفت از مقتضيات عقل است و عقل انسان مانع تجاوز و هتک حرمت مي شود. در برابر حريم ها و يا پشت در و ديوار مردم به انسان فرمان ايست مي دهد ولي جهل و ناداني، تجاوزگر و بي بند و بار است. سرزده نگاه مي کند و وارد خانه مردم مي شود و مال مردم را مي دزدد. (کتاب غیب و شهود)