برای  وصول به اقبال‌ و ادبار وقت‌ لازم‌ است.

از جمله‌ فرمايشات‌ رسول‌ خدا در حكمت‌ موت‌ خود مي‌فرمايد: خداوند مرا مخير كرد بين‌ دنيا و آخرت‌ و به‌ من‌ وعده‌ داد كه‌ اگر دنيا را اختيار ‌كنم مي ‌توانم‌ همين‌ كوه‌ ابوقبيس‌ را تبديل‌ به‌ طلا و نقره‌ كنم‌ تا با آن‌ شكم‌ مردم‌ را سير كنم و بر آنها حاكميت‌ پيدا كنم. وليكن‌ من‌ آخرت‌ را انتخاب‌ كردم‌ و دنيا را به‌ اهل‌ دنيا واگذار نمودم‌. ممكن‌ است‌ در اينجا بپرسيم‌ كه‌ چه‌ مانعي‌ داشت‌ رسول‌ خدا دنيا و ثروت‌ را اختيار كند و از طريق‌ مال‌ و ثروت‌ و كسب‌ قدرت،‌ انسانها را در اطاعت‌ خدا مهار نمايد و بر آنها حكومت‌ كند. جواب‌ اين‌ است‌ كه‌ پيدايش‌ يك‌ چنين‌ حكومتي‌ برپايه‌ تهديد و تطميع‌ كه‌ در آن‌ آگاهي‌ و آزادي‌ نباشد مطلوب‌ خدا و اولياء خدا نيست‌. پيغمبر اكرم‌ و ائمه‌ اطهار اقبال‌ و ادبار مردم‌ را برپايه‌ معرفت‌ و آگاهي‌ آنها به‌ حق‌ و باطل‌ قبول‌ دارند اولياء خدا را بشناسند و سعادت‌ خود را در اطاعت‌ آنها بدانند و اطاعت‌ آنها را بپذيرند و همچنين‌ دشمنان‌ خدا را به‌ ظلم‌ و جنايت‌ بشناسند ذلت‌ و خواري‌ خود را در اطاعت‌ آنها بدانند و آنها را ترك‌ كنند، اين‌ اقبال‌ و ادبار وقت‌ لازم‌ دارد تا‌ حوادثي‌ در مسير زندگي‌ بوجود آيد و از آن‌ حوادث،‌ نتايجي‌ پيدا شود تا مردم،‌ عارف‌ به‌ اولياء خدا و دشمنان‌ خدا شوند و اقبال‌ و ادبارشان‌ برپايه‌ علم‌ و معرفت‌ باشد. از اين‌ رو ائمه‌ در خطي‌ و راهي‌ قرار گرفتند كه‌ حادثه‌ آفرين‌ باشد هرچند كه‌ آن‌ حادثه ‌ها شهادت‌ آنها و اسارت‌ اهل‌ بيت‌ آنها و مظلوميت‌ و مصيبت‌ اين‌ همه‌ ستمديدگان‌ باشد. ائمه‌ اطهار عليهم‌ السلام‌ وقتي‌ مشاهده‌ مي ‌كنند اكثريت‌ مردم‌ در راه‌ وصول‌ به‌ مقصدي‌ سواي‌ آنچه‌ را ائمه‌ گفته ‌اند و هدايت‌ نموده ‌اند، هستند و اكثريت‌ فريفته‌ مقصدي‌ خلاف‌ جهت‌ پيشوايان‌ خود مي ‌باشند اين‌ اكثريت‌ را در مسير هدف‌ خود آزاد مي ‌گذارند و خود نيز همراه‌ آنها حركت‌ مي ‌كنند. با آنها مي‌ روند و مي ‌آيند تا روزي‌ كه‌ آن‌ اكثريت‌ گمراه‌ به‌ هدف‌ و مقصد نهائي‌ خود كه‌ به‌ جز زيان‌ و ضرر چيزي‌ نيست‌ برسند، بفهمند و بدانند كه‌ اشتباه‌ كرده ‌اند با امام‌ زمان‌ خود مخالفت‌ نمودند و يا او را شهيد كرده ‌اند. بعد از آشنائي‌ اين‌ اكثريت‌ به‌ هدف‌ و مقصدي‌ كه‌ بر خلاف‌ رأي‌ ائمه‌ اطهار و مبتلا شدن‌ به‌ خطرها و ضررهائي است‌ كه‌ از اين‌ گمراهي‌ و انحراف‌ پيدا شده‌ است‌ دو حالت‌ در اين‌ اكثريت‌ گمراه‌ پيدا مي ‌شود: اولا همه‌ آنها آگاهي‌ پيدا مي ‌كنند كه‌ اشتباه‌ كرده ‌اند و مي‌ فهمند كه‌ بهتر بود در اطاعت‌ امام‌ زمان‌ خودشان‌ بودند و فريفته‌ دعوت‌ كفار نمي ‌شدند. اين‌ آگاهي‌ و دانائي‌ براي‌ همه‌ آنها حاصل‌ مي‌ شود و مي‌ دانند كه‌ اشتباه‌ كرده ‌اند امام‌ عادل‌ خود را كنار گذاشته ‌اند. در اين‌ حال‌ عده ‌اي‌ از آنها برمي ‌گردند توبه‌ مي‌ كنند، به‌ امام‌ زمان‌ خود متوسل‌ مي ‌شوند و در اطاعت‌ او قرار مي ‌گيرند و اين‌ توبه‌ و توسل‌ عامل‌ نجات‌ آنها در دنيا و آخرت‌ مي ‌گردد. عده ‌اي‌ هم‌ شايد اقليتي‌ از آنها بعد از آگاهي‌ و آشنائي‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ كه‌ اشتباه‌ كرده ‌اند امام‌ زمان‌ خود را رها كرده‌ اند به‌ كفر و گناه‌ خود و مخالفت‌ خود با ائمه‌ اطهار عليهم‌ السلام‌ ادامه‌ مي ‌دهند و در لجاج‌ و عناد خود باقي‌ مي ‌مانند. اين‌ عده‌ هم‌ كه‌ آگاهانه‌ عليه‌ حق‌ فعاليت‌ مي ‌كنند و به‌ كفر و گناه‌ ادامه‌ مي‌ دهند، مستحق‌ عذابي‌ هستند كه‌ از اين‌ ادامه‌ حركت‌ براي‌ آنها پيدا مي ‌شود. اين‌ عده‌ پس‌ از آن كه‌ با مرگ‌ روبرو مي ‌شوند براي‌ ادامه‌ حركت‌ ديگري‌ را جاي‌ خود مي ‌نشانند و همين‌ طور اين‌ حركت‌ را بوسيله‌ دست‌ نشاندگان‌ خود در طول‌ تاريخ‌ ادامه‌ مي‌ دهند تا روزي‌ كه‌ حركت‌ و فعاليت‌ آنها بر عليه‌ خدا و اولياي‌ خدا به‌ آخرين‌ نتيجه‌ آن‌ كه عذاب‌ جهنم‌ است‌ مي‌ رسد و عذاب‌ الهي‌ آنها را محاصره‌ مي ‌كند باز هم‌ خداوند به‌ آنها فرصت‌ و مهلت‌ مي ‌دهد و به‌ آنها اجازه‌ مي‌ دهد در هر جا و هر مكاني‌ كه‌ تمايل‌ به‌ حق‌ و اهل‌ حق‌ پيدا كردند برگردند اولياي‌ خدا آنها را مي ‌پذيرند. و اگر هم‌ تا انتها دست‌ بردار از كفر و گناه‌ خود نيستند لازم‌ مي ‌شود كه‌ به‌ آخرين‌ نتيجه‌ كفر و گناه‌ واصل‌ و نائل‌ گردند كه‌ مستحق‌ يك‌چنين‌ عذابي‌ مي ‌باشند. پس‌ اين‌ صبر و مداراي‌ ائمه‌ در روش‌ و رفتار خود ضمن‌ همراهي‌ و همگامي‌ با اكثريت‌ گمراه‌ ايجاب‌ مي‌ كنند كه‌ اكثريت‌ آنها پيش‌ از وصول‌ نتايج‌ كفر وگناه‌ يا بعد از وصول‌ توبه‌ كنند به‌ سوي‌ خداوند و اولياي‌ خدا برگردند و از عذاب‌ جهنم‌ نجات‌ پيدا كنند. (کتاب سیره ائمه اطهار ع)