چرا سيرِ سريع بدون زحمت (طی الارض) برای کفار ممتنع است؟

در آية اول سوره اسری، خداوند علت سير معراجي رسول خدا ص را بيان مي‏ كند و مي‏ فرمايد: ما او را به مسجدالاقصي (فوق آسمان‏ها و زمين‏ها) بالا برديم تا آيات عظمت و قدرت خود را به او نشان دهيم تا آنچه را كه مي‏ داند از نزديك ببيند. اگر اين آياتِ قدرت و عظمت در همان مسجدالحرام بوده و پيغمبر مي ‏توانست در مسجدالحرام آيات خدا را ببيند، چه لزومي‏ دارد كه خدا او را به مسجدالاقصي ببرد يا اگر آياتِ قدرت خدا در مسجدالاقصي به معناي فلسطين و اورشليم وجود داشته، آن كدام آيت الهي است كه در بيت المقدس بوده و در مسجدالحرام نبوده است. مسجدالحرام و مسجدالاقصي به معناي بيت المقدس، هر كدام شهري در روي زمين هستند. از نظر عمران و آبادي و خصوصيات ديگر با هم فرقي ندارند و علاوه تمامي‏ انسان‏ها از مسجدالحرام به بيت المقدس مي‏روند و از بيت المقدس به مسجدالحرام برمي ‏گردند. مسافرت انسان‏ها از شهرها به شهري ديگر براي همة انسان‏ها تكرار مي ‏شود. پس اين چه امتيازي مي ‏تواند براي رسول خدا باشد كه خدا او را از كعبه به بيت المقدس ببرد و اين همه مسافرتِ او را با آب و تاب ذكر كند كه او را به بيت المقدس برديم تا آيات عظمت و قدرت خود را به او نشان دهيم و اگر شما بگوييد همين حركت به كيفيت طي الارض در يك ثانية زماني از آيات بزرگ خداست، مي‏ گوييم پيغمبران گذشته و اوصياء آنها يك چنين معجزاتي داشته ‏اند. پس سير معراجي پيغمبر اكرم  ص به منظور تحقق وعده‏ هاي خدا به بندگان خود انجام گرفته است. خدايي كه به انسان گفته تمامي‏ عالم خلقت، ميدان زندگي شما است، بايد يك چنان توانايي به انسان بدهد تا بتواند بدون رنج و زحمت به اين جهان نامتناهي سفر كند و هر عالَمي‏ و هر چيزي را از نزديك ببيند. اين ها دلايل عقلي موجوديت سير معراجي رسول خدا است، پس وعده‏ هاي خدا حقيقت دارد و خدا خلف وعده نمي‏ كند، لازم است مركب سريعي به انسان بدهد تا انسان با آن مركب، قدرت و توانايي پيدا كند تا خود را در هر جاي عالم كه بخواهد قرار دهد. البته که خدا چنين امكاناتي را در اختيار انسان مي‏ گذارد. مشاهده مي‏ كنيم كه آيات قرآن سير سريع و آني انسان را از جايي به جايي وعده داده است. و در آيات 10 و 11 سوره صاد در ارتباط با سير به آسمان‏ها و سفرهاي فضايي به سوي كائنات، امكان تسلط كفار برفضا و آسمان‏ها و تصرفات عوالم آسمان را براي كفار ممتنع مي‏ داند و مي ‏گويد كفار به فكر اين هستند كه خود را بر آسمان‏ها مانند زمين مسلط كنند وليكن در برابر فضا و كائنات محكوم به شكست خواهند بود و به جايي نخواهند رسيد. شايد عده ‏اي در آخرالزمان اسباب و وسايل سفر به فضا و آسمان را براي خود تهيه ببينند وليكن در برابر فضا و كائنات محكوم به شكست خواهند بود. به همين دليل كه كفار را از سير به آسمان‏ها و تسلط بر آسمان‏ها مأيوس و محروم مي ‏كند، در مقابل اهل ايمان و تقوا را به يك چنين سير و سفري اميدوار مي ‏سازد، زيرا خداوند هر نعمتي را كه از كفار سلب مي‏ كند، اين سلب نعمت از كفار دليل اثبات آن براي اهل ايمان است. زيرا اگر امكان سلطنت برآسمان‏ها براي مؤمن و كافر وجود نداشته باشد و كسي نتواند بر آسمان‏ها سلطنت كند دليلي ندارد كه خداوند اين سلطنت را از كفار سلب كند بلكه مقام و قدرتي است كه دست هيچ کس از مؤمن و كافر به آن نمي‏رسد. پس خداوند كفار را از حكومت و تسلط بر آسمان‏ها محروم مي‏ كند، يعني اهل ايمان از چنين مقام و حكومتي محروم نيستند. خداوند در اين دو آيه سوره صاد مي‏ فرمايد: اگر ما بگوييم اين ستاره‏ ها شهرهاي آبادي هستند، نزديك‏ترين ستاره‏ ها با آخرين سرعتي كه ممكن است سفينه ‏هاي فضايي داشته باشند لااقل يك سال با آن نزديك‏ترين ستاره فاصله دارند و در اين يك سال براي رفتن و برگشتن چه وسايلي لازم دارند و چقدر آب و غذا لازم دارند، معلوم است با چه مشكلاتي روبروهستند با اين كه ظاهرا عوالمي‏ كه احتمالا آباد است و اهل آن متمدن هستند، در منظومه ‏هاي شمسي قرار گرفته ‏اند و در هر منظومة شمسي مانند منظومة شمسي ما لااقل يك عالَم آبادي مانند زمين ما هست. نزديك‏ترين منظومه‏ هاي شمسي به منظومة ما خورشيدي است كه به نام ستارة شعراي يماني شناخته شده است. اين ستارة نوراني در جاي خود خورشيد است و با تلسكوپ مشاهده شده كه مانند منظومة شمسي ما كراتي در اطراف خود دارد و محاسبه كرده ‏اند كه اين نزديك ‏ترين منظومة شمسي از زميني كه ما در آن زندگي مي‏ كنيم، هشت سال نوري فاصله دارد. چطور امكان دارد كه با سفينه ‏هاي فضايي بتوانند از اين منظومة شمسي خارج شده و خود را در منظومة ديگر قرار دهند، زيرا اگر با سرعت سير نور حركت كنند با اين كه اين حركت براي انسان‏ها ممكن نيست، باز هم بايد مدت هشت سال نوري توي راه باشند و تا بروند و برگردند، شانزده سال نوري طول مي‏ كشد و خودشان مي‏ گويند اجسام در صورتي مي ‏توانند در ثانيه ‏اي سيصد هزار كيلومتر سرعت پيدا كنند كه جرمانيت و جسمانيت خود را رها كنند، تبديل به نيرو و انرژي شوند، كه در آن صورت نه انسان انسان است و نه هم سفينة فضايي سفينه خواهد بود. پس آيه قرآن كه از شكست كفار در اين مسافرت ‏ها خبر مي ‏دهد، صد در صد مطابق واقع و حقيقت است. به علاوه اين آيات، سفرهاي فضايي بدون زحمت را ممكن مي ‏داند، زيرا اگر اين سفرها ممتنع باشد، خبر دادن از امكان وقوع آن لغو است و دليلي ندارد كه يك چنين سفرهايي را براي كفار ممتنع بشناسد و براي مؤمنين ممكن بداند. پس به دليل قضاوت و هدايت قرآن، سير به آسمان ‏ها و تسلط انسان بر فضاها و عوالم فضايي ممكن و ميسور است. (تفسیر سوره اسری- جلد یک)