رمز موفقیت حضرت رسول ص در دنیا چه بود؟

رسول‌ خدا در سير ابتدايي‌ خود بدون‌ توجه‌ به‌ خود و بدون‌ توجه‌ به‌ كسي‌ و چيزي‌ حركت‌ فكري‌ و علمي‌ خود را به سوي‌ خدا شروع‌ كرده‌ است. همه‌ جا به‌ فكر اين كه‌ خداي‌ خود را ببيند و بشناسد و با خداي‌ خود رابطه‌ پيدا كند. شايد که‌ رسول‌ خدا در سير ابتدايي‌ و حركت‌ طولي‌ به‌ خود اجازه‌ نمي دهد يا براي‌ خود جايز نمي داند كه‌ به‌ كسي‌ و چيزي‌ سواي‌ خدا توجه‌ كند و اين‌ توجه‌ را خلاف‌ ادب‌ و نزاكت‌ مي داند از اين كه‌ بدون‌ كسب‌ اجازه‌ از صاحب‌ خانه‌ به ‌خانه ‌و وسايل‌ زندگي‌ توجه‌ كرده‌ است.ميهمان‌ تازه‌ وارد به‌ خانه‌ شما هم‌ همين‌ مسئله‌ را رعايــت‌ مي كند. او پس‌ از آن كه‌ وارد خانه‌ شما مي شود تمام‌ توجهش ‌ به‌ اين‌ است‌ كه‌ صاحب‌ خانه ‌را ببيند و ساعتي‌ در خدمت‌ صاحب خانه‌ بنشيند بخصوص‌ كه‌ اگر صاحب‌ خانه‌ از آن‌ شخصيت هاي‌ عظيم‌ و بزرگوار مانند يك‌ سلطان‌ و يا يك‌ پيغمبر باشد. پيش ‌از حضور در محضر صاحب‌ خانه‌ نگاه‌ كردن‌ به‌ اشيائي‌ كه‌ در داخل‌ خانه‌ است‌ و يا تصرف‌ در آنها خلاف‌ ادب‌ و نزاكت ‌است.‌ بهتر اين‌ است‌ كه‌ خود را پيش‌ از ورود به‌ صاحب خانه‌ برساند و شايد خداوند متعال‌ اين‌ لطيفه‌ ادبي‌ و تربيتي‌ را در مراسم‌ حج‌ گنجانيده‌ باشد كه‌ شخص‌ تازه‌ وارد به‌ حرم‌ در ابتداي‌ ورود كه‌ لباس‌ احرام‌ مي پوشد توجه‌ به‌ همه‌ كس‌ و همه‌ چيز بر او حرام‌ مي شود. لازم‌ است‌ كه‌ خيلي‌ با وقار و ادب‌ خود را به‌ حرم‌ و صاحب‌ حرم‌ برساند و بعد از كسب‌ اجازه،‌ آزادي‌ كامل‌ خود را بدست‌ آورد. در ابتداي‌ ورود به‌ حرم‌، نگاه‌ به‌ همه‌ كس‌ و همه‌ چيز و يا تصرف‌ در كسي‌ و چيزي‌ بر حاجي‌ عارف‌ حرمت‌ پيدا مي كند گرچه‌ محرمات‌ تعداد مخصوصي‌ هستند كه‌ استفاده‌ از آنها حرام‌ مي شود مانند استفاده‌ از سايه‌ و يا تصـرف‌ درآن چه‌ در حرم‌ و يا در وجود انسان‌ است‌ وليكن‌ بر حاجي‌ عارف‌ همه‌ چيز حرمت‌ پيدا مي كند حتي‌ نگاه‌ به‌ خود و فكر درباره‌ خود و تصرف‌ به‌ چيزي‌ در وجود خود. پس‌ از آن كه‌ خود را به‌ حرم‌ مي رساند و طواف‌ مي كند ضمن‌ سعي‌ بين‌ صفا و مروه‌ به‌ انتظار مي نشيند تا به‌ او اجازه‌ ورود و ملاقات‌ بدهند. حج‌ انسان هاي‌ عارف‌ و متكامل‌ هم‌ به ‌هميـن‌ شكل‌ است‌. حاجي ها در جستجوي‌ خانه ‌و زيارت‌ خانه ‌اند و بندگان‌ مؤمن‌ خدا در جستجوي‌ صاحب‌ خانه‌ و هركدام‌ به‌ هدف‌ خود نائل‌ مي شوند. رسول‌ الله‌ در ابتداي‌ ورود به‌ خط‌ تكامل‌ مانند همان‌ حاجيان‌ است‌ كه‌ پيش‌ از حضـور در محضر خدا و كسب‌ اجازه‌ از آن‌ مقام‌ مقدس‌ استفاده‌ و توجه‌ به‌ كسي‌ و يا چيزي‌ را براي‌ خود جايز نمي داند و آن‌ را خلاف‌ ادب‌ مي داند از اين كه‌ بدون‌ كسب‌ اجازه‌ رسمي‌ به‌ كسي‌ و يا چيزي‌ توجه‌ كرده‌ است. با اين‌ مقدمات‌ رسول‌ خدا و يا هر انسـان‌ مترقي‌ و متكامل‌ در سير ابتدايي‌ خود كه‌ آن‌ را صعودي‌ و طولي‌ ناميده ‌ايم، جايز نيست‌ به‌ كسي‌ و يا چيزي‌ توجه‌ كند بلكه‌ ملاقات‌ خدا را هدف‌ خود قرار داده‌ و به سوي‌ خدا برود كه‌ خداوند از اين‌ حركت‌ به‌ هواي‌ ستاره‌ تعبير مي كند و مي گويد : والنجم‌ اذا هوي‌ پـس‌ آن‌ بزرگوار سير انتهايي‌ خود را به‌ انتها رسانيد تا آنگاه‌ كه‌ مانند قاب‌ قوسين‌ و يـا نزديك تر از قاب‌ قوسين‌ به خداي‌ خود مربوط‌ شد و آويزه‌ شجره‌ توحيد و وحدت‌ گرديد. پس‌ از رسيدن‌ به‌ اين‌ مرتبه‌ لقاء اللهي‌ سير دوم‌ او شروع‌ مي شود كه‌ خداوند به‌ او مي گويد: انا و انت‌ و خلقت‌ الاشياء لاجلك‌ يعني‌ فقط‌ من‌ و تو هستيم‌ و من‌ تو را مي خواهم‌ و همه ‌چيز را فقط‌ براي‌ تو آفريده ‌ام‌. پس‌ لازم‌ است‌ رسول‌خدا در مرتبه‌ ديگر خداوند را به‌ تمامي‌ اسماء و صفات‌ و جمال‌ و عظمت‌ بشناسد كه‌ اين‌ شناسايي‌ در سير دوم‌ حاصل‌ مي شود كه‌ خداوند به‌ او مي گويد به‌ جهاني‌ كه‌ آن‌ را پشت‌ سر گذاشته‌ اي‌ و بدون‌ توجه‌ به‌ كسي‌ و چيزي‌ از آن‌ عبور كرده ‌اي‌ برگرد و هركسي‌ و يا چيزي‌ را چنان كه‌ هست‌ بشناس.‌ رسول‌ خدا در اين‌ حالت‌ درست‌ مانند شاگردي ‌است‌ كه ‌استاد دست‌ او را مي گيرد و در عالم‌ گردش‌ مي دهد و همه‌ چيز را چنان كه‌ هست‌ به‌ او مي نماياند. انسان‌ دانا و آگاه، انسان‌ متفكر و متعقل، ‌انساني‌ كه‌ عالم‌ آفرينش‌ را همچون‌ كتابي‌ جلوي‌ چشم‌ خود مي گذارد و مطالعه‌ مي كند يك چنين‌ انساني‌ پس‌ از آگاهي‌ به‌ عالمي‌ كه‌ وارد آن‌ شده ‌است‌ در اولين‌ مرتبه‌ تصميم‌ مي گيرد كه‌ هر چه‌ بهتر و بيشتر خود را به‌ خالق‌ عالم‌ و خداي‌ جهان‌ مربوط‌ كند مانند يك‌ مسافر كه‌ داخل‌ مؤسسه‌ عظيمي‌ مي شود كه‌ پر است‌ از ابزار و ادوات‌ و ماشين‌آلات‌ و صنايع‌ فني‌ و علمي‌ عجيب‌ را دارد كه‌ به‌ محض‌ ورود به‌ اين‌ مؤسسه‌ به‌ خود فرمان‌ ايست‌ مي دهد و تصميم‌ مي گيرد كه‌ هر چه‌ زودتر با راهنمايي‌ راهنمايان‌ خود را به‌ مدير مؤسسه‌ برساند و به‌ كمك‌ مدير مؤسسه‌ به‌ كميت‌ و كيفيت‌ آن‌ مؤسسه‌ عظيم‌ آگاه‌ شود. بنابر اين‌ اولين‌ چيزي‌ را كه‌ تازه‌ وارد متفكر دانشمند و در عين‌ حال‌ مؤدب‌ و با تربيت‌ در نظر مي گيرد آشنائي‌ با مدير مؤسسه ‌است.‌ مبادا خودرأي‌ و خودمختار كاري‌ كند كه ‌برخلاف‌ نظام‌ و نزاكت‌ باشد. انسان‌ متفكر كه‌ وارد جهان‌ خلقت‌ مي شود همين طور است‌. او با جهاني‌ وسيع‌ و عظيـم‌ رو به رو مي شود كه‌ از ذرات‌ كوچك‌ آن‌ تا بزرگترين‌ كرات‌ كليات‌ و جزئيات‌ هر كدام‌ در انتهاي‌ عظمت‌ و نظام‌ قرار گرفته‌ است.‌ در اولين‌ مرتبه‌ به‌ خود فرمان‌ ايست‌ مي دهد و سعي‌ مي كند كوچك ترين‌ حركت‌ او به‌ كمك‌ راهنمايي‌ راهنمايان‌ انجام‌ گيرد. در اين ‌موقع‌ پس‌ از اين كه‌ در اختيار راهنما قرار گرفت‌، خواهش‌ و تمناي‌ او اين‌ است‌ كه‌ هرچه‌ زودتر با مدير اين‌ مؤسسه‌ يعني‌ خداوند متعال‌ آشنايي‌ پيدا كند و خداوند متعال‌ او را براي‌ رسيدن‌ به‌ اين‌ مقصد تأييد و تقويت‌ مي كند. شخص‌ متفكر و دانشجو بدون‌ توجه‌ به ‌چپ‌ و راست‌ و بدون‌ تعرض‌ به‌ اشياء و اجزاء عالم‌ تصميم‌ مي گيرد كه‌ از يك‌ خط‌ مستقيم‌ و در حركـت‌ طولي‌ و صعودي‌ خود را به‌ مدير اين‌ مؤسسه‌ عظيم‌ معرفي‌ كند. حديث‌ درحالات‌ معراجي‌ رسول‌الله‌ وارد شده‌ كه‌ فرمودند: آن جا كه‌ حركات‌ معراجي‌ خود را آغاز كردم‌ يك‌ نفر از طرف‌ راست‌ مرا به‌ خود دعوت‌ كرد اعتنا ننمودم‌ و ديگري‌ از دست‌ چپ‌ دعوت‌ نمود اعتنا نكردم‌ و آن‌ ديگري‌ از رو به رو مرا دعوت‌ كرد اجابت‌ نموده‌ و از راه‌ راست‌ به سوي‌ خداي‌ خود حركت‌ نمودم. جبرئيل‌ آن‌ دعوت ها را براي‌ رسول‌ چنين‌ تفسير كرد كه‌ اگر دعوت‌ راست‌ و چـپ‌ را اجابت‌ مي كردي‌ امت‌ تو از خط‌ مستقيم‌ به‌ شرقيت‌ و غربيت‌ و يا يهوديت‌ و نصرانيت‌ منحرف‌ مي شدند و اكنون‌ كه‌ دعوت‌ آنها را اجابت‌ ننمودي‌ تو در راه‌ راست‌ و خط‌ مستقيم‌ حركت‌ مي كني‌ تا بدون‌ زحمت‌ خود را به‌ مقصد برساني.‌ در اين‌ حركت‌ معراجي‌ و يا سيرصعودي‌ مشاهده‌ مي كنيم‌ كه‌ رسول ‌خدا در حركت‌ مستقيم‌ خود به‌ راست‌ و چپ‌ متمايل‌ نشده‌ و بـه‌ چيزي‌ جز خدا فكر نكرده ‌است‌ تا آنگاه‌ كه‌ حالت‌ لقاء اللهي‌ براي‌ او پيدا شده‌ و در سيرمعراجي‌ خود از جبرئيل‌ هم‌ جلو افتاده‌ است. (تفسیر سوره نجم)