حکمت مشهوریت حضرت رسول در عصرها و زمانها چه بود؟

هر پيغمبري‌ در ابتداي‌ قيام‌ خود و در جامعه‌ خود مانند فردي‌ از افراد زمان‌ خود مي ‌باشد. شهرت‌ تاريخي‌ و اجتماعي‌ ندارد چنان‌ شهرتي‌ كه‌ قابل‌ رقابت‌ با رؤسا و سلاطين‌ زمان‌ خود باشد فردي‌ است‌ مانند ساير افراد جامعه‌ از جانب‌ خدا ماموريت‌ پيدا مي كند انسانهاي‌ عادي‌ زمان‌ خود را كه‌ بيشتر از طبقه‌ سوم‌ و چهارم‌ هستند به دين‌ خدا دعوت مي ‌كند و با خرافات‌ و موهومات‌ كه‌ استثمار گران‌ آنها را اسير كرده‌ اند مبارزه‌ مي‌ كنند. در اين‌ رابطه‌ بين‌ پيغمبر زمان‌ و جامعه‌ دو نوع‌ برخورد پيدا مي ‌شود برخورد اول‌ از جانب‌ عوام‌ و همان‌ مردمي‌ كه‌ مبتلا به‌ خرافات‌ و موهومات‌ و بت ها و بت ‌پرستي ‌ها شده‌ اند و خيلي‌ كم‌ در ميان‌ آنها اتفاق‌ مي ‌افتد و افرادي‌ پيدا شوند عاقلانه‌ بفهمند و عاقلانه‌ كار كنند قهراً بين‌ آنها و پيغمبر زمان‌ برخورد عقيده‌ اي‌ پيدا مي‌ شود كه‌ مردم‌ عقيده‌ به‌ بتها دارند و پيغمبر زمان‌ با بت ها و خرافات‌ ديگر مخالفت‌ مي‌ كند. برخورد دوم‌ اين‌ پيغمبران‌ با رؤسا و ثروتمندان‌ و زمامداران‌ زمان‌ است‌. آنها نيز صرف نظر از اين كه‌ حاضر نيستند به‌ سخنان‌ آن‌ پيغمبر گوش‌ بدهند و او را به‌ باد استهزاء و مسخره‌ مي‌ گيرند مشاهده‌ مي ‌كنند كه‌ اگر اقليت‌ و اكثريت‌ عوام‌ جذب‌ پيغمبر زمان‌ شوند پايه ‌هاي‌ رياست‌ و حاكميت‌ آنها سست‌ مي ‌شود و كم‌ كم‌ آن‌ پيغمبر زمان‌ در رأس‌ جامعه‌ قرار مي‌ گيرد در قهراً روي‌ قانون‌ و قاعده‌ اي‌ كه‌ مردم‌ را به‌ توحيد و عدالت‌ دعوت‌ مي ‌كند شهرت‌ اجتماعي‌ پيدا مي‌كند و بيشتر عوام‌ را به‌ خود جلب‌ و جذب‌ مي‌ نمايد از اين رو سردمداران‌ هم‌ براي‌ حفظ‌ موقعيت‌ خود كه‌ مبادا پيغمبر زمان‌ به‌ شهرت‌ و رياست‌ برسد و مقام‌ و منصبي‌ پيدا كند با او به‌ مخالفت‌ برمي‌ خيزند و بيشتر مردم‌ عوام‌ را تحريك‌ مي‌ كنند و در انتها پيغمبر زمان‌ را پيش‌ از آنكه‌ شهرت‌ اجتماعي‌ پيدا كند و به‌ مقام‌ و منصبي‌ برسد از بين‌ مي ‌برند. در نتيجه‌ پيغمبران‌ گذشته‌ پيش‌ از آن كه‌ شهرت‌ اجتماعي‌ پيدا كنند و در برابر قدرتمندان‌ و ثروتمندان‌ و رؤساي‌ قوم‌ فرد شاخص‌ شناخته‌ شوند كشته‌ مي ‌شوند يا اين كه‌ برنامه‌ دعوت‌ و تبليغ‌ آنها و اتمام‌ حجت‌ آنها به‌ سر مي ‌رسد و از دار دنيا مي‌ روند. پس‌ به‌ طور كلي‌ كمتر پيغمبري‌ پيدا مي‌ شود كه‌ در زمان‌ خود و در ارتباط‌ با مردم‌ زمان‌ خود در اوج‌ عزت‌ و عظمت‌ و شهرت‌ تاريخي‌ قرار بگيرد يك‌ چنان‌ شهرتي‌ كه‌ قابل‌ رقابت‌ با بزرگان‌ قوم‌ و رؤسا باشد. به‌ محض‌ اين كه‌ شهرت‌ پيدا مي‌ كند در معرض‌ حمله‌ رؤساي‌ زمان‌ و پيشوايان‌ مذهب‌ گذشته‌ قرار مي‌ گيرند و از بين‌ مي‌ رود به‌ همين‌ كيفيت‌ مولا اميرالمومنين‌ عليه‌ السلام‌ هم‌ در بعضي‌ بيانات‌ و خطبه ‌هاي‌ خود مي‌ فرمايد: خداوند پيغمبر هر زماني‌ را و يا حجت‌ هر زماني‌ را بعد از آن كه‌ در زمان‌ خود به‌ شهرت‌ و عظمت‌ مي ‌رسد و موقعيت‌ اجتماعي‌ او به‌ ميزاني‌ رشد مي‌ كند كه‌ سردمداران‌ از او مي ‌ترسند و ضعفا و فقرا هم‌ در اطاعت‌ او شوق‌ و ذوقي‌ پيدا مي ‌كنند در اين‌ شهرت‌ تاريخي‌ از جانب‌ خدا مقدر مي ‌شود كه‌ آن‌ پيغمبر از دنيا برود و شخص‌ ديگري‌ كه‌ يك‌ چنان‌ عظمت‌ و شهرت‌ تاريخي‌ ندارد جاي‌ او را بگيرد. در اين‌ رابطه‌ زماني‌ كه‌ حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ در اوج‌ عزت‌ و اقتدار قرار گرفت‌ و حكومت‌ اسلامي‌ خود را در شبه‌ جزيره‌ رواج‌ داد و چنان‌ وضعي‌ پيدا كرد كه‌ سرمداران‌ و رؤسا و ثروتمندان‌ از او خوف‌ و هراس‌ داشتند و جرأت‌ مخالفت‌ با او نداشتند. فقر او ضعفا هم‌ كه‌ ذوق‌ و شوق‌ داشتند از اين كه‌ يك‌ شخصيت‌ بزرگواري‌ در رأس‌ جامعه‌ قرار گرفته‌ مي ‌تواند ظلم‌ و ستم‌ را از بين‌ ببرد و عدالت‌ را رواج‌ دهد در يك‌ چنين‌ وضعيتي‌ كه‌ پيغمبر اسلام‌ شهرت‌ و عظمت‌ پيدا كرد از جانب‌ خدا مقدر شد كه‌ از دنيا برود و باز حجتي‌ در جاي‌ او قرار گيرد كه‌ يك‌ چنان‌ شهرت‌ و عظمت‌ تاريخي‌ در زمان‌ خود ندارد. حكمت‌ يك‌ چنين‌ تقديري‌ اين‌ است‌ كه‌ وقتي‌ كه‌ يك‌ پيغمبر يا امام‌ يا هر كسي‌ كه‌ به‌ وسيله‌ او حجت‌ بر مردم‌ تمام‌ مي ‌شود و مردم‌ مأمور به‌ اطاعت‌ او مي‌شوند اگر يك‌چنين‌ پيغمبر يا امامي‌ در اوج‌ عزت‌ وعظمت‌ و حكومت‌ قرار گيرد كه‌ سردمداران‌ و رؤسا از ترس‌ اطاعت‌ كنند. فقرا و ضعفا هم‌ به‌ طمع‌ از او پيروي‌ نمايند در نتيجه‌ يك‌ حكومتي‌ برپايه‌ تهديد و تطميع‌ بوجود مي ‌آيد. خداوند و يا پيغمبر زمان‌ يك‌ چنان‌ حكومتي‌ را دوست‌ نمي‌ دارند و مطلوب‌ آنها نيست‌ زيرا منافقين‌ و گناهكاران‌ از ترس‌ اين‌ حكومت‌ و معصيت‌ ترك‌ گناه‌ مي‌ كنند. ضعفا و فقرا هم‌ به‌ طمع‌ مال‌ دنيا از آن‌ پيغمبر اطاعت‌ مي‌ كنند و يك‌ چنين‌ اطاعتي‌ كه‌ نتيجه‌ تهديد و تطميع‌ است‌ مطلوب‌ خداوند متعال‌ نيست‌ از اين رو هر پيغمبري‌ كه‌ در يك‌چنين‌ وضع‌ شهرت‌ و مقامي‌ قرار مي‌ گيرد مرگش‌ از جانب‌ خدا مقدر مي ‌شود. خداوند آن‌ پيغمبر را از دنيا مي‌ برد و ديگري‌ را در جاي‌ او مي ‌نشاند كه‌ مردم‌ يا به‌ منظور اطاعت‌ خدا از او اطاعت‌ كنند و يا اگر نمي‌ خواهند اطاعت‌ كنند و آزادانه‌ مرتكب‌ گناه‌ و معصيت‌ شوند يك‌ چنان‌ تهديد و تطميعي‌ از جانب‌ حجت‌ زمان‌ در كار نباشد تا معلوم‌ شود چه‌ كسي‌ براي‌ رعايت‌ دين‌ و تقوا از حجت‌ زمان‌ اطاعت‌ مي‌ كند و چه‌ كسي‌ براي‌ دنيا. (کتاب سیره ائمه اطهار ع)