رفع اتهام از شیعیان در رفتارشان با ائمه ع.

وقتی خلايق‌ را‌ با يكديگر مقايسه‌ كنید مانند اعداد در مقابل‌ يكديگرند. يكي‌ فقط‌ يك‌ واحد است‌ و آن‌ ديگري‌ ده‌ واحد. همان طور به‌ تفاوت‌. يعني‌ يك‌ انسان‌ از صد نفر انسان‌ بالاتر است‌ مانند انسان‌ عالِم‌ و انسان‌ جاهل‌ و آن‌ انسان‌ ديگر از هزار انسان‌ بالاتر است‌. شجاعان‌ ميدان‌ جنگ‌ را كه‌ نمره‌ مي ‌دادند مي ‌گفتند بالاتر از صد سرباز، بالاتر از هزار سرباز و به‌ همين‌ كيفيت‌. همه‌ جا پيغمبران‌ با پيغمبران‌ مقايسه‌ مي ‌شوند. حضرت‌ عيسي‌ از موسي‌ بالاتر. حضرت‌ ابراهيم‌ از پيغمبران‌ ديگر بالاتر، اين‌ مقابله ‌ها و بالا پائين ‌ها مربوط‌ به‌ درجات‌ تكامل‌ و كلاس هاي‌ درس‌ است‌ كه‌ يكي‌ به‌ تعبير ما ديپلم‌ است‌ و آن‌ ديگري‌ ليسانس‌ و دكتر. وليكن‌ انسان هاي‌ كاملي‌ كه‌ صاحب‌ معراجند در مقام‌ لقاء اللهي‌ قرار مي‌ گيرند. با خدا رو به رو مي‌ شوند و مستقيماً از خدا ياد مي‌ گيرند. از دايره‌ خلقت‌ عالم‌ و ظرفيت‌ خود خارج‌ شده‌ به‌ دايره‌ علم‌ الهي‌ وارد مي ‌شوند، با ساير مردم‌ و اعداد ديگر قابل‌ مقايسه‌ نيستند. همه‌ افراد، عددند و آنها بي‌ نهايت.‌ پس‌ آنها با خدا خوانده‌ مي ‌شوند، برابر خدا قرار مي‌ گيرند، هرچه‌ از خدا انتظار داريم‌ از آنها انتظار داريم‌ و هرچه‌ از خدا مي ‌دانيم‌ از آنها مي ‌دانيم‌.  اين‌ تعريفات‌ به‌ معناي‌ تبديل‌ ذات‌ انسان‌ به‌ ذات‌ خدا نيست‌. بعضي‌ افراد، شيعيان‌ را متهم‌ مي ‌كنند كه‌ امام هاي‌ خود را خدا مي ‌دانند بلكه‌ به‌ معناي‌ فراگيري‌ علم‌ خداوند متعال‌ است‌. كسي‌ كه‌ دريا را در اختيار دارد برابر دريا، آب‌ حيات‌ در اختيار دارد. خودشان‌ فرموده‌ اند: ما را از خدا بودن‌ پائين‌ بياوريد خدا نيستيم‌، خلق‌ خدائيم‌ بعد هر چه‌ مي‌خواهيد وصف‌ كنيد كمتر وصف‌ كرده ‌ايد. خداوند آنها را درجاي‌ خود نشانده‌ است‌. كسي‌ جانشين‌ كسي‌ مي‌ شود كه‌ برابر او و مثل‌ او باشد تا بتواند كار او را مانند او انجام‌ دهد.  خداوند كه‌ در علم‌ و قدرت‌ نامتناهي‌ است‌ شاگرداني‌ لازم‌ دارد به‌ ظرفيت‌ نامتناهي‌. لذا خداوند قرآن‌ را و پيغمبر و امام ها را علم‌ نامتناهي‌ معرفي‌ مي‌كند. از اين‌ جهت‌ ما سوي‌ الله‌ بايستي‌ آنها را بشناسند زيرا آنها در ملك‌ خدا خليفه‌ خدا هستند و تمام‌ عالم‌ خلقت‌ ملك خدا است‌ پس‌، بايستي‌ حوادث‌ مربوط‌ به‌ آنها در مرئي‌ و منظر تمام‌ اهل‌ عالم‌ قرار گيرد. جشن‌ آنها جشن‌ عمومي‌ جهاني‌ است‌ و عزاي‌ آنها هم‌ به‌ همين‌ كيفيت.‌ لذا حوادث‌ مذكور غديرخم‌ و اين‌ جشن‌ تاجگذاري‌ و جشن‌ ازدواج‌ و عزاي‌ عاشورا جشن‌ تمامي‌ مخلوقات‌ خدا و يا عزاي‌ تمامي‌ آنهاست‌. جملات‌ آخر حديث‌ كساء يك‌ چنين‌ وضعيتي‌ را مشخص‌ مي‌ كند كه‌ خداوند در برابر تمامي‌ مخلوقات‌ خود و تمامي‌ موجودات‌ كه‌ به‌ خدا توجه‌ دارند با خدا مي ‌گويند و مي ‌شنوند همه‌ آنها را متوجه‌ اين‌ تاجگذاري‌ مي ‌كند تا تمام‌ بندگان،‌ وظائف‌ خود را بشناسند و به‌ رهبران‌ ابدي‌ خود معرفت‌ پيدا كنند. در اين‌ رابطه‌ فرشته‌ ها و يا تمامي‌ دانشمنداني‌ كه‌ به‌ خدا توجه‌ دارند به‌ زبان‌ حال‌ و يا مقال‌ عرض‌ كردند: پروردگارا، آنها چه‌ كساني‌ هستند كه‌ كسوت‌ الهي‌ پوشيده ‌اند و تاج‌ كرامت‌ به‌ سر گذاشته ‌اند. خداوند آنها را معرفي‌ كرد و در تعريف‌ آنها فرمود: هُم‌ فاطمه‌ و ابوها و بعلها و بنوها. يعني‌ آن‌ انوار مقدس‌ فاطمه‌ و پدرش‌ و شوهرش‌ و فرزندانش‌ هستند.  (شرح حدیث کساء)