سرنوشت‌ ظالم‌ و مظلوم‌ در قيامت‌ چگونه است؟

خداوند در ابتداي‌ اين‌ آيه‌ شريفه‌ خبر مي‏ دهد كه‌ تمامي‌ انسان‏ها و سران‌ قدرت‏ها در زندگي‌ آخرت‌ به‏ طرف‌ خدا جهت‌ گيري‌ مي‏ كنند و مي‏ كوشند كه ‌به هر كيفيت‌ باشد يك‌ رابطه‌ الهي‌ و انساني‌ پيدا كنند. در آيات‌ ديگر هم‌ به‌ تعبير ديگر مي‏گويد كه‌ سرمايه‌ انسان‏ها و رمز موفقيت‌ آن‏ها در عالم‌ آخرت،‌ دو چيز یا لااقل‌ يكي‌ از اين‌ دو چيز است‌: يكي‌ رابطه‌ ايماني‌ به ‏خداوند متعال‌ هر چند بسيار ضعيف‌ باشد و يا لااقل‌ رابطة‌ انساني‌ بـا دوستان‌ خدا كه‌ اگر انساني‌ در زندگي‌ دنيا خدا را عبادت‌ نكرده‌ و نشناختـه‌ باشد وليكن‌ به‌ يكي‌ از بندگان‌ خدا و يا اولياي‌ خدا خدمت‌ كرده‌ باشد چنان‌ خدمتي‌ كه‌ محبت‌ او در دل‌ آن‌ بنده‌ خدا جاي‌ گرفته‌ باشد و بين‌ آن‏ها دوستي‌ بوجودآمده‌ باشد، همان‌ دوستي‌ مايه‌ نجات‌ او مي‏ شود وليكن‌ در آخر اين‌ آيه‌ مي‏فرمايد: بزرگ‏ترين‌ عامل‌ نااميدي‌ و محروميت‌ انسان‏ها از لطف‌ خدا ظلم‌ به‌ بندگان‌ خدا است. اگر كسي‌ در زندگي‌ آخرت‌ شاكي‌ انساني‌ داشته ‌باشد یعنی به كسي‌ ظلم‌ کرده باشد و مظلوم‌ از دست‌ او به‌ خدا شكايت‌ كند، اين‌ شكايت‌ بزرگ‏ترين‌ مانع‌ موفقيت‌ انسان‌ در عالم‌ آخرت‌ مي‏شود. ظالم‌ اگر پيغمبري‌ از پيغمبران‌ خدا باشد و مظلـوم‌ بنده‌ ضعيفي‌ از بندگان‌ خدا كه‌ به ناحق‌ مورد ظلم‌ و تجاوز قرار گرفته‌ باشد همـان‌ ظلم،‌ سدّ بزرگي‌ سر راه‌ آن‌ پيغمبر است‌ كه‌ نمي‏گذارد وارد بهشت‌ شود مگر اين كـه‌ از آن‌ مظلوم‌ رضايت ‏نامه‌ داشته ‌باشد. به همين‌ مناسبت‌ پيغمبراسلام‌ و بعد از آن‌ حضرت‌ علي‌‏ابن‌ ابيطالب‌ (ع) خيلي‌ احتياط‌ مي‏كردند كه‌ ظلمي‌ به‏ كسي‌ نكنند و كسي‌ را از حق‌ الهي ‏اش‌ محروم‌ ننمايند. داستان‌ قصاص‌ گرفتن‌ از پيغمبراسلام‌ در اواخر عمر خيلي‌ مشهور است‌ كه‌ آن‌ حضرت‌ نزديك‌ به‌ وفات‌ در مسجد فرمودند كه‌ هـركس‌ فكر مي‏كند حقي‌ از حقوق‌ او بوسيله ‌من‌ ضايع‌ شده‌ است‌ الان‌ بيايد حقش‌ را بگيرد و به‌ آخرت‌ نيندازد كه ‌من‌ طاقت‌ عذاب‌ آخرت‌ ندارم‌. يك نفر به ‏نام‌ سواد بن‌ قيس‌ مدعي‌ شد كه‌ من‌ از رسول‌ خدا آزرده‌ شده‌ ام‌. يك روز كه‌ در ميدان‌ جنگ‌ صف‏ ها را منظم‌ مي‏كرديد نوك‌ عصاي‌ شما به سينه‌ من‌ خورد و آزرده‌ شدم‌ و نشاني‌ داد كه‌ عصاي‌ دستي‌ شما آن روز عصاي‌ ممشوق‌ بوده‌ است‌. رسول‌ خدا دستور داد آن‌ عصا را آوردند بدست ‌آن‌ مرد داد كه‌ تو مي ‏تواني‌ با همين‌ عصا قصاص‌ كني‌ و بعد سينه‌ خود را بالا زد تا آن‌ مرد قصاص‌ نمايد وليكن‌ آن‌ مرد بجاي‌ قصاص‌ كردن‌ سينه‌ پيغمبر را بوسيد. علي‌ عليه‌السلام‌ هم‌ در يك‌ جمله‌ مي‏فرمايد كه‌ اگر پادشاهان‌ ثروت‌ و قدرت‌ خود را در اختيار من‌ بگذارند و ظلم‌ كوچكي‌ از من‌ خواهش‌ كنند كه‌ مثلا مورچه‌ اي‌ را از روزيش‌ محروم‌ كنم‌ هرگز قبول‌ نمي ‏كنم‌ زيرا اين‌ ظلم‌ براي‌ آخرت‌ من‌ باقي‌ مي ‏ماند و آن‌ ثـروت‌ و قدرت‌ از بين‌ مي ‏رود. وحشت‌ پيغمبران‌ از همين‌ آيه‌ شريفه‌ است‌ كه‌ خداوند مي‏فرمايد: و لقد خاب من حمل ظلما. یعنی کسي‌ از لطف‌ خدا محروم‌ مي‏ شود كه همراه‌ خود، ظلم‌ و ستم‌ به‌ صحراي‌ محشر بياورد، در آن‏جا جلب‌ رضايت‌ مظلوم‌ رنج‌‏آور است.‌ در دنيا مي ‏توانند به‌ آساني‌ مظلوم‌ را از خود راضي‌ كنند ولي‌ در آخرت‌ اگر هم‌ مظلوم‌ راضي‌ شود ظالم‌ وابسته‌ به‌ او خواهد بود. (تفسیر سوره طه)