سعادت‌ و شقاوت‌ انسان‏ها مربوط‌ به‌ تربيت‌ است‌ نه‌ خلقت‌‌.

همه‌ جا اين‌ جمله‌ را در تعريف‌ حضرت‌ زهرا فرمود: انسيه‌ حورا. يعني‌ اگرچه‌ در ظاهر به صورت انسان‌ است‌ وليكن‌ در عقل‌ و معرفت‌، حوريه‌ بهشت‌ است‌. بعضي ‌ها از اين‌ تعريفات‌ اين طور استفاده‌ كرده ‌اند كه‌ امام ها عليهم ‌السلام‌ در خلقتشان‌ با ساير مردم‌ تفاوت‌ دارند. خداوند آن ها را از طينت‌ خاصي‌ كه‌ طينت‌ عليين‌ يا به‌ تعبير ديگر خاك‌ بهشت‌ است‌ آفريده‌ و ديگران‌ را از اين‌ خاك هاي‌ دنيا و يا به‌ تعبير ديگر برابر قرآن‌، خدا مردم‌ را از لاي‌ و لجن‌ دنيا آفريده‌. پس‌ آن ها در خلقت‌ با ديگران‌ تفاوت‌ دارند، تفاوت‌ در خلقت‌ مانند تفاوت‌ گرگ‌ و گوسفند يا مانند تفاوت‌ پلنگ‌ و آهو. چون‌ در خلقت‌ مختلفند قهراً در افكار و اعمال‌ هم‌ اختلاف‌ پيدا مي كنند. كار آهو از پلنگ‌ ساخته نيست‌ و كار پلنگ‌ از آهو. وليكن‌ اگر چنين‌ باشد دلالت‌ مي كند بر اين كه انسان ها در سعادت‌ و شقاوت‌ خود نقشي‌ ندارند، خدا هر كسي‌ را بخواهد شقي‌ خلق‌ مي كند و هر كس‌ را بخواهد سعيد مي‌آفريند. پس‌ شقاوت‌ و سعادت‌ به دست خداست‌ و از طرفي‌ بزرگ ترين‌ ظلم ها همين‌ است‌ كه‌ خداوند انساني‌ را شقي‌ خلق‌ كند و او را به‌ جهنم‌ ببرد كه‌ چرا شقي‌ بوده‌ و يا انساني‌ را سعيد خلق‌ كند و او را به‌ بهشت‌ ببرد. مانند اين‌ است‌ كه‌ گرگي‌ يا پلنگي‌ را به‌ جهنم‌ ببرند كه‌ چرا گرگ‌ و پلنگ‌ بوده‌ اند‌ و يا گوسفند و آهويي‌ را به‌ بهشت‌ ببرند كه‌ چه‌ حيوان‌ خوبي‌ بوده‌ است‌. بهشت‌ و جهنم‌ با اين‌ كيفيت‌ صد در صد به دست خداست‌ و خدا ظالم‌ شناخته‌ مي شود كه‌ گرگي‌ را عذاب‌ كند كه‌ چرا گرگ‌ بوده‌. گرگ‌ و پلنگ‌ اگر زبان‌ گويايي‌ داشته‌ باشند اعتراض‌ مي كنند كه‌ اي‌ خدا تو ما را گرگ‌ و پلنگ‌ آفريدي‌ ما چه‌ گناهي‌ داشتيم‌. خداوند جواب‌ منطقي‌ ندارد. محكوميت‌ پيدا مي كند. لذا در مذهب‌ ائمه‌ اطهار عليهم‌السلام‌ جبري‌ مذهب ‌ها چنين‌ عقيده ‌اي‌ دارند كه‌ شقاوت‌ و سعادت‌ مربوط‌ به‌ خلقت‌ است‌ نه‌ مربوط‌ به‌ تربيت.‌ يك‌ چنين‌ عقايدي‌ محكوم‌ شناخته‌ شده‌ است‌. ائمه اطهار ع‌ مي فرمايند: سعادت‌ و شقاوت‌ مربوط‌ به‌ تربيت‌ است‌ نه‌ خلقت‌. انسان ها هنگام‌ تولد نه‌ شقي‌ شناخته‌ مي شوند نه‌ سعيد. نه‌ كافر هستند نه‌ هم‌ مؤمن‌. بعد از آن كه به‌ سن‌ بلوغ‌ رسيدند عقل‌ و شعورشان‌ بيدار شد و در برابر دو نمايش‌ حق‌ و باطل‌ قرار گرفتند كه‌ يك‌ مربي‌ به نام پيغمبر آن ها را دعوت‌ به‌ مكتب‌ ايمان‌ و تقوا مي كند و مربي‌ ديگر به نام شيطان‌ آن ها را دعوت‌ به‌ كفر و گناه‌ مي كند. بعد از انتخاب‌ يكي‌ از اين‌ دو مكتب‌ و بعد از قبول‌ دعوت‌ پيغمبر و يا شيطان‌، كافر يا مؤمن‌ شناخته‌ مي شوند و انتخاب‌ يكي‌ از اين‌ دو مكتب‌ يعني‌ قبول‌ حق‌ و باطل‌ به دست انسان‌ است‌. انسان‌ وقتي‌ كلمه‌ حق‌ را مي شنود بايستي‌ قبول‌ كند و زماني‌ كه‌ در برابر خود دو چهره‌ حق‌ و باطل‌ را مي‌ بيند در يك‌ طرف‌، معاويه ‌ها قرار گرفتند و در طرف‌ ديگر علي‌ عليه‌ السلام، بايستي‌ مكتب‌ حق‌ را انتخاب‌ كند و به‌ طرف‌ اهل‌ حق‌ برود. اين‌ انتخاب‌ با انسان‌ است‌. بعد از انتخاب‌ اگر به‌ مكتب‌ ايمان‌ و تقوا رفتيم‌ مؤمن‌ ساخته‌ مي شويم‌ و اگر به‌ مكتب‌ كفر و گناه‌ رفتيم‌ كافر ساخته‌ مي شويم‌ زيرا مكتب ها و دانشمندان‌ مكتب هاي‌ سازنده ‌اند. شما فاصله‌ بين‌ يك‌ هواپيما و سنگ هاي‌ معدن‌ آهن‌ را در نظر بگيريد يا فاصله‌ بين‌ راديو و تلويزيون‌ را با سنگ‌ مس‌. سنگ هاي‌ مس‌ جز اين كه مس‌ هستند هيچ‌ خاصيتي‌ ندارند نه‌ كاسه‌ حساب‌ مي شوند نه‌ بشقاب‌ نه‌ سيم‌ نه‌ راديو نه‌ تلويزيون‌. اما همان‌ سنگ‌ مس‌ در اختيار دانشمندان‌ و مكتب‌ آن ها به‌ صورت‌ راديو تلويزيون‌ ساخته‌ مي شود و تمام‌ خاصيت هايي‌ كه‌ دارد مربوط‌ به‌ همين‌ ساخت‌ و ساز است‌. انسان ها نيز وقتي‌ كه‌ از مادر متولد مي شوند مانند سنگ‌ آهن‌ يا مس‌ هستند که وارد مكتب‌ مي شوند و به‌ اساتيد مكتب ها سپرده‌ مي شوند. در مكتب‌ كفر و گناه‌ انسان ها كافر ساخته‌ مي شوند و در مكتب‌ ايمان‌ و تقوا ، مؤمن‌ ساخته‌ مي شوند. اساتيد كفر و گناه‌، انسان‌ را كافر مي سازند و اساتيد ايمان‌ و تقوا، انسان‌ را مؤمن‌ مي سازند. مكتب‌ خدا كه‌ دين‌ پيامبران‌ است‌ و اساتيد اين‌ مكتب‌ كه‌ خدا و فرشتگان‌ هستند انسان ها را مؤمن‌ تربيت‌ مي كنند. وقتي‌ انسان‌ در ولايت‌ خدا و در مكتب‌ تربيت‌ او وارد مي شود خداوند فكر او را عقل‌ و معرفت‌ او را ساير كمالات‌ او را بالا و بالا مي برد تا مانند فرشتگان‌ شود و از آن ها بالاتر و اگر وارد مكتب‌ كفر و گناه‌ شود به‌ عكس‌ اين‌ ساخته‌ مي شود. پس‌ اين‌ ساخت‌ و سازها كه‌ يكي‌ مؤمن‌ است‌ و ديگري‌ كافر و يكي‌ مكتب‌ خدا را دوست‌ دارد و ديگري‌ مكتب‌ شيطان‌ را مربوط‌ به‌ تربيت‌ است‌ نه‌ مربوط‌ به‌ خلقت‌. انسان ها در خلقت‌ ابتدايي‌ مساوي‌ هستند. يكنواخت‌ خلق‌ مي شوند وليكن‌ در مسير افكار و اعمال‌ شقي‌ يا سعيد تربيت‌ مي شوند. (دعای ندبه - جلد دوم)