روز قیامت را باید جدی گرفت.

خداوند مي فرمايد: شما از داستان‌ قيامت‌ تعجب‌ مي كنيد و به‌ جاي‌ اين كه‌ به‌ حـال‌ خود بگرييد و براي‌ زندگي‌ آخرت‌ خود را آماده‌ كنيد قيامت‌ را به‌ مسخره‌ مي گيريد چـون‌ حقيقتا روز قيامت‌ روزي‌ است‌ كه‌ در آن‌ روز، تمام‌ وسايل‌ طبيعي‌ و انساني‌ از تصرف‌ انسان‌ خارج‌ مي گردد، سفره‌ طبيعت‌ از پيش‌ روي‌ انسان ها برچيده‌ مي شود. مانند دنيــا نيست‌ كه‌ درختي‌ بكارد و پرورش‌ پيدا كند و يا آب‌ و غذاهاي‌ ديگر توليد كند و ازآن‌ بهره‌ ببرد. انسان هاي‌ كافر و ظالم‌ در زندگي‌ قيامت‌ قدرت‌ تهيه‌ شربت‌ آبي‌ و يا لقمه‌ غذايـي‌ براي‌ خود ندارند اگر تخمي‌ بكارند سبز نمي شود و اگر خود را در جايي‌ پنهان‌ كنند  هـمان‌ سرزميني‌ كه‌ در آن‌ پنهان‌ شده ‌اند آنها را پرت‌ نموده‌ و آشکار مي‌ سازد، قدرت‌ اين كـه‌ ريگي‌ بردارند و به طرف‌ كسي‌ يا چيزي‌ بپرانند، ندارند. وسايل‌ دنيايي ‌آنها به‌ صفر مي رسد. انسان ها قدرت‌ ندارند به‌ يكديگر كمك‌ كنند اگر يك‌ پدر، بهشتي‌ باشد نمي‌ تواند فرزنــد خود را به‌ بهشت‌ ببرد مگر اين كه‌ آن‌ فرزند هم‌ مستحق‌ بهشت‌ باشد. يك‌ بهشتي‌ نمي ‌تواند از آن‌ آب ها يا ميوه ‌ها در اختيار جهنمي ‌بگذارد زيرا زندگي‌ بهشتي ها از راه‌ دعاي‌ مستجاب‌ فراهم‌ مي شود نه‌ از راه‌ كار و كارگري‌ مانند كشاورزي‌ و دامپروري.‌ به‌ محض‌ اين كه ‌اميد و آرزويي‌ در يك‌ بهشتي‌ پيدا شود كه‌ كاش‌ چنان‌ بودم‌ و چنين‌ چيزي‌ داشتم‌، به‌ محض‌ پيدايش‌ اميد و آرزو، زندگي‌ او چنان‌ مي شود كه‌ آرزو كرده ‌است‌ و پيدايش‌ اين‌ اميد و آرزو از مسير ايمان‌ و تقوي‌ حاصل‌ مي شود كه‌ كفار فاقد ايمان‌ و تقوي‌ بوده ‌اند، منكرآخـرت‌ و قيامت‌ شده ‌اند و براي‌ قيامت‌ و آخرت‌ خود، كاري‌ نكرده ‌و خود را آماده‌ ننموده ‌اند. با اين‌ حساب‌ انسانها كه‌ از زندگي‌ دنيا به‌ آخرت‌ منتقل‌ مي شوند تمام‌ وسايل‌ دنيايي‌ از دست‌ آنها خارج‌ مي شود و وسايل‌ آخرتي‌ هم‌ فقط‌ به‌ اراده‌ خدا  قابل‌ ظهور است‌ و لطف‌ خدا هم‌ بر انسان‌ مجهول‌ است.‌ پس‌ انسان ها كه‌ از وضع‌ و حال‌ خود در قيامت‌ آگاه‌ نيستنـد و مي دانند كه‌ روز قيامت‌ با اعمال‌ بد و گناهان‌ خود رو به رو مي شوند و يا نمي‌ دانند كه‌ آيا لطف‌ خدا شامل‌ حال‌ آنها مي شود و يا نمي‌شود بايستي‌  به‌ حال‌ خود در آينده‌ قيامت‌ بگريند و ناراحت‌ باشند از اين كه‌ وضعيت‌ خود را  نمي‌ دانند. وليكن‌ كفار و گناهكاران‌ كه‌ در بي‌ خبري‌ كامل‌ قرار گرفته‌ اند قيامت‌ را مسخره‌ مي كنند و به‌ آن‌ مي‌ خندند. خداوند آنهــا را ملامت‌ مي كند كه‌ چقدر در جهل‌ و غفلت‌ بسر مي برند و انسان هاي‌ بي‌تفاوت‌ و بي‌خاصيت‌ هستند. در آخرسوره‌ خداوند دستور سجده‌ مي دهد كه‌ فقط‌ يگانه‌ عامل‌ آگاهي‌ به‌ ظهور قيامـت‌ و معرفت‌ به خداوند متعال‌ و بهره‌ برداري‌ از زندگي‌ آخرت،‌ راه‌ تسليم‌ و اطاعت‌ است‌ كــه‌ انسان ها با ركوع‌ و سجود و ساير دعاها و عبادت ها ضمن‌ كسب‌ معرفت‌ به‌ خدا محبوبيت‌ پيدا مي‌كنند و همين‌ معرفت‌ و محبوبيت،‌ توشه‌ آخرت‌ آنهاست‌ كه‌ مي توانند از آن‌ بهره ‌برداري‌ كنند. (تفسیر سوره نجم)