نکته ظریف حضرت علی ع در مورد اهمیت علم و رهایی از قید جهل

نكته‌ ظريف‌ و شريفي‌ را حضرت‌ تذكر مي دهند و آن‌ اين‌ است‌ كه‌ ميفرمايد: فضا و هواي‌ تاريك‌ پيش‌ از طلوع‌ خورشيد حبس‌ است‌ و با طلوع‌ خورشيد از اين‌ حبس‌ خانه‌ ظلماني‌ آزاد مي گردد نشان‌ مي دهد كه‌ تاريكي‌ و ظلمات‌ يك‌ حبس‌ خانه‌ است‌، ممكن‌ نيست‌ كه‌ كسي‌ يا چيزي‌ در فضاي‌ تاريك‌ آزادي‌ پيدا كند و آزادي‌ خود را به ‌دست‌ آورد. آزادي‌ ظلمت ها و اشياء و اشخاص‌ كه‌ در ظلمت‌ هستند با تابش‌ نور ممكن‌ است.‌ نور و روشنائي‌، انسان ها را از حبس‌ تاريك‌ نجات‌ مي دهد و تاريكي‌ خود را و  موجودات‌ داخل‌ خود را حبس‌ مي كند. به همين‌ مناسبت‌ مشاهده‌ مي كنيد كه‌ به محض‌ غروب‌ آفتاب‌ و ظهور تاريكي‌ شب،‌ تمام‌ انسان ها و حيوانات‌ كره‌ زمين‌ به خانه‌ و لانه‌ خود مي روند و خود را حبس‌ مي كنند و تا خورشيد طالع‌ نشده ‌است‌ نمي توانند از خانه‌ و لانه‌ خود آزاد شوند. كلمه‌ (تسريح‌) آزادي‌ ظلمت ها را از قيد تاريكي‌ نشان‌ مي دهد و در ضمن‌ اين‌ جمله‌ اشعار مي دارد كه‌ آزادي‌ انسان ها در جهل‌ و تاريكي‌ محال‌ است.‌ اگر يك‌ انسان‌ بخواهد خود را از جهل‌ و تاريكي‌ وجود خود و هـواي‌ نفس‌ خود آزاد سازد اين‌ آزادي‌ در صورتي‌ ممكن ‌است‌ كه‌ خود را در شعاع‌ علم‌ و هدايت‌ قرار دهد و اجازه‌ دهد كه‌ نور علم‌ و هدايت‌ خدا و اولياء خدا بر دل‌ تاريك‌ او تابــش‌ كند و روشنائي‌ بوجود آورد. بعد از پيدايش‌ روشنائي‌ علم،‌ انسان ها از قيد جهل ‌آزاد مي شوند و آزادي‌ انساني‌ خود را بدست‌ مي آورند. بزرگترين‌ حبس خانه‌ براي‌ هــر انساني‌ وجود ظلماني‌ اوست‌. انسان‌ در خلقت‌ خود جاهل‌ و ظلماني است‌. ناقص‌ متولد مي شود و جاهل‌ به دنيا مي آيد و خودش‌ در حبس خانه‌ وجود خودش‌ قرار مي گيرد. حيوانـات‌ در جهل‌ وجود خود حبسند نتوانسته ‌اند به زندگي‌ خود وسعت‌ دهند و از فضاي‌ حيوانـي‌ خود خارج‌ شوند همچنين‌ كودكان‌ در وجود كودكانه‌ خود حبسند آزادي‌ براي‌ آنهـا ممكن‌ نيست‌ مگر وقتي‌ كه‌ به مكتب‌ و مدرسه‌ بروند و اجازه‌ دهند خورشيد علم‌ و دانش‌ در وجود آنها طلوع‌ كند. در اين‌ رابطه‌ حافظ‌ شيرازي‌ مي گويد: تو خود حجاب‌ خودي‌ حافظ‌ از ميان‌ برخيز. در اينجا فكر حافظ‌ كه‌ به‌ نور عرفان‌ روشن‌ شده‌ مي داند كه‌ پيش‌ از اين‌ در وجــود خود محبوس‌ بوده‌ است‌. به خودش‌ مي گويد كه‌ اي‌ حافظ‌ خودت‌، خودت‌ را حبس‌ كرده ‌اي.‌ لازم‌ است‌ كه‌ از اين‌ حبس‌ خانه‌ خارج‌ شوي‌ و خود را در معرض‌ تابش نور علم‌ و عرفان‌ قرار دهي‌. پس‌ شب هاي‌ تاريك‌ حبس‌ خانه‌ خودند و موجوداتي‌ كه‌ در فضاي‌ تاريكنـد در وجود خود و فضاي‌ خود حبس‌ اند بايستي‌ خورشيد طالع‌ شود و موجبات‌ آزادي‌ آنها را فراهم‌ كند. همينطور جامعه‌ جاهل‌ و نادان‌ در اجتماع‌ خود و در زندگي‌ جاهلانـه‌ خود حبسند و قهرا" از نعمت‌ آزادي‌ و آن‌ لذت ها و ثروت ها كه‌ در آزادي‌ پيدا مي شـود محرومند. در اين‌ جامعه‌ ظلماني‌ هم‌ خورشيدي‌ لازم‌ است‌ طلوع‌ كند افكار مـردم‌ را روشن‌ نمايد. آنها را از قيد جهل‌ و ناداني‌ برهاند و در فضاي‌ علم‌ و دانش‌ آزادي‌ و استقلال‌ دهد.  خورشيدي‌ كه‌ بر دل‌ انبياء مي‌ تابد نور علم‌ خداوند متعال‌ اسـت‌ و خورشيدي‌ كه‌ در افكار مردم‌ طلوع‌ مي كند و ظلمت ها را برطرف‌ مي نمايد هدايت‌ و تربيت‌ پيغمبران‌ است و خورشيدي‌ كه‌ كره‌ زمين‌ را از ظلمت‌ و تاريكي‌ نجات‌ مي دهد همين‌ خورشيد است‌ كه‌ هر روز صبح‌ طالع‌ مي شود و به مردمي‌ كه‌ در تاريكي‌ هستند آزادي‌ مي دهد. (شرح دعای صباح)