معنای صلات و ضرورت انجام آن

صلات به‌ معناي‌ حالت‌ ارتباط‌ و توجه‌ به‌ خداوند متعال‌ و طلب‌ فيض‌ از آن‌ ذات‌ مقدس‌ است‌. مجموعه‌ اين‌ دو كلمه‌ يعني‌ توجه‌ به‌ خدا و طلب‌ فيض‌  حقيقت‌ نماز را تشكيل‌ مي ‌دهد. صلوه‌ در تفسير لغوي‌ به‌ معناي‌ دعا و خواهش‌ از خداوند متعال‌ و حال‌ ارتباط‌ است‌. دعا درست‌ به‌ معناي‌ طلب‌ فيض‌ است‌ كه‌ انسان‌ محتاج‌ براي‌ رفع‌ حوائج‌ و نقائص‌ وجودي‌، بايستي‌ به‌ خداي‌ خود مربوط‌ شود و از او كسب‌ فيض‌ كند تا در اثر كسب‌ فيض‌ و رشد عقلي‌ و استعدادي‌ براي‌ او غناي‌ ذاتي‌ به‌ وجود آيد و آمادگي‌ پيدا كند تا به‌ آنچه‌ مي ‌خواهد، برسد. انسان‌ براي‌ اين كه‌ بتواند نقص‌ و قصور ذاتي‌ خود را احساس‌ كند و آگاهي‌ كامل‌ به‌ نقائص‌ و قصور استعداد خود پيدا نمايد بايستي‌ خود را با خداي‌ سازنده‌ و آفريننده‌ طبيعت‌ قياس‌ كند و در اين‌ قياس‌ درك‌ نمايد كه‌ خود او در چه‌ حدو مقامي‌ هست‌. در اين‌ مقايسه‌ مي‌ تواند به‌ ضعف‌ خود در برابر قدرت‌ خدا و به‌ جهل‌ خود در برابر علم‌ او، به‌ فقر خود در برابر غناي‌ او آگاه‌ شود. تا زماني‌ كه‌ يك‌ چنين‌ مقايسه ‌اي‌ در فكر انسان‌ به‌ وجود نيايد و خود را در برابر سازنده‌ و آفريننده‌ قرار ندهد، به‌ نقائص‌ ذاتي‌ خود آگاهي‌ پيدا نمي ‌كند. زيرا اگر انسان‌ خود را با افراد نوع‌ خود و يا خود را با سایر مخلوقات‌ قياس‌ كند قهرا خود را مساوي‌ با آن‏ها و يا بهتر و بالاتر از آن‏ها مي‌ بيند. در اين‌ احساس‌، حالت‌ جهد و كوشش‌ براي‌ او پيدا نمي ‌شود. زيرا خود را از تمام‌ موجودات‌ عالم‌ بهتر مي‌بيند و حق‌ حاكيمت‌ براي‌ خود قائل‌ مي‌ شود و يا خود را مساوي‌ با افراد نوع‌ خود مشاهده‌ مي‌كند كه‌ با كوچكترين‌ تحولي‌ از بسياري‌ جلو مي ‌افتد لذا انسان‌ حالت‌ تكبر به‌ وجود مي‌آيد و اين‌ كبريايي‌ مانع‌ رشد و تكامل‌ او مي‌شود. انسان‌ اگر در خود بي‌‏ نيازي‌ احساس‌ كند، گرفتار طغيان‌ و سركشي‌ مي ‌شود و بر ماسواي‌ خود مي ‌تازد و براي‌ خود حق‌ حاكميت‌ قائل‌ مي ‌شود. يك‌ چنين‌ حالاتي‌ كه‌ عواقب‌ خطرناكي‌ در انسان‌ به‌ وجود مي‌آورد، از آن‏جا پيدا مي‌ شود كه‌ رابطه‌ خود را با خداي‌ خود قطع‌ كرده‌ و نمي‌ تواند بين‌ خود و خداي‌ خود موازنه‌ و مقايسه ‌اي‌ بوجود آورد. لذا براي‌ احساس‌ قصور و تقصير خود و آگاهي‌ بر فقر ذاتي‌ بايستي‌ خود را با خداي‌ خود مقايسه‌ كنيم‌ و همه‌ جا نفس‌ خود را در برابر عظمت‌ خداي‌ آفريننده‌ قرار دهيم‌ تا ببينيم‌ او كيست‌ و ما كيستيم‌، او چه‌ دارد و ما چه‌ داريم‌، او در چه‌ حدي‌ از علم‌ و قدرت‌ قرار گرفته‌ و ما در چه‌ وضعي‌ قرار گرفته‌ ايم‌.  در اين‌ مقايسه‌ مي‌توانيم‌ آگاهي‌ كامل‌ به‌ فقر خود پيدا كنيم‌ و بعد از اين‌ آگاهي‌ جهشي‌ در ما به‌ وجود آيد تا فقر و نقائص‌ ذاتي‌ خود را برطرف‌ كنيم‌ و به‌ غناي‌ كامل‌ برسيم‌. در اين‌ جهش‌ براي‌ كسب‌ كمال‌ و فضيلت‌ حالت‌ دعا و نيايش‌ در ما بوجود مي‌ آيد و مي ‌بينيم‌ و مي ‌دانيم‌ كه‌ به‌ جز خدا كسي‌ نمي ‌تواند ما را از دايره‌ فقر و ناداني‌ و ناتواني‌ نجات‌ دهد. پيدايش‌ يك‌ چنين‌ حالت‌ دعا و نيايش‌ را براي‌ كسب‌ فضيلت‌ و كمال‌ صلوه‌ مي‌ نامند. صلوه‌ به‌ معناي‌ حقيقي‌ وواقعي‌ ارتباط‌ به‌ خدا و كسب‌ فيوضات‌ و كمالات‌ است‌. پيغمبران‌ در دعوت‌ خود به اين‌ حقيقت‌ شكل‌ داده ‌اند تا معناي‌ صلوه‌ در لباس‌ شكل‌ و نمايش‌ قابل‌ تصور و قابل‌ ادراك‌ شود. نمازي‌ كه‌ در دين‌ مقدس‌ اسلام‌ به‌ اقامه‌ آن‌ مأمور هستيم‌ شكلي‌ از حقيقت‌ توجه‌، در ارتباط‌ به‌ خدا و طلب‌ فيض‌ است‌. به‌ همين‌ مناسبت‌ در اخبار و روايات‌ مشاهده‌ مي‌كنيم‌ كه‌ ائمه‌ اطهار عليه‌السلام‌ فيض‌‏گيري‌ از خداوند متعال‌ را حقيقت‌ نماز و عبادت‌ مي‌نامند و مي‌فرمايند: از نماز شما آن‌ مقدار درست‌ است‌ كه‌ توجه‌ به‌ خداي‌ خود پيدا كرده‌ و از او خواستار فيض‌ و كمالي‌ شده ‌ايد. نماز را از ابتدا تا انتها اگر بررسي‌ كنيم‌ مجموعه‌ اعمال‌ و اورادي‌ است‌ كه‌ در ضمن‌ احترام‌ و تعظيم‌ به‌ ذات‌ مقدس‌ خدا و حمد و ستايش‌ او حالت‌ دعا و خواهش‌ در ما بوجود مي‌آورد تا در ضمن‌ جملات‌ دعائي‌ و طلب‌ فيض‌ از خداوند متعال‌ نواقص‌ ذاتي‌ و استعدادي‌ خود را برطرف‌ كنيم‌ و به‌ صفات‌ الهي‌ مجهز شويم‌. آيه‌ چهارم‌ حمد تا آخر از خدا خواهش‌ مي‌كنيم‌ كه‌ به‌ ما كمك‌ كند و ما را از راه‌ راست‌ به‌ حقايق‌ و مقاصد برساند. نعمت‏هاي‌ خود را بر ما كامل‌ كند و ما را از افراط‌ و تفريط‌ محفوظ‌ دارد. لذا در يك‌ روايتي‌ امام‌ يازدهم‌ حضرت‌ عسگري‌ عليه‌ السلام‌ از قول‌ خداوند متعال‌ حكايت‌ مي‌كند كه‌ خدا فرموده‌ سوره‌ حمد را بين‌ خود و بنده‌ خود به‌ دو قسمت‌ تقسيم‌ كردم‌ آن‏چه‌ در ضمن‌ آن‌ حمد وستايش‌ پروردگارخود را به‌ جا مي‌آورد بهره‌ من‌ و آن‏چه‌ در ضمن‌ آن‌ حوائج‌ خود را از من‌ مي‌طلبد بهره‌ بنده‌ من‌ است‌. همين‌ طور ساير ذكرها و ركوع‌ و سجودها براي‌ احترام‌ به‌ مقام‌ الهي‌ وضع‌ شده‌ كه‌ در خلال‌ آن‌ احترامات‌ و تعظيمات‌، حوائج‌ خود را از خداوند متعال‌ بخواهيم‌. ساير عبادت‏ها مانند روزه‌ و حج‌ به‌ همين‌ منظور وضع‌ شده‌ است‌ كه‌ لسان‌ طلب‌ و تقاضاي‌ انسان‌ را به‌ سوي‌ خدا باز كند و از فيوضات‌ مادي‌ ومعنوي‌ خداوند متعال‌ بهره‌مند شود. در يكي‌ از آيات‌ قرآن‌ خداوند مي‌فرمايد:  ما يعبو بكم‌ ربي‌ لولا دعائكم‌. يعني‌: اگر شما از خدا خواهش‌ نداريد، خدا هم‌ به‌ شما اعتنا نمي‌كند يعني‌ به‌ ميزان‌ خواهش‌ و دعا مورد توجه‌ خدا قرار مي‌گيريد. اساسا در فرهنگ‌ انبياء، اولياء، خدا يگانه‌ عامل‌ در تكامل‌ و جهش‌ به‌ سوي‌ خدا و وصول‌ به‌ حقايق‌ فضايل‌ انساني‌، فقط‌ و فقط‌ دعا و نيايش‌ است‌ كه‌ در ضمن‌ عبادت‏ ها و جملات‌ دعائي‌ براي‌ مردم‌ بيان‌ شده‌ است‌ و همان‏طور كه‌ خود پيغمبران‌ و اولياء خدا از طريق‌ دعا و اخلاص‌ به‌ خدا، به‌ مقصد رسيده‌اند، انسان‏ها نيز  بايستي‌ از همان‌ راه‌ تكامل‌ پيدا كنند و به‌ حقيقت‌ نزديك‌ شوند. در اين‌ قسمت‌ از حديث‌ شريف‌ امام‌ عليه ‌السلام‌ مي‌فرمايد: پيدايش‌ توجه‌ و ارتباط‌ به‌ خدا و آمادگي‌ براي‌ نماز از شئون‌ عقل‌ است‌. تنها عامل‌ دروني‌ كه‌ انسان‌ را وادار به‌ عبادت‌ و توجه‌ به‌ خدا مي ‌كند، نيروي‌ عقل‌ انسان‌ است‌ كه‌ در داخل‌ وجود انسان‌ مانند پيغمبران‌، در خارج‌ وجود انسان‌ شناخته‌ شده‌ است‌. هركس‌ از نيروي‌ فكر و عقل‌ خود بهره ‌مند شود حتما در خط‌ اطاعت‌ و بندگي‌ خدا قرار مي‌ گيرد و به‌ خدا توجه‌ پيدا مي ‌كند. كساني‌ كه‌ از توجه‌ به‌ خدا محرومند، از نيروي‌ عقل‌ و عبادت‌ هم‌ محرومند. لذا در برابر اين‌ اقتضاي‌ عقل‌، ضايع‌ گذاشتن‌ دين‌ و ارتباط‌ به‌ خدا را از مقتضيات‌ جهل‌ شناخته‌ است‌. انسان‌ جاهل‌ خدا را نمي ‌شناسد و عظمت‌ او را درك‌ نمي‌كند و در نتيجه‌  نمي‌ تواند به‌ خدا توجه‌ كند و نمي ‌تواند مراسم‌ دين‌ را زنده‌ بدارد، قهراً دين‌ خود را ضايع‌ مي‌ گذارد. لذا نماز از مقتضيات‌ عقل‌ و ضياع‌ عبادت‌ از مقتضيات‌ جهل‌ است‌. (حدیث عقل و جهل)