مدیریت‌ها باید بر اساس تخصص و مال و ثروت، بر اساس احتياجات مردم تقسيم ‌شود.

انسان‌ها از نظر خدمات اجتماعي و خدمت به دين خدا بر سه قسمند، كه براي هر قسمت از آن‌ها بودجه مخصوص و اجر مخصوصي مقدر و مقرر فرموده است و آن گروه سه گانه عبارتند از: گروه اوّل: كساني كه به جامعه بشريت خدمت می‌ كنند بدون اينكه با آن‌ها قراردادي ببندند و يا از آن‌ها اجر و مزدي بخواهند. بشريت را هدايت می‌ كنند و زندگي به آن‌ها می‌ آموزند، علم و دانش بهشتي شدن به آن‌ها تعليم می ‌دهند، نظم و نظام اجتماعي به وجود می‌ آورند، قوانين و قواعدي را كه ضمن آن امنيت پيدا می ‌شود به جامعه ميآموزند و بالاخره حكومت ديني و حكومت علمي و عقيده اي در جامعه ايجاد ميكنند، خدماتي كه ثمره‌ اش پيدايش نظام اجتماعي بدون دولت و بدون مأمور است. انسان‌ها را مؤمن، پرهيزكار و متقي می‌ سازند، انسان‌هایی پرورش می‌ دهند كه به طور خودكار و بدون انتظار در جامعه فعاليت می‌ كنند تا زندگي آن‌ها را به ثمر برسانند. آن‌ها طايفۀ خدمتگزار به جامعه بشريت هستند بدون اينكه در برابر خدمات خود اجر و مزدي از مردم مطالبه كنند و يا برابر باري كه از دوش مردم بر می‌ دارند باري به دوش آن‌ها بگذارند. خدماتشان از نوع احسان است نه از نوع مزد و مزدوري و كار و گارگري. رابطه آن‌ها با جامعه مانند رابطه پدر و مادر است با فرزندان، خدماتشان احسان به فرزندان است. همان طور که پدر و مادر بدون اينكه انتظاري از فرزندان داشته باشند و بدون اينكه كارگر يا نوكر آن‌ها باشند روي عشق و محبتي كه به فرزندان خود دارند براي آن‌ها زحمت می‌ كشند تا زندگي آن‌ها را به ثمر برسانند و تمامي ذوق و شوقشان اين است كه فرزندان صالح و خوشبختي دارند، در جامعه هم كساني هستند كه همتشان خدمت به جامعه و پرورش نظام ديني براي پيدايش سعادت و خوشبختي جامعه است. مانند انبياء و اولياء خدا و خدمتگزاران ديگري كه به منظور اجر خدائي و آخرتي به مردم خدمت کرده ‌اند. آن‌ها طايفه اي هستند كه صدها هزار تُن بارهاي سنگين را از دوش جامعه برداشته ‌اند و ذره اي هم بار به دوش جامعه نگذاشته ‌اند. خدمتشان پر بركت و بينهايت، تحميلات و انتظاراتشان از جامعه در حدّ صفر. همين طايفه بودند كه عامل پيدايش تمامي نیکی ‌ها و نظم و نظام ‌ها و خوشبختي ها بوده‌ اند. اگر شما می‌ خواهيد فوائد خوبي كه در جامعه به وجود آمده يعني مجموعه نظام ‌ها و عدالت ‌ها و رعايت حقوق و خوشی‌ ها و آرامش و آسایش‌ ها را در نظر بگيريد و بدانید كه این‌ها محصول كدام شجره است، آيا محصول خدماتِ اولياء خداست و يا محصول زحماتِ دشمنان خدا؟ اگر درست دقت كنيد و حتي يك رقم از ارقام خدمات انبياء و اولياء را در نظر بگيريد خواهيد دانست كه اين نظام و امنيت اجتماعي كه بزرگ‌ترین نعمت خداوند متعال است لااقل نود درصد محصول خدمات پيغمبران و پيروان آن‌ها است و صدي ده يا كمتر محصول نظاماتي است كه دولت‌ها به وجود می‌ آورند. علوم اجتماعي و تمدن و خدمات اجتماعي و مهر و محبت انسان‌ها به يكديگر همه اين‌ها محصول شجره دين و عقيده و محصول زحمات پيغمبران و پيروان آن‌ها است. اما گروه دوم: طايفۀ مستضعفين هستند، انسان‌هایی كه مخدوم گروه اول هستند. انبياء و اولياء به آن‌ها خدمت می‌ كنند، وليكن هنوز خود آن‌ها به عقل و شعور نرسیده ‌اند كه سعادت خود را در خدمت مردم و در خدمت به دين خدا بدانند. در ضعف عقلي و مالي قرار گرفته ‌اند و احتياج به خدمت دارند موجوديت آن‌ها نسبت به گروه اول مانند موجوديت فرزندان در مقابل پدر و مادر و يا شاگردان در مقابل استاد است. كساني كه دين را به وجود آورده و اصول و فروع آن را پرورش داده ‌اند به جاي استاد و كساني كه در نظام ديني قرار گرفته و مستحق آموزش و پرورش و مستحق خدمت هستند به جاي شاگردند. در واقع اگر جوامع ديني را به دو قسمت تقسيم كنيم، آن دو قسمت به عنوان خادم و مخدوم شناخته می ‌شوند؛ عده اي به دين خدا خدمت می‌ كنند و ديگران از آن خدمات بهره می ‌برند. اين طايفۀ مخدوم را مستضعفين می ‌نامند. اما گروه سوم: انسان‌های ظالم و كافر و انسان‌های ضدّ دين و ضدّ بشريت هستند. كساني كه در خط ظلم و زور فعاليت می ‌كنند و بار زندگي خود را به گردن ضعفا مي ‌گذارند و سرمايه زندگي آن‌ها را غارت می‌ كنند. طايفه ظالم و جابر كه خداوند در سورۀ واقعه آن‌ها را «اصحاب الشمال» می‌ خواند. طايفۀ اول السابقون السابقون، طايفۀ دوم اصحاب اليمين، و طايفه سوم را كه مبداء پيدايش تمامي ناراحتی‌ ها و بدبختی‌ ها هستند، اصحاب الشِمال می ‌نامند. اين سه طايفه مطابق روش‌های علمي و عملي خود هر كدام در دين مقدس اسلام سهم مخصوصي از بيت المال دارند، كه از آن سهام تعبير به خمس، زكات و صدقات شده است. سهمي هم براي جلب و جذب طايفه سوم، كه با خدمت و بذل و بخشش، دل‌های آن‌ها را متمايل به اسلام كنند و از راه ظلم و ستم برگردانند. تقسيمات اموال و ثروت‌ها در دين مقدس اسلام بر اساس نياز و احتياج مردم است. اسلام در حكومت خود به صورت يك خانواده است و تمامي انسان‌ها و مسلمان‌ها عائله آن خانواده هستند. اسلام به رهبري خدا و اولياء خدا به جاي پدر و انسان‌ها در شعاع اطاعت آن‌ها به جاي فرزند. ثروت كرۀ زمين و تمامي منابعي كه خداوند در عالم آفريده است، ثروت همين خانواده است كه از نظر رواني، فكري و عملي به سه قسمت تقسيم شده‌ اند. سابقون السابقون يعني پيشتازان در خدمات ديني و اجتماعي، اصحاب اليمين يعني كساني كه مستحق خدمت و تربيتند و لازم است اولياء الله زندگي آن‌ها را اداره كنند و آن‌ها را تربيت نمايند و اصحاب الشِمال که انسان‌هایی ظالم و جنايتكارند و می‌ كوشند مستضعفين را اسثتمار كرده، بار زندگي خود را به گردن آن‌ها بگذارند و منافع آن‌ها را غارت كنند. تقسيمات حكومتي و مالي دين مقدس اسلام در صورتي كه هر سه طايفه تسليم حكومت باشند به كيفيتي است كه اختيارات، مقامات، حاکمیت‌ها، مديريت‌ها و رياست‌ها در اختيار افراد عالم و صالح قرار می‌ گيرد. هر كه عالم‌ تر است و در انجام كاري تخصص بيشتري دارد و در عين تخصص و علميت، ايمان و عدالت دارد، مصدر كارها واقع می‌ شود، حاکمیت‌ها و ریاست‌ها به او واگذار می‌ شود زيرا ریاست‌ها و حاکمیت‌ها مانند مال و ثروت نيستند كه به طور مساوي تقسيم شوند؛ هركسي علم، تخصص و ايمان و تقوايش بهتر و بيشتر است رياست ادارۀ مربوط به تخصص او به او واگذار می‌ شود و كسي كه به عنوان رئيس جمهور و يا فرمانده كل قوا انتخاب می ‌شود لازم است تخصص علمي و ايمانياش، سياست و تدبيرش از همه بيشتر باشد. وليكن تقسيمات مالي و بيت المال به اين كيفيت نيست. تقسيمات بيت المال و يا به تعبير زمان ما حقوق پرسنل دولت يا ادارات ديگر و يا ارتش و امثال آن بر پايۀ نياز و احتياج انسان‌هایی است كه در شعاع حكومت اسلامي زندگي می‌ كنند. ممكن است فرماندۀ كل قوا كه دو سر عائله دارد ماهي هزار تومان احتياج داشته باشد و آن سرباز ضعيف و ناتوان كه در ميدان جنگ فقط می ‌تواند اسب‌ها را نگه دارد ده سر عائله و ماهي ده هزار تومان احتياج داشته باشد. حكومت اسلامي به فرماندۀ كل قوا هزار تومان حقوق می ‌دهد و به آن سرباز ناتوان كه ده سر عائله دارد ده هزار تومان، زيرا احتياج آن سرباز از آن فرمانده بيشتر است. يعني كساني كه كار و كسب آزاد دارند، مالك يك روستا هستند و كشاورزي می‌ كنند و يا مالك يك كارخانه توليدي كه چندين ميليون تومان سرمايه دارند، اين مالكيت در اسلام به معناي مديريت است نه به معناي تصرفات دل بخواهي. مالك مال و ثروت مانند مالك روستا يا مالك يك معدن و چاه نفت كه میلیون‌ها تومان سرمايه دارد؛ مديريت اين مال با مالک است که او بایستی ثروت تولید کند، از ثروت‌ها و منافع تولید شده اصل سرمايه را حفظ كند و منافع توليدي را بين خود و ساير كارمندان، آن هم به ميزان احتياج تقسيم نمايد. ممكن است مالك روستا يا كارخانه كه دو سر عائله دارد ماهي هزار تومان احتياج داشته باشد و اما آن كارگر و باربر ساده كه كارگري به او واگذار شده و ده سر عائله دارد ماهي ده هزار تومان. پس كارگر ساده از منافع توليدي ماهي ده هزار تومان و مالك كارخانه از منافع توليدي ماهي هزار تومان استفاده می‌كند. به این ترتیب ریاست‌ها و مدیریت‌ها بر اساس تخصص و لياقت واگذار می ‌شود وليكن مال و ثروت بر اساس احتياجات مردم تقسيم می‌شود. بنابراين در عدالت الهي بين انسان‌ها تفاوت كمّي و تساوي كيفي حاكم است. تفاوت كمّي به معناي اينكه يك نفر که مالك روستا یا كارخانه ای است كه چندين ميليون تومان سرمايه دارد پس مالك پانصد ميليارد تومان است و ادارۀ اين مال به دست اوست. عزل و نصب‌ها، كار و كارگري، انتخاب افراد و اشخاص به اجازه او انجام می‌ گيرد و تساوي كيفي به معناي اين كه كيفيت زندگيِ مالكِ مال با كيفيت زندگيِ كارگر و باربرِ ساده، مساوي است. يعني به ميزان احتياج باشد، بدون اسراف و تجمل گرايي. يك چنين حكومتي جز به وسيله خدا و امامان معصوم و تسليم ملت‌ها در برابر حكومت قابل اجرا نيست. (تفسیر سوره حشر)