حالات سه گانه انسان ها در مسیر محبت به یکدیگر.

انسان‌ها در مسير محبت‌ به‌ يكديگر و يا جلب‌ و جذب‌ برادران‌ سه‌ حالت‌ پيدا مي‌ كنند كه‌ فقط‌ در حالت‌ سوم‌ دوستي‌ و يگانگي‌ به‌ معناي‌ حقيقي‌ ظاهر مي‌ شود. حالت‌ اول‌، آن‌ها صرفا معاشرت‌ و رويارويي‌ در همسايگي‌ يكديگر و يا برادري‌ و خواهري‌ حسبي‌ و نسبي‌ و ساير عواملي‌ كه‌ انسان‌ها را به‌ يكديگر آشنا مي‌كند. مثلا" برادر و خواهر يكديگر يا هم‌ وطن‌ و يا شريك‌ يكديگرند يعني‌ همين‌ برخوردها و معاشرت‌هاي‌ ابتدايي.‌ مرحله‌ دوم،‌ تا اندازه اي‌ بين‌ دوستان‌ هماهنگي‌ و يگانگي‌ بوجود مي‌آورد وليكن‌ محبت‌ كامل‌ نيست،‌ جايي‌ است‌ كه‌ امين‌ مال‌ و جان‌ و ناموس‌ يكديگرند و هرگز تصميم‌ به‌ سوء استفاده‌ و يا خيانت‌ و ضرر به‌ يكديگر ندارند. زندگي‌ او را به‌ جاي‌ زندگي‌ خود و زندگي‌ خود به‌ را جاي‌ زندگي‌ او مي‌دانند. حق‌ مداخله‌ در كار و رفتار يكديگر در خلال‌ زندگي‌ يكديگر دارند. مشورت‌ مي‌ كنند و در هدايت‌ و راهنمايي،‌ صداقت‌ و امانت‌ دارند. يك‌ چنين‌ مرحله‌اي‌ را خلت‌ و خليل‌ مي ‌نامند. يعني‌ دو نفر انسان‌ اين‌ چنين‌ خليل‌ يكديگر ولي‌ حبيب‌ يكديگر نيستند. مرحله‌ سوم‌ كه‌ تكامل‌ آن‌ دو مرحله‌ اول‌ است‌ اين‌ است‌ كه‌ از طريق‌ علم‌ و معرفت‌ به‌ حال‌ يكديگر و آشنايي‌ به‌ ارزش‌ يكديگر، هر كدام‌ ديگري‌ را براي‌ خود مثل‌ خود و بالاتر از خود مي‌ داند، آن‌ چنان‌ در دل‌ يكديگر جای مي‌ گيرند كه‌ بزرگترين‌ لذتشان‌ حشر با يكديگر است‌. هر كدام‌ از آنها حفظ‌ جان‌ ديگري‌ را از حفظ‌ جان‌ خود بهتر و بالاتر مي‌ داند. محبت‌ هر كدام‌ در اعماق‌ وجود ديگري‌ قرار دارد. حالت‌ دوم‌ كه‌ خلت‌ و محبت‌ باشد، خاصيت‌ مستقيم‌ دين‌ حق‌ و ايمان‌ به‌ خداوند متعال‌ است‌. كساني‌ كه‌ آشنايي‌ به‌ دين‌ خدا ندارند و عارف‌ به‌ خدا و اولياء خدا نيستند هرگز محبتشان‌ از مرحله‌ معاشرت‌ بالاتر نمي ‌رود و محبتشان‌ با يكديگر به‌ همين‌ اندازه‌ است‌ كه‌ از يك‌ خانواده‌ يا از يك‌ مملكت‌ هستند و يا احتياج‌ مالي‌ و مادي‌ به‌ يكديگر دارند، در مسائل‌ زندگي‌ با يكديگر همكاري‌ مي‌كنند، دوستاني‌ كه‌ فاقد دين‌ و ايمان‌ به‌ خداوند متعال‌ هستند، خليل‌ يا حبيب‌ و محبّ‌ يكديگر نمي‌شوند زيرا تنها فرهنگي‌ كه‌ ارزش‌ انسان‌ را به‌ انسان‌ مي‌ فهماند و انسان‌ را براي‌ انسان‌ ديگر به‌ صورت‌ بزرگترين‌ ثروت‌ و نعمت‌ معرفي‌ مي‌ كند، دين‌ و ايمان‌ به‌ خداوند متعال‌ است‌ و اين‌ رشته‌ محبت‌ كه‌ خليليت‌ است‌ و حبيبيت‌ بوجود مي‌ آورد به‌ اراده‌ خدا بين‌ دو انسان‌ ظاهر مي‌ گردد. خداوند در قرآن‌ مي ‌فرمايد: كساني‌ كه‌ ايمان‌ به‌ خدا دارند، اهل‌ تقوي‌ هستند، عمل‌ صالح‌ به‌ جاي‌ مي ‌آورند، خداوند محبت‌ آنها را در دل‌ دوستان‌ خود و محبت‌ دوستان‌ خود را در دل‌ آنها قرار مي ‌دهد. لذا خداوند در برخي‌ آيات‌ اين‌ دوستي‌ هاي‌ مالي‌ و مادي‌ يا حسبي‌ نسبي‌ را كامل‌ و غير قابل‌ تبديل‌ به‌ دشمني‌ نمي ‌داند. مي ‌فرمايد: الا خلاء يومئذ بعضهم‌ لبعض‌ عدو الا المتقين.‌ يعني‌ دوستان‌ مالي‌ و مادي‌ و معاشرتي‌ و حسب‌ و نسب‌ خويشاوندي‌ در زندگي‌ آخرت‌ قابل‌ دوام‌ و قابل‌ ظهور نيست‌ و رسميت‌ هم‌ پيدا نمي ‌كند مگر دوستي‌ هايي‌ كه‌ براساس‌ ايمان‌ و تقوي‌ باشد. لذا در تعريف‌ حكومت‌ امام‌ زمان ‌(ع‌) گفته‌ اند كه‌ آن‌ بزرگوار روابط‌ حسبي‌ و نسبي‌ و خويشاوندي‌ در روابط‌ دنيايي‌ را به‌ رسميت‌ نمي ‌شناسد. برادري‌ و خواهري‌ ايماني‌ را مي ‌پذيرد. لذا در زندگي‌ آخرت‌ تمام‌ انسان‌ها برادر و خواهر ايماني‌ يكديگر به‌ حساب‌ مي ‌آيند. روابط‌ پدري‌ و فرزندي‌ يا مادري‌ فرزندي‌ و يا خويشاوندي‌ هاي‌ ديگر به‌ هم‌ مي‌ خورد و رسميت‌ ندارد (تمامي‌ اهل‌ بهشت‌ برادر و خواهر ايماني‌ يكديگر هستند مصداق‌ اين‌ جمله‌ در دعاي‌ افتتاح‌ است كه‌ فرمود و سد به‌ خلتنا. (تفسیر سوره واقعه)