حركات‌ انسان‌ در چه صورتي‌ عقلائي‌ می‏گردد؟

عقل‌ همان‌ عاملي است‌ كه‌ انسان‌ را در حركات‌  و سكنات‌ و خواهش ها و شهوت‌ و غضب ها در كنترل‌ خدا قرار مي دهد. هروقت‌ تصميم‌ مي گيريد حركت‌ كنيد، به‌ سوي‌ كاري‌ و يا مال‌ و ثروتي‌ و يا آن چه‌ مي خواهي‌ ، اگر اين‌ حركت‌ را در شعاع‌ هدايت‌ و راهنمائي‌ خدا قرار دادي‌ ، در اين جا مَركَب‌ تو عقل‌ است‌ و هدف‌ تـو، آخرت. و در دنيا به‌ عزت‌ و شرف‌ و بزرگي‌ و بزرگواري‌ نائل‌ مي شوي‌، در آخرت‌ هم‌ بــا اولياء خدا در زندگي‌ بهشتي‌ ساكن‌ مي شوي‌. در اين‌ صورت،‌ حركات‌ تو تماما عقلائي‌ بوده‌ و مايه‌ اجر و ثواب‌ در دنيا و آخرت‌ مي شود. در اين جا ما به‌ نوع‌ عمل‌ و حركت‌ كار نداريم‌ زيرا بسياري‌ از مردم‌ ظاهرا كارهاي‌ نيكي‌ انجام‌ مي دهنــد وليكن‌ عاقل‌ نيستند. برمَركَب‌ هوي و هوس‌ سوار مي شوند . مانند كافري‌ كه‌ ظاهرا به مردم‌ خدمت‌ مي كند، جاده‌ و پل‌ و بيمارستان‌ مي سازد وليكن‌ هدف‌ خدائي‌ و آخرتـي‌ ندارد بلكه‌ فقط‌ به منظور مقام‌ دنيايي‌ و يا ثروت‌ دنيايي‌ فعاليت‌ مي كند. يك‌ چنين‌ انساني،‌ عاقل‌ نيست‌ و حركت‌ او عقلائي‌ نخواهد بود. او براساس‌ اقتضـاء و غريزه‌ ذاتي‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ ثروت‌ دنيا از راه هاي‌ خدمت‌ به مردم‌ وارد مي شـود. حركات‌ انسان‌ در صورتي‌ عقلائي‌ مي شود كه‌ پيش‌ از حركت‌ و اشتغال‌ به‌ كاري‌، عمل‌ خود را در شعاع‌ اطاعت‌ خدا و جلب‌ رضايت‌ او و براي‌ رسيدن‌ به‌ سعادت‌ آخرت‌ انجام‌ دهد زيرا عقل‌ از كلمه‌ عِقال‌ به معناي‌ بستن‌ دو چيز به‌ يكديگراست‌. وقتي‌ حيواني‌ را در بيابان‌ مي‌ بندند كه‌ فرار نكند اين‌ بستن‌ حيوان‌ را عِقال‌ مي گويند. انسان‌ عاقل‌ كسي‌ است كه‌ تمام‌ حركات‌ و سكنات‌ خود را به‌ رضا و غضب‌ خدا مربوط مي كند. اگر عملي‌ باشد كه‌ خدا از آن‌ راضي‌ است‌ ، انجام‌ مي دهد و اگر عملي‌ باشد كه‌ خدا را به غضب‌ مي‌ آورد ترك‌ مي كند . خداوند متعال‌ موارد رضا و غضب‌ خــود را در قرآن‌ به‌ مردم‌ اعلام‌ كرده‌ است‌. پس‌ تمامي‌ حركات‌ خود را بايستي‌ به‌ دستورات‌ خدا و احكام‌ الهي‌ مربوط‌ كنيم‌ يعني‌ خواهش هاي‌ نفساني‌ و اغراض‌ شخصي‌ خود را كنار بگذاريم،‌ براي‌ خود آن‌ را بخواهيم‌ كه‌ خدا مي خواهد و آن‌ را ترك‌ كنيم‌ كه‌ خدا نمي‌ خواهد. در اين‌ صورت‌ مَركَب‌ ما عقل‌ است‌. هرگز از خط‌ّ اطاعت‌ خدا منحرف‌ نمي شود و ما را به‌ جهنم ‌ نمي كشاند بلكه‌ ما را به‌ بهشت‌ مي برد. يك چنين‌ راهي‌ را راه‌ راست‌ مي‌ نامند و يك چنين‌ سالكي‌ را عاقل‌ و عارف‌ مي خوانند وليكن‌ اگر قيد اطاعت‌ را از زندگي‌ خود برداشتيم‌ و خود را مقيد نكرديم‌ كه‌ در اطاعت‌ خدا فعاليت‌ كنيم‌  در اين صورت‌ مَركَب‌ حركت‌ ما فقط‌ هواي‌ نفس‌ است‌ که اگر حركت‌ ما درست‌ باشـد يعني‌ در مسير خدمت‌ به مردم‌، ثروت‌ بيشتري‌ نصيب‌ ما مي شود و يا قدرت‌ بيشتري‌ حاصل‌ مي كنيم‌ كه‌ اين‌ هر دو در دنيا به ما مي رسد  وليكن‌ بهره‌ آخرتي‌ نداريم‌ زيرا كـفار اگر چه‌ ظاهرا" خدمت‌ مي كنند وليكن‌ تمامي‌آن‌ خدمات‌ و اختراعات‌ و ثروت ها مايه‌ تقويت‌ كافر و ظالم‌ مي شود و قدرت هاي‌ كفر و ظلم‌ عاقبت‌ دنيا را به ‌خاك‌ و خون‌ مي كشانند و ظلم‌ و ستم‌ سراسرعالم‌ را مي گيرد. پس‌ مولا امير المؤمنين‌ در اين ‌جمله‌ به‌ ما هشدار مي دهد كه‌ به‌ هواي‌ نفس‌ خود فعاليت‌ نكنيم‌  بلكه‌ در قيد اطاعت‌ و جلب‌ رضايت‌ خدا باشيم‌. (شرح دعای صباح)