تأویل خسوف و کسوف در قرآن کریم.

يكي‌ ديگر از آياتي‌ كه‌ ظاهر و باطن‌ دارد آيات‌ خسوف‌ و كسوف‌ است.‌ يعني‌ آيات‌ خورشيد گرفتگي‌ و ماه‌ گرفتگي.‌ در اين‌ آيات‌ شريفه‌ خداوند ماه‌ گرفتگي‌ و خورشيد گرفتگي‌ را از علائم‌ قيامت‌ مي‌ داند. مي ‌فرمايد: قیامت وقتي‌ به‌ پا مي‌ شود كه‌ چهرة‌ خورشيد يا ماه‌، تاريك‌ گردد. از خسوف‌ ماه‌ خبر مي ‌دهد و مي‌ فرمايد: و خسف‌ القمر، از كسوف‌ خورشيد هم‌ خبر مي ‌دهد و مي ‌فرمايد:  و جمع‌ الشّمس‌ والقمر. يعني‌ وقتي‌ كه‌ ماه‌ و خورشيد با هم‌ جمع‌ شوند و در برابر يكديگر قرار گيرند. زيرا وقتي‌ كرة‌ ماه‌ بين‌ خورشيد و زمين‌ قرار گيرد هم‌ چهرة‌ خورشيد تاريك‌ مي ‌شود كه‌ آن‌ را كسوف‌ مي ‌نامند و هم‌ چهرة‌ ماه‌ تاريك‌ مي‌ گردد كه‌ مانع‌ تابش‌ نور خورشيد به‌ چهرة‌ خودش‌ است‌ زيرا روشني‌ ماه‌ از خورشيد است.‌ ماه‌ از خود، روشنايي‌ ندارد و نور خورشيد بر چهرة‌ ماه‌ مي ‌تابد و آن را روشن‌ مي‌ كند و نورش‌ به‌ طرف‌ زمين‌ برمي‌ گردد. هميشه‌ يك‌ طرف‌ ماه‌ تاريك‌ است‌ و طرف‌ ديگرش‌ روشن.‌ شب هاي‌ چهارده‌ و پانزده‌ كه‌ نيمة‌ ماه‌ است‌ طرف‌ روشن‌ ماه‌ به‌ طرف‌ زمين‌ است‌ و طرف‌ تاريك‌ ماه‌ به‌ جاي‌ ديگر و در آخر ماه‌ بر عكس‌ مي ‌شود طرف‌ روشن‌ ماه‌ به‌ سوي‌ خورشيد است‌ و طرف‌ تاريك‌ ماه‌ به‌ طرف‌ زمين،‌ در نتيجه‌ هم‌ چهرة‌ ماه‌ تاريك‌ مي ‌شود كه‌ طرف‌ تاريكش‌ به‌ سوي‌ زمين‌ است‌ و هم‌ چهرة‌ خورشيد تاريك‌ مي ‌شود چون‌ كرة‌ ماه‌ مانع‌ تابش‌ خورشيد شده‌ است.‌ پس‌ در اين‌ آيات‌ كه‌ در سورة‌ قيامت‌ است‌ خداوند مي ‌فرمايد: زماني كه‌ چهرة‌ ماه‌ و خورشيد تاريك‌ مي ‌گردد و خسوف‌ و كسوف‌ واقع‌ شود قيامت‌ هم‌ به‌ پا مي ‌شود. اگر منظور از خسوف‌ و كسوف‌، همين‌ ماه‌ و خورشيد گرفتگي‌ معمول‌ و مرسوم‌ باشد غالباً در هر ماه‌ كه‌ خسوف‌ واقع‌ مي‌ شود و هم‌ كسوف‌ زيرا هميشه‌ در نيمة‌ ماه‌، زمين‌ بين‌ ماه‌ و خورشيد قرار مي‌ گيرد و در آخر ماه‌، كرة‌ ماه‌ بين‌ زمين‌ و خورشيد قرار مي‌ گيرد و اين همه‌ خسوف‌ و كسوف‌ در تاريخ‌ تكرار شده‌ ولي‌ هنوز قيامت‌ به‌ پا نشده‌ است.‌ از اين جا كشف‌ مي‌كنيم‌ كه‌ منظور از خسوف‌ و كسوف‌ معني‌ باطني‌ آن‌ است‌. معني‌ ظاهري‌ آن‌ همين‌ ماه‌ گرفتگي‌ و خورشيد گرفتگي‌ است‌ وليكن‌ معني‌ باطني‌ آن‌ تاريك‌ شدن‌ چهرة‌ دين‌ و پيشوايان‌ دين‌ در نظر مردم‌ مي‌باشد. پيشوايان‌ دين‌ معني‌ دوم‌ ماه‌ و خورشيد مي‌باشند. خورشيد يعني‌ چهرة‌ نوراني‌ دين‌ و چهرة‌ نوراني‌ پيشوايان‌ دين‌ كه‌ با علم‌ و حكمت‌ خود افكار مردم‌ را روشن‌ مي‌كنند. زماني كه‌ مردم‌ به‌ اولياء دين‌ و دين‌ خدا توجّه‌ دارند، علوم‌ ديني‌ را فرا مي‌گيرند و زندگي‌ خود را بر مدار دين‌ ترسيم‌ و تنظيم‌ مي‌كنند در اين‌ صورت‌ چهرة‌ دين‌ بسيار روشن‌ است‌. دين‌ و پيشوايان‌ دين‌ در نظر مردم‌ محبوبيت‌ دارند، گاهي‌ مردم‌ از دين‌ خدا فاصله‌ مي‌گيرند اولياء خدا و پيشوايان‌ دين‌ را كنار مي‌ زنند گرايش‌ به‌ كفّار پيدا مي‌ كنند از مكتب‌ خدا فاصله‌ مي‌ گيرند. روزگاري‌ كه‌ اكثر مردم‌ از دين‌ خدا اعراض‌ كنند و چهرة‌ واقعي‌ دين‌ از نظر مردم‌ پنهان‌ گردد و دين‌ خدا در نظر مردم‌ ارزش‌ خود را از دست‌ بدهد اكثريت‌ مردم‌ به‌ كفر و گناه‌ آلوده‌ شوند در يكچنين‌ زماني‌ چهرة‌ دين‌ خدا كه‌ همان‌ خورشيد واقعي‌ اسلام‌ است‌ گرفته‌ مي ‌شود و دنيا را ظلم‌ و ظلمت‌ فرا مي‌ گيرد همانطور كه‌ پيامبر فرمودند: زمين‌ پر از ظلم‌ و جور مي‌ شود. در انتهاي‌ اين‌ تاريكي‌، امام‌ زمان‌ (عج‌) ظاهر مي ‌گردد و دنيا را پر از عدل‌ و داد مي‌ كند. (کتاب تفسیر و تأویل)