خصیصه انسان با شرم و حیا

انسان با حيا و با عفت به کسي مي گويند که همه جا در مقابل انسانها، زن باشند يا مرد، ادب و احترام را رعايت مي کند و در برخوردش با انسانها طوري وانمود مي کند که او را به دليل انسانيت دوست دارد به دليل اين که خدا براي او احترام قائل شده و شکل و قيافه انساني به او داده است او هم براي اين انسان، احترام قائل مي شود. طوري با او روبرومي شود و در مقابل او قرار مي گيرد که ذره اي اراده تجاوز به مقام او و زيبايي او يا مال و ثروت او يا وجاهت و مقام او ندارد. وقتي با کسي روبرو مي شوی، طوري به او نگاه مي کني که به مال او طمع داري و يا به مقام و رياست او طمع داري و يا به عفت و پاکي او و ساير سرمايه ها، اين نگاه توأم با طمع را جلع يعني بي شرمي و بي حيايي می نامند. به همين منظور وقتي مردي به زني نگاه تندي مي کند آن زن احساس مي کند که نگاه مرد توأم با طمع و تجاوز است. به او مي گويد چرا بي حيا هستي و کلمه بي حيا را درباره او اطلاق مي کند. اما وقتي نگاه مرد را توأم با عفت و پاکي مي بيند که ذره اي اراده ندارد از زيبايي زن استفاده کند يا مسائل ديگر، بلکه مؤدب به مقام انساني او احترام مي گذارد از يک چنين انساني تعبير و تعريف مي کند که مردي با حيا و عفت و با ادب و نزاکت است. نگاه هاي توأم با طمع را جلع مي نامند. يعني نگاه کننده نشان مي دهد که او را به طمع مال که دارد يا به طمع مقامي که دارد و يا سرمايه هاي ديگر دوست دارد و اگرفاقد مال و مقام باشد به او اعتنايي نمي کند. در نگاه اول نشان مي دهد که او را برابر حيوان مي داند زيرا انسانيت او را قبول ندارد. انسانهاي با حيا با هرکسي روبرومي شوند به او احترام مي گذارند و براي انسانيت او ارزش قائلند اما انسانهاي بي حيا اگر در برابر مقامي بالاتر از نظر مالي و مادي قرارگيرند تملق مي گويند طوري برخورد مي کنند که به مال و مقام او طمع دارند و اگر با انساني روبرو شوند که فاقد سرمايه هاي مادي و معنوي است يا فاقد سرمايه هاي مقامي و مالي است براي او ارزش قائل نمي شوند هر نوع تجاوزي را به حق او جايز مي دانند. حيا خاصيت عقل است و شخص با حيا کرامت انساني دارد و تمامي انسانها را با کرامت مي داند. براي آنها احترام قائل است وليکن بي حيا و بي شرم کرامت انساني ندارد. تمامي انسانها را مانند خود مي داند و به آنها مي تازد و به حق انساني آنها تجاوز مي کند. (کتاب غیب و شهود)