دحوالارض چه روزی است؟

دحو الارض به معنای گردش انتقالی زمین است نه این که زمین از زیر آن کشیده شده باشد. خداوند بعد از آن‏ که زمین را ساخت آن را به دو گردشِ انتقالی و گردشِ وضعی درآورد. حرکت وضعي زمين را در آیة  44 سوره نور معرفي کرده است در آنجا مي‏فرماید: يقلب الله الليل والنهار يعني جاي شب را وارونه مي‏ کنیم روز مي‏ شود و جاي روز را وارونه مي‏ کنیم شب مي‏ شود. پس اين آيه نشان مي‏ دهد که پيدايش شب و روز مربوط به وارونه شدن کره زمين است که آن را حرکت وضعي مي ‏گویند، يعني زمين به دور خود مي‏چرخد. قهرا نصفي از کره زمين روبروي خورشيد است و نصف ديگر پشت به خورشيد، و شب است. اما حرکت انتقالي زمين که فصول سال در اين حرکت پيدا مي‏ شود در آیة 30 و 31  سوره نازعات گفته شده است. در آنجا خداوند مي ‏فرماید: والارض بعد ذلک دحيها - اخرج منها ماءها و مرعيها یعنی زمين را بعد از آن که ساختيم در ميدان خود به گردش در آورديم تا در اثر اين گردش، آب و چراگاه به وجود آيد. شما مي دانید که آب و چراگاه و پيدايش برف و باران و تمامي تغييرات جوّي مانند تابستان و زمستان از اينجا پيدا مي‏شود که قسمت‏ هاي زمين در گردش ساليانه، گاهي به خورشيد نزديک تر مي‏شود و شعاع خورشيد بطور مستقيم بر آن تابش پیدا مي‏کند و گاهي دورتر، و اين دوري و نزديکي توقف دارد که کره زمين در دايره رو به خورشيد گردش کند تا در تابش آفتاب تغييراتي پيدا شود و از اين تغييرات، زمستان و تابستان به وجود ‏آید و موجبات پيدايش برف و باران و چراگاهها فراهم گردد. پس پيش از آن که انسانها درباره زمين و ستارگان اظهار نظر کنند خداوند از گردش کره زمين خبر داده است و علماي علوم تجربي هم اين گردش را به تجربه و علامت هاي ديگر ثابت کرده اند که خورشيد در جاي خود ثابت است و زمين به دور خورشيد مي‏ گردد.  این گردش برای انسان، زندگی درست می‏ کند خدا بعد از آن که زمین را ساخت، آن را به گردش درآورد یک گردش برای شب و روز است، یک گردش هم برای پیدایش ماه و سال. اگر زمین یک‏جا ثابت باشد گرما و سرما و فصول، هیچ‏ کدام ایجاد نمی‏ شود. زندگی انسان را گردش انتقالی می ‏سازد که چهار فصل تابستان و زمستان و بهار و پاییز را بوجود می ‏آورد. دحو الارض یعنی زمانی که انسان ساخته شد خدا لازم دانست بوسیله گردش زمین، برای او زندگی درست کند. انسان وقتی به زندگی دنیایی منتقل شد، تمام برکات از طریق گردش زمین بر او نازل شد. اگر بشر نباشد اصلا 25 ذیقعده ‏ای وجود ندارد. این تاریخ هم مثال است. ائمه یک امر را صورت می ‏دهند تا انسان به آن فکر کند. این معنایی که دیگران از دحو الارض کرده ‏اند اشتباه است که گفته‏ اند از زیر کعبه زمین وسعت پیدا کرده است در صورتی که خدا ابتدا زمین را ساخته است، بعد انسان را روی آن خلق کرده، سپس انسان بر روی زمین، خانة کعبه را ساخته است. دحو الارض به معنای گسترش زمین، در واقع به معنای گسترش زندگی انسان است. یعنی زندگی انسان وسعت پیدا می ‏کند در اینجا زندگی انسان به زمین تشبیه شده است. و اما تأویل آن در سوره کهف: دين‌ خدا و مجموعة‌ حكمت‌ عملي‌ و نظري‌ كه‌ از جانب‌ خدا توسط‌ انبياء ظهور مي‌ كند مانند خورشيد و ماه‌ و ستارگان‌ طلوع‌ و غروب‌ دارد و گاهي‌ هم‌ افول‌ كامل‌، بطوري‌ كه‌ آثار ديني‌ قابل‌ نمايش‌ نباشد و گاهي‌ ظهور كامل،‌ چنانكه‌ بجز دين‌ و آثار ديني‌ چيز ديگري‌ قابل‌ نمايش‌ نيست‌. انسانها نمايشگر دين‌ انبياء و اولياء خدا هستند كه‌ دين‌ توسط‌ اينها ظهور مي ‌كند و با انحراف‌ و انصراف‌ مردم‌ غروب‌ پيدا مي ‌كند گرچه‌ ظهور دين‌ توسط‌ پيغمبران‌ و اولياء خدا مي‌ باشد وليكن‌ افول‌ دين‌ توسط‌ آنها نيست‌ بلكه‌ به‌ دليل‌ انصراف‌ و انحراف‌ مردم‌ از خط‌ دين‌ و به‌ دليل‌ غلبة‌ سلاطين‌ جائر و ظالم‌ و منحرف‌كنندة‌ افكار انجام‌ مي ‌گيرد تا زماني‌ كه‌ به‌ افول‌ كامل‌ برسد و در غروبگاه‌ مطلق‌ قرار گيرد كه‌ در اين‌ صورت‌ لازم‌ است‌ خداوند دين‌ خود را دو مرتبه‌ توسط‌ وليي‌ از اولياء خود ظاهر سازد. همانطور كه‌ طلوع‌ و غروب‌ خورشيد و ستارگان‌ توسط‌ كره‌ زمين‌ انجام‌ مي ‌گيرد و در واقع‌ خورشيد، غروب‌ نمي‌ كند بلكه‌ زمين‌ است‌ كه‌ خود را حجاب‌ خورشيد قرار داده‌ و از شعاع‌ آن‌ محروم‌ مي‌ دارد، انسانهايي‌ كه‌ مَظهر و مُظهر علم‌ و دانش‌ هستند هم‌ در جاي‌ خود ثابت‌ بوده‌ هرگز از نور و روشنايي‌ آنها چيزي‌ كم‌ نمي ‌شود. آنها در قياس‌ با مردم‌ مانند چشمة‌ خورشيد و ستارگان‌ در قياس‌ با كره‌ زمين‌ هستند وليكنمردم‌ مانند كره‌ زمين،‌ حركت‌ وضعي‌ و انتقالي‌ دارند. گاهي‌ در اثر خودگرايي‌ بين‌ آنها و خدا و اولياء خدا قطع‌ رابطه‌ مي‌ شود و قهراً در حجاب‌ خود قرار مي‌ گيرند و پشت‌ به‌ خورشيد و ستارگان‌ حركت‌ مي‌ كنند كه‌ شاعر مي ‌گويد: تو خود حجاب‌ خودي‌ حافظ‌ از ميان‌ برخيز. جامعه‌ همچنين‌ در حركات‌ انتقالي‌ خود به‌ سردي‌ و گرمي‌ گرايش‌ پيدا مي ‌كند. گاهي‌ از لطف‌ خدا و علم‌ و معرفت‌ دور مي ‌شود و گاهي‌ نزديك‌ وليكن‌ انقطاع‌ كامل‌ بين‌ جامعه‌ و اولياء خدا به‌ وجود نمي ‌آيد تا در اين‌ انقطاع‌ به‌ كلّي‌ از فيض‌ خدا محروم‌ گردد. حركات‌ انتقالي‌ جامعه‌ دور و نزديك ‌شدن‌ آنها به‌ حق‌ و اهل‌ حق‌ مانند حركات‌ انتقالي‌ كره‌ زمين‌ است‌ و خودگرايي‌ جامعه‌ مانند حركات‌ وضعي‌ كره‌ زمين‌ و در عين‌ حال‌ خورشيد و ستارگان‌ سر جاي‌ خود ثابت‌ هستند و از نورافشاني‌ و پرورش‌ موجودات‌ كره‌ زمين‌ و طبيعيات‌ مضايقه‌ ندارند. (تفسیر سوره ذاریات و کهف)