آیا خداوند گمراهان‌ را در خط‌ گمراهي‌ كمك‌ مي‌ كند يا وسايل‌ گناه‌ و معصيت‌ براي‌ ستمكاران‌ فراهم‌ مي‌‏ كند؟

كمك هاي‌ خدا به‌ گمراهان‌ و كفار در خط‌ كفر و گناه‌ مانند كسي‌ است‌ كه‌ دزدان‌ و غارتگران‌ را براي‌ دزدي‌ ياري‌ مي ‌كند. مثلا قرص‌ خواب‌ آور به‌ صاحبخانه‌ مي‌ دهد او را به‌ خواب‌ عميق‌ فرو مي ‌برد تا دزدان‌ با خيال‌ آسوده‌ مال‌ و اموال‌ صاحبخانه‌ را سرقت‌ كنند. اگر دكتري‌ با دزد قراري‌ بگذارد كه‌ من‌ امشب‌ به‌ اين‌ اهل‌ خانه‌ قرص‌ خواب ‌آور مي‌ دهم‌ و آن‌ها را بي هوش‌ مي ‌كنم‌ تا تو بتواني‌ ثروت‌ آن‌ها را غارت‌ كني،‌ آيا دكتـر محكوم‌ نيست‌ كه‌ غارتگران‌ را در غارتگري‌ كمك‌ نموده‌ و وسائل‌ براي‌ دزدان‌ فراهم‌ ساخته ‌است‌. كفار كه‌ براي‌ كفر و گناه‌ و ظلم‌ و زور اين‌ همه‌ وسايل‌ در اختيار دارند، آيا اين‌ وسايل‌ را جز خدا كسي‌ در اختيار آن‌ها گذاشته‌ است؟ خداوند به‌ آن‌ها كمك‌ نموده‌ و اين‌ همه‌ ماشين‌ آلات‌ و وسايل‌ قتل‌ و كشتار در اختيار آن‌ها قرار داده‌، به‌ آن‌ها نيرو و قدرت‌ داده‌ تا توانسته‌ اند اين‌ همه‌ بندگان‌ خـدا را قتل‌ و غارت‌ كنند. از خدا مي ‌پرسيم‌ كه‌ اي‌ خدا تو چرا كافر ظالم‌ را كمك‌ مي‌كنـي‌ تا در ظلم‌ خود موفق‌ شود، بهتر اين‌ است‌ كه‌ آن‌ها را در راه‌ كفر و گناه‌ كر و كـور نمايي‌ تا نتوانند به‌ كسي‌ ظلم‌ و ستم‌ كنند. جواب‌ خدا در برابر سئوال‌ و اعتراض‌ ما چيست؟ خداوند جواب‌ مي ‌دهد كه ‌: من‌ خود را موظف‌ مي‌ دانم‌ تا هركسي‌ را در هركاري‌ كه‌ تصميم‌ دارد و يا در هر راهي‌ كه‌ حركت‌ مي‌ كند موفق‌ كنم‌، سرمايه‌ و وسيله‌ در اختيار او قرار دهم‌ پيش‌ از كار و حركت‌ او را به‌ بدي‌ و يا نيكي‌ كاري‌ كه‌ انجام‌ مي‌ دهد، آگاه‌ نمايم‌. به‌ او بفهمانم‌ كه‌ يـاري‌ و همكاري‌ با اهل‌ حق‌ و دوستان‌ خدا درست‌ است‌ نه‌ ياري‌ و همکاري‌ با دشمنان‌ و جنايتكاران. بعد از اين‌ هدايت‌ و راهنمايي،‌ مردم‌ دو دسته‌ مي ‌شوند، عده‌ اي‌ راه‌ حق‌ و همكاري‌ با اهل‌ حق‌ را اختيار مي ‌كنند و عده‌ اي‌ راه‌ باطل‌ و همكـاري‌ با دشمنان‌ خدا را انتخاب‌ مي‌ كنند و خوشبختي‌ و سعادت‌ خود را در كفر و گناه‌ مي ‌دانند.  خداوند مي ‌فرمايد:  اگر آن‌ها را به‌ محض‌ اين‌ كه‌ خط‌ كفر و گناه‌ را انتخاب‌ مي‌ كنند نابود و هلاك‌ كنم‌، پيش‌ خود اعتراض‌ مي ‌كنند كه‌ خداوند مانع‌ موفقيت‌ ما شد و ما را پيش‌ از رسيدن‌ به‌ مقصد هلاك‌ نمود. اگر آن چنان‌ كه‌ اهل‌ ايمان‌ را در راه‌ ايمان‌ كمك‌ نمود تا به‌ مقصد برسند به‌ ما هم‌ كمك‌ مي ‌كرد تا به‌ مقصد خود برسيم‌، خيلي‌ خوشبخت‌ مي‌ شديم‌ وليكن‌ خداوند مانع‌ موفقيت‌ و خوشبختي‌ ما شد. پيش‌ از آن كه‌ زندگي‌ خود را به‌ ثمر برسانيم‌، ما را هلاك‌ كرد. پس‌ بهتر اين‌ است‌ كه‌ خداوند به‌ كساني‌ كه‌ در خط‌ كفر و گناه‌ حركت‌ مي‌ كنند، ميدان‌ بدهد و وسايــل‌ موفقيت‌ در اختيار آن‌ها بگذارد تا كفر و گناه‌ خود را به‌ ثمر برسانند و بدانند كه‌ كفر و گناه‌ به‌ جز عذاب‌ و بدبختي‌ در دنيا و آخرت‌ ثمره‌اي‌ ندارد و بعد از آن كه‌ كفر و گناهشان‌ به‌ ثمررسيد و دانستند چه‌ نتايج‌  بدي‌ دارد، دو حال‌ پيدا مي‌ كنند. يـا از كفر و گناه‌ پشيمان‌ مي ‌شوند به‌ خط‌ اطاعت‌ و عبادت‌ بر مي‌ گردند و كارشان‌ اصلاح‌ مي ‌شود و خدا توبه‌ آن‌ها را قبول‌ مي ‌كند و يا اين‌ كه‌ تا رسيدن‌ به ‌اعماق‌ جهنم‌ فعاليت‌ مي ‌كنند. خداوند مي ‌داند كه‌ بسياري‌ از كفار و گناهكاران‌ در انتهاي‌ زندگي‌ به‌ خط‌ اطاعت‌ و بندگي‌ برمي‌ گردند و كمي‌ از آن‌ها  هم‌ راه‌ خود را تا رسيدن‌ به‌ جهنم‌ ادامه‌ مي ‌دهند. و ديگر اين‌ كه‌ پشيماني‌ كفار از كفر و گناه‌ بيشتر مايه‌ تشويق‌ و تاكيد اهل‌ ايـمان‌ و تقوي‌ مي ‌شود. پس‌ بهتر اين‌ است‌ كه‌ خدا اهل‌ باطل‌ را در راه‌ باطل‌ كمك‌ نمايـد آن‌ چنان‌ كه‌ اهل‌ حق‌ را در راه‌ دين‌ و اهل‌ تقوي‌ هدايت‌ مي‌ كند.  خداوند در ايـن‌ رابطه‌ به‌ دو گروه‌ حق‌ و باطل‌ اشاره‌ مي‌ كند مي ‌فرمايد: «كلا  نمد هولاء و هولاء من‌ عطاء ربك‌ و ماكان‌ عطاء ربك‌ محظورا»  يعني‌ ما هردو گروه‌ حق‌ و باطل‌ را كمـك‌ مي‌ كنيم‌ و بخشش‌ خود را به‌ آن‌ها مي‌ رسانيم‌ مبادا يكي‌ از آن‌ها از لطف‌ خدا محروم‌ شود. خداوند با اين‌ كه‌ ضلالت‌ و گمراهي‌ انسان‌ گمراه‌ را مقدر فرموده‌ و قضا و قدر را طوري‌ تنظيم‌ كرده ‌است‌ كه‌ گمراهان‌ به‌ ضلالت‌ افتاده ‌اند و گرفتار آتش‌ جهنم‌ شده ‌اند چگونه‌ با اين‌ تقديرات‌، خداوند متعال‌ مستحق‌ ستايش‌ است‌ با اين‌ كه‌ گمراهان‌ مي ‌توانند اعتراض‌ كنند و بگويند بهتر اين‌ بود كه‌ به‌ ما كمك‌ نمي ‌كردي‌ و در خط‌ ضلالت‌ و گمراهي‌ اين‌ همه‌ وسايل‌ در اختيار ما نمي‌گذاشتي‌. خداوند كفار و گناهكاران‌ را مهلت‌ و فرصـت‌ مي‌ دهد تا به‌ مقصد كفر و گناه‌ خود برسند و بدانند كه‌ كفر و گناه‌ به‌ جز بدبختي‌ نتيجه‌ ندارد و در اين‌ انتها كه‌ كفر و گناهشان‌ به‌ نتيجه‌ مي ‌رسد، جا دارد كه‌ به‌ سوي‌ حق‌ و عدالت‌ برگردند و در رده‌ اهل‌ ايمان‌ و تقوي‌ قرار گيرند. اگر برگشتند، خداوند توبه‌ آن‌ها را مي ‌پذيرد و بركفر و گناه‌، آن‌ها را مجازات‌ نمي ‌كند وليكن‌ با علم‌ به‌ اين‌ كه‌ كفر و گناه‌ به‌ جز ضرر و خطر و آتش‌ جهنم‌ سودي‌ ندارد، اگر توبه‌ نكردند و به‌ كفر خود ادامه‌ دادند، مستحق‌ هر نوع‌ عذابي‌ و بلايي‌ خواهنـد بود. پس‌ در اين‌ مسير كه‌ خداوند به‌ انسان‌ها فرصت‌ و مهلت‌ مي‌ دهد تا هــردو گروه‌ به‌ نتايج‌ اعمالشان‌ برسند، خداوند مستحق‌ ستايش‌ است‌ زيرا عمل‌ خدا درباره‌ هردو گروه‌ حكيمانه‌ و مصلحانه‌ است‌. اگر در ابتداي‌ ورود به‌ خــط كفر و گناه‌ خداوند مانع‌ حركت‌ و موفقيت‌ آن‌ها شود مي‌ گويند كه‌ ما  دراين‌ راه‌ خوشبخت‌ مي‌ شديم‌ وليكن‌ خدا مانع‌ خوشبختي‌ ما شد اما بعد از آن كه‌ با نتايج‌ كفر و گناه‌ رو به رو شدند و دانستند كه‌ خط‌ كفر و گناه‌ به‌ جز عذاب‌ جهنم ‌ نتيجـــه ‌اي‌ ندارد، باز هم‌ به‌ حركت‌ در خط‌ كفر و گناه‌ ادامه‌ دادند تا در جهنم‌ سقوط‌ نمودند، تمامي‌ عذاب ها و بلاها را خودشان‌ براي‌ خودشان‌ تهيه‌ نموده‌ اند و خداوند جز اين‌ كه‌ آن‌ها را هدايت‌ كند و در همان ‌ ابتداي‌ حركت‌ آن‌ها را به‌ حقيقت‌ اعمال‌ بدشان‌ آگاه‌ كند، كاري‌ انجام‌ نداده‌ است‌. بااين‌ حساب‌ كوچك ترين‌ ايرادي‌ عقلي‌ و منطقي‌ بر خدا و اولياء خدا نمي‌ توانند داشته‌ باشند بلكه ‌اگر در اعماق‌ جهنم قرار گيرند بايستي‌ خدا را ستايش‌ كند كه‌ آن‌ها را راهنمايي‌ فرموده‌ و خود را لعنت‌ و نفرين‌ كنند كه‌ چرا به‌ راهنمايي‌ خدا احترام‌  نگذاشته ‌اند و اطاعـت‌ خدا نكرده ‌اند. پس‌ تقديرات‌ خدا درباره‌ هر دو گروه‌ حق‌ و باطل‌ مايه‌ تمجيد و تعريف‌ است.‌ هم‌ به‌ جهنمي ‌ها كمك‌ كرده‌ تا جهنم‌ خود را بسازند شايد توبه‌ كنند و برگردند و هم‌ به‌ بهشتي‌ ها كمك‌ كرده ‌است‌ تا خود را به ‌مقصد بهشتي‌ خود برسانند. روي‌ اين‌ حساب‌ تمامي‌ ضررها و خطرها كه‌ در دنيا و آخرت‌ متوجه‌ انسان‌ مي‌شود، به‌ گردن‌ خود انسان‌ است‌ كه ‌چرا به‌ راهنمايي‌ خدا احترام‌ نگذاشت‌ و از ضررهـا و خطرها استقبال‌ نمود. (تفسیر دعای کمیل)