آيا گناه‌ گناهكاران‌ در وجود خداوند متعال‌ يك‌ چنين‌ تأثيري‌ مي‌گذارد كه‌ لطــف‌ و محبت‌ خدا را نسبت‌ به‌ انسان‌ ضعيف‌ كند و يا غضب‌ خدا را برانگيزد كه‌ خدا بـر انسان‌ گناه كار غضب‌ كند؟

لطف خدا نسبت‌ به‌ بندگان‌ در تمامـي‌ حالات‌ چه‌ حالات‌ گناه‌ و معصيت‌ باشد و چه‌ حالات‌ بندگي‌ و اطاعت‌، يكسان‌ است‌. خدا يكنواخت‌ به‌ تمامي‌ بندگان‌ توجه‌ دارد. خواه‌ به‌ اطاعت‌ و بندگي‌ خدا مشغـول‌ باشند يا به‌ گناه‌ و معصيت‌. خداوند متعال‌ در برابر مردم‌ مانند خورشيد، روي‌ سرتمامي‌ عالم‌ نورافشاني‌ مي‌كند و يا مانند باران‌ بر تمامي‌ زمين‌ها میبارد‌ و تمامي‌ زمين‌ها را مشروب‌ مي ‌سازد و يا خداوند متعال‌ مانند اقيانوس‌ و دريـا در اختيار تمامي‌ ماهي ها قرار مي‌گيرد تا هر كسي‌ به‌ محض‌ خواستن‌ و تمايل‌ پيدا كردن‌، بتواند از لطف‌ و كرم‌ خداوند استفاده‌ كند و شايد هم‌  نظر لطف‌ خدا به‌ بندگان‌ گناه كار بيشتر و زيادتر باشد تا بندگان‌ عابد و مطيع‌ زيرا گناهكاران‌ گرفتار مرض‌ روحي‌ شده ‌اند. روح‌ مريض‌ مرتكب‌ گناه‌ مي‌شود و يا هر گناهي‌ مرض هاي‌ روحي‌ را زيادتر مي‌كند تا جائي‌ كه‌ مانند مرض هاي‌ مزمن‌ قابل‌ معالجه‌ نباشد. مثلا پدر و مادر مهربان‌ نسبت‌ به‌ فرزنداني‌ كه‌ مريض‌ هستند، بيشتر مهرباني‌ مي‌كنند و بيشتر براي‌ آن‌ها دل‌ مي‌ سوزانند و دائم ‌ بالاي‌ سر آن‌ها آماده‌ به‌ خدمت‌ هستند. همين‌ طور خداوند تبارك‌ و تعالي‌ به ‌انسان‌هاي‌ مريض‌ و گناهكار بيشتر مهرباني‌ مي‌كند و بيشتر ملايمت‌ به‌ خرج‌ مي‌دهد و زيادتر به‌ سراغ‌ آن‌ها مي‌رود و سر به‌ سر آن‌ها مي‌گذارد تا شايد به‌ خدا گرايش‌ پيدا كنند و به‌ سوي‌ او برگردند و توبه‌ كنند. لذا در اين‌ دو جمله‌ آخر مولي‌ مي‌گويد: پروردگارا! لطف‌ و محبت‌ تو نسبت‌ بــه‌ بندگان‌ در تمامي‌ حالات‌ يكسان‌ باشد آن‌ چنان‌ كه‌ بندگان‌ را در حال‌ عبادت‌ و اطاعت‌ دوست‌ داري‌ و توجه‌ داري‌ در حال‌ گناه‌ و معصيت‌ هم‌ آن‌ها را دوست‌ داشته‌ باش‌ و به‌ آن‌ها توجه‌ كن‌ مبادا گناه‌ و معصيت‌ انسان‌ها خشم‌ و غضب‌ تو را برانگيزد و آن‌ها را از لطف‌ و محبت‌ تو محروم‌ سازد. پس‌ هدف‌ مولي از طرح‌ اين‌ جملات‌ همين ‌است‌ كه‌ انسان‌هاي‌ كافر و گناهكار خود را از لطف‌ خدا محروم‌ ندانند و به‌ خدا بدگمان‌ نشوند و خيال‌ نكنند كه‌ گناه‌ و معصيت‌ آن‌ها باعث‌ رنجش‌ خدا شده‌ و خداوند از آن‌ها اعراض‌ نموده‌ و لطف‌ خود را ازآن‌ها سلب‌ كرده‌ در نتيجه‌ سوء ظن‌ به‌ خدا پيدا نكنند و هر چه‌ زودتر به‌ سوي‌ خدا برگردند. شما دو نفر را در نظر بگيريد، يكي‌ دائم‌ در قيام‌ و قعود به‌ نماز و روزه‌ مشغول‌ است‌ و ديگري‌ در حال‌ گناه‌ و معصيت‌، تارك‌ دعا و عبادت‌ است‌. اين‌ دو نفر اگر بخواهند از لطف‌ خدا استفاده‌ كنند و درخانه‌ خدا را بكوبند، جواب‌ خدا و لطف‌ او به‌ كدام يك‌ ازاين‌ دو نفر نزديك تراست‌. شايد بگوئيم‌  لطف‌ خدا به‌ بنده‌ زاهد و عابد نزديك‌تر باشد و زودتر در رحمت‌ خود را به‌ روي‌ او باز كند و كمي‌ ديرتر به‌ آن‌ بنده‌ عاصي‌ و گناهكار توجه‌ نمايد وليكـن‌ واقع‌ قضيه‌ به‌ عكس‌ اين‌ است‌. اين‌ دو نفر كه‌ به‌ در خانه‌ خدا برونــد اول‌ در خانه‌ خدا به‌ روي‌ بنده‌ عاصي‌ باز مي‌شود بعد ازآن‌ به روي‌ بنده‌ مطيع‌ و فرمانبردار. همان‌ طور كه‌ پدر و مادر به‌ فرزندان‌ مريض‌ خود بيشتر توجه‌ مي‌كنند شايد هرچه‌ زودتر او را معالجه ‌ نمايند. (تفسیر دعای کمیل)