آیا مأمور خدا هستی یا مأمور خودت؟!

پس اولين حالت و اولين دستور که شما را در خط عقل و وجدان قرار مي‏دهد قبول حاکميت خدا مي‏باشد. تو در حرکات و سکنات و در گفتار و شنيدن، لازم است نمايشگر وجود خدا باشي به دليل ‏اين که مخلوق خدا هستي بايستي در حرکات و سکنات، مأمور او باشي. حالات و حرکات تو نمايشگر يک بنده مأمورباشد نه ‏اين که نمايشگر ضدّ مأموريت و خودپرستي و خود مختاري. مثلا افرادي که مأموردولت هستند مانند پليس و پاسبان در حرکات و سکنات و رفتن و آمدن‏ها نمايشگر مأموريت خود هستند چنان نمايش مي‏ دهند که به اراده خود نيستند بلکه به فرمان دولت خود و حاکم لباس آنها و قيافه آنها همه جا نمايشگر مأموريت است. هرکس بخواهد با آنها مخالفت کند مي‏داند که با دولت مخالفت نموده وهرکس با آنها بجنگد مي‏داند که با دولت جنگيده است. ‏اين نمايشگري را ‏ايمان مي‏نامند. هرزن و مردي که در رفتن و گفتن و شنيدن، خود را به عنوان مأمور خدا معرفي مي‏کند، چنان اعمالي انجام مي‏دهد که نه به ميل خود بلکه به دستور ديگري مي‏باشد. اين حالات و حرکات را مأموريت مي‏نامند. رنگ خدايي، اطاعت در اعمال است: خداوند در يکي از‏آيات قرآن به انسان‏ها دستور مي‏دهد که رنگ و رونق خدايي بگيرند. چنان وضعي در جامعه وانمود سازند که هرکس آنها را ببيند بگويد بنده خدا و مأمور خداوند متعال است. مي‏فرمايد: صبغة الله من احسن من الله صبغة, يعني همه شما زن و مرد خود را در حرکات و سکنات به رنگ مأموريت خدا نمايش دهيد که هرکس با شما مخالفت کند بداند که با خدا مخالفت نموده و هرکس به شما احترام گذارد بداند که به خدا احترام گذاشته است. همه جا خود را به عنوان بنده و مأمور خدا جلوه دهيد مانند کساني که در حال نماز يا طواف خانه خدا ديده مي‏شوند ‏اين حالت را ‏ايمان و تقوا مي‏نامند. چنين انساني در عالم مانند دانش آموز و دانشجو مي‏باشد که در زندگي خود هدف عالي و ارزشمند دارد. ضد ‏اين حالت را کفر مي‏نامند. کفر به معناي سترو پوشش آمده است. کافرکسي است که رنگ خدايي خود و خدا مأموري خود را ازدست داده، همه جا خود را بصورت آزاد و مستقل بدون سرور و رهبر جلوه مي‏دهد فقط خود را به نمايش مي‏گذارد. رنگ مأموريت و خدا پرستي ندارد. يک چنين حالتي که خود را منهاي خدا و دين خدا به نمايش مي‏گذارد کفر مي‏نامند. کفر به معناي بي منظوري تعريف شده. مثلا شما به کسي خدمت مي‏کنيد و زندگي برايش تشکيل مي‏دهيد اما او در برابر‏اين خدمت هيچ اعتنايي به شما نمي‏کند حق شما را منظور ندارد. درنمايش اجتماعي چنان وانمود مي‏کند که هرگز از شما بهره و خدمتي نبرده است. رفتار و برخوردش با شما چنان است که با ديگران که به او خدمت نکرده‏ اند. شما ناراحت مي‏شويد که ‏اين همه به او خدمت نموده و زندگي به او هديه کرده ‏ايد اما او اعتنايي ندارد. ‏اين حالت بي اعتنايي و بي منظوري را کفر مي‏نامند، يعني او در حرکات و سکنات خود روي حق پدر و مادر يا خدمتگزاران ديگر پرده مي ‏اندازد وبه عنوان فرزند ‏اين پدر و مادر نمايشي ندارد. بزرگ ترين حقي که واجب است انسان‏ها رعايت کنند و به نمايش بگذارند، حق خداوند متعال است که همه چيز را به ما داده است، زندگي را هديه کرده وآنچه را هم در آينده‏ ها لازم داريم خواهد داد. کساني که خود را جداي از خدا و دين خدا معرفي مي‏کنند وچنان نمايش مي‏دهند که در اطاعت خدا نيستند, چنين نمايشي را کفر مي‏نامند. کافر يعني بي منظور، يعني پنهان داشتن حق خدا و خدايي خدا که اعتنايي به خدا ندارد و چنان زندگي مي‏کند که گويا خود زندگي خود را ساخته و خواهد ساخت.‏ اين حالت را درک مي‏نامند. هم چنان که حالت ضدّ اين را که خود را به عنوان مأمور خدا به نمايش مي‏گذارد درج مي‏نامد. دَرج و دَرَج، يعني خود را رديف خدا قراردادن و دَرَک يعني خود را ضدّ خدا قرار دادن. (تفسیر سوره مجادله)