منظور خدا از این آیه که اگر قرآن را بر کوه نازل کنیم فرو می پاشد چیست، مگر کوه دارای فهم و درک و شعور است؟

آيه 21 از عجیب‌ترین آيات قرآن است كه خداوند ضمن اين آيه، عظمت قرآن را به نمايش می‌گذارد و می‌فرمايد: «اگر ما اين قرآن را بر كوهي نازل كنيم كوه با آن عظمت، استحكام خود را از دست می ‌دهد و در برابر قرآن خاشع و خاضع می ‌شود و علاوه، شكوفا می ‌شود. ما ضمن اين مثل‌ ها انسان ‌ها را متوجه حقيقت قرآن می ‌كنيم و او را به ياد عظمت خداي خودش می‌ اندازيم». (جبل) در اينجا شخصیت ‌های بزرگ عالم هستند. همانطور كه در كره زمين کوه‌ها استحكام پيدا کرده‌ اند و سر به فلك کشیده ‌اند، مانند اين است كه به خداي خود توجه کرده‌ اند و خداوند متعال هم در اثر اين توجه، آن‌ها را معدن ذخاير و بركات خود قرار داده است و انسان‌ها را در زندگي وابسته به کوه ‌ها نموده، در جامعه انساني هم شخصیت ‌های بسيار بزرگي هستند كه عظمت و بزرگي آن‌ها در برابر عقول و افكار مانند عظمت و بزرگي کوه‌ ها در مقابل بیابان ‌ها است. مشاهده می ‌كنيد كه چندين ميليون انسان وابستگي به يك نفر انسان پيدا می ‌كنند و خود را در شعاع لطف و حمايت او قرار می‌ دهند و او را به عنوان يك پناهگاه انتخاب می ‌كنند. پيغمبران اولوالعزمي كه در عالم بوده ‌اند و هستند از نظر عظمت و بزرگي و ارتباط با خداوند متعال و از اين نظر كه منشأ خيرات و بركات هستند مانند كوه هاي روي كرۀ زمين در برابر بیابان‌ها می ‌باشند. به حضرت موسي و حضرت عيسي (علیهما السلام) و پيغمبر اسلام (ص) توجه كنيد ميبينيد میلیون‌ها انسان وابسته به آن‌ها هستند و به اين وابستگي فخر و مباهات می كنند كه ما امت موسي و امت عيسي و امت پيغمبر اسلام هستيم. انسان‌های وابسته به پيغمبران مانند بیابان‌ها و زراعت‌هاي وابسته به كوه هاي پر برف هستند. کوه‌ها با بركات وجودي خود بیابان‌ها را و بیابانی‌ها را به دامن خود کشیده‌ اند و وابسته به خود نموده ‌اند. حضرت موسي و حضرت عيسي (ع) در مقابل ملت يهود و مسيحيت مانند كوهاند كه امت خود را به دامن خود کشیده ‌اند و پيغمبر اسلام هم در برابر امت خود مانند كوهي است كه سر به فلك كشيده و مسلمانان را وابسته به خود نموده است. پيغمبران بزرگ‌ترین شخصیت‌ های عالم وجود هستند. نمونه علم آن‌ها و هنر آن‌ها و نمونه قدرت و سياست آن‌ها در ساير مردم قابل ظهور نيست. هر پيغمبري در زمان خود حلاّل تمامي مشكلات مردم است. هم در زمان خود براي امت خود منشأ بركاتند و هم در آينده تاريخ. دانشمندان ديگر قابل قياس با پيغمبران نيستند، نه علم آن‌ها و نه هنر آن‌ها را دارند. پيغمبران در شأن الوهيت و ربوبيت هستند، عامل نجات بشريت در دنيا و آخرت می ‌باشند. مقام و منصب آن‌ها هرگز نابود نمی‌ شود و هر چه تاريخ بر آن‌ها مي‌ گذرد، عظمتشان زيادتر است

منظور از (جبل) در اين آيه شريفه همين ابَر قدرت‌های ايماني اسلامي هستند. قرآنی که رسول خدا (ص) و علي ابن ابيطالب (ع) را در برابر خود خاضع و خاشع می ‌كند و يك چنين شخصیت ‌های بزرگي افتخار می ‌كنند كه شاگرد مكتب قرآن هستند، ساير مردم كه بهره اي از علم و دانش و شخصيت ندارند و به كتاب خدا بياعتنايي می‌كنند چه منطقي براي بي اعتنايي خود دارند؟ لازم است اعتراف كنند كه در جهل مطلق قرار گرفته ‌اند و ذره‌ اي دانايي و بينايي در وجود آن‌ها نيست كه به يك چنين كتابي بي اعتنايي می‌ كنند. خداوند در اين آيه می‌ فرمايد «قرآن آنقدر عظمت دارد كه ابَر قدرت‌های ايماني مانند انبياء و اولياء در مقابل آن خاضع و خاشع اند و در شعاع تربيت آن خود را ترقي مي‌دهند و به كمال می ‌رسانند». پس كساني كه به كتاب خدا اعتنا نمیكنند اين بي اعتنايي دليل جهل و سفاهت آن‌ها است. بسيار احمقند كه مانند حيوانات به جز خوردن و چريدن هدفي ندارند. (تفسیر سوره حشر)