آزادي انسان، در انتخاب است نه در حرکت.

انسان در موردي مکلف به اجراي دستور الهي مي ‌شود که سر دو راهي قرار گيرد. انسان‌هاي يکنواختي که نتوانسته اند حق و باطل را تجربه کنند و آن دو را با يکديگر مقايسه نمايند مانند ديوانگان و يا سفهاء و کودکان و يا جُهّال قاصر که عقلشان به چيزي نرسيده است، مکلف به تکليف الهي نشده اند، کسي آن‌ها را ملامت نمی‌ کند که چرا خورده ‌اند و آشامیده ‌اند و زندگي کرده ‌اند. در اين جا که اختيار و انتخاب فقط به انسان واگذار شده است. سه نوع انتخاب به فکر انسان عرضه شده، که نوع سوم آن بهترين و کامل ‌ترین نوع انتخاب است. آن سه نوع انتخاب، عبارت است از یک، انتخاب زندگي به هوي و هوس و خودرائي و خودمختاري منهاي ارتباط به دين خدا و يا حرکت در خط اولياء خدا. دو، حرکت در خط دين خدا و قبول حاکميت دين و حاکميت اولياء خدا و ادامۀ زندگي در مسير دين و پيروي از اولياء خدا و پيغمبران. سه، ارتباط کامل و مستقيم به خداوند متعال و انتخاب او و تفويض کارها به او و حاکميت دادن ارادۀ خدا بر تمامي حرکات و سکنات و قيام و قعود. انسان‌هاي نوع سوم، خدا را به پيشوائي و رهبري انتخاب کرده ‌اند و او را به فکر و ارادۀ خود حاکميت داده‌ اند. در اين جا مي‌گوييم که اگر انسان‌هاي نوع دوم وظيفه دارند که پیغمبران و ائمه را به پيشوائي انتخاب کنند و در خط آن‌ها حرکت نمايند، پيغمبران و ائمه اطهار که انسان‌هاي کامل هستند چه کسي را به پيشوائي اختيار نموده و از او علم و دانش آموخته‌ اند؟ امت هر پيغمبري، پيغمبر خود را بين خود و خدا واسطه قرار داده است؛ شخص پيغمبر چه کسي را واسطه قرار مي‌دهد و از چه مکتبي علم و دانش می‌ آموزد؟ مسلماً پيغمبر بدون واسطه به خدا مربوط شده و خدا را بر خود حاکميت داده است وليکن ساير مردم پيغمبر را واسطه قرار داده و به او متوسل شده ‌اند. به همين دليل پيغمبران از تمامي امت خود برتر و بالاتر شناخته شده ‌اند. پس انسان‌هاي نوع سوم از آزادي خود استفاده نموده مستقيما به خدا مربوط شده و ارادۀ خدا را بر خود حاکميت داده ‌اند نه اين که آن‌ها را در اين انتخاب مجبور کنند، وليکن بعد از انتخاب، حرکت و ادامۀ زندگي براي هر سه گروه چه به اجبار و چه اکراه انجام مي‌گيرد زيرا چنان که گفته شد انتخاب به آزادي، و حرکت به اضطرار انجام مي‌گيرد؛ خواه به سوي بهشت و خواه به سوي جهنم. اين سه نوع حرکت، سه نوع تحول و يا تحولات سه گانه در زندگي انسان به شمار می ‌رود. (دعای مکارم الاخلاق)