آيا واقعا وظيفه زهرا (س) و يا وظيفه علي (ع) اين بود كه از حق خودشان دفاع و پافشاري كنند و يا اجبار به صبر داشتند و دليل آن صبر چه بوده است؟

زهرا (س) به خانه برگشت. پس ازآن كه در داخل منزل قرار گرفت و علي (ع) هم آگاهي داشت كه درمسجد چه شده است و آن مردم دختر پيغمبر (ص) را ياري نكرده اند و زهرا (س) با دلي پر از رنج و غصه برگشته است. خطاب به علي (ع) گفت: اي پسر ابيطالب (ع) تو مانند جنين كه در رحم مادر پنهان شده است در داخل خانه پنهان شده اي و كناره گرفته اي و مانند يك انسان متهم كه منزوي و گوشه گير مي شود خود را منزوي و گوشه گير نموده اي. تو آن پهلواني هستي كه سران قدرت ها را كوبيدي و آن همه شجاعان و پهلوانان عرب را از پا درآوردي و اكنون يك نفر بي مايه و پايه به تو خيانت كرد تو را از كار بركنار نمود. اين پسر ابي قحافه (ابوبكر) بخشش پدر مرا از من ربود و مال و ثروتي كه سرمايه زندگي من و فرزندان من است غصب كرد. در جدال و مباحثه با من چنان خشونت به خرج داد كه گويي اصرار به خصومت و عناد با من دارد. طايفه انصار از نصرت و ياري خود مضايقه نمودند. مهاجرين هم از صله و ارتباطي كه بايستي داشته باشند خودداري كردند. بقيه مردم هم از دفاع از حق من و طرفداري من چشم پوشيدند به كيفيتي كه در مسجد كسي از من دفاع نكرد و كسي مانع گفتار و جملات بي پايه آنها نشد. من با دلي پر از غم و حمل وارد مسجد شدم و دماغ سوخته برگشتم. تو آن روز صورت روي خاك گذاشتي كه مقام مخصوص خود را ضايع گذاشتي. چگونه يك روز گرگان عرب را پاره پاره كردي و امروز در داخل خانه نشستي. من از آن چه لازم بود بگويم خودداري نكردم و هرگز ياوه گويي و باطل گويي نداشتم و حق خود را كتمان ننمودم. كاش پيش از اين مرده بودم و پيش از اين كه با يك چنين محروميتي روبرو شوم از دار دنيا رفته بودم. از خدا عذر مي خواهم و به خدا پناه مي برم كه تو را دشمن خود بدانم و يا از حمايت تو شكايت داشته باشم. واي بر من هر صبح و شامي كه خورشيد طلوع و غروب مي كند، تكيه گاه زندگي من از دار دنيا رفت بازوان مدافع من سست شد به پدر بزرگوارم شكايت مي كنم و به سوي پروردگارم از دست ظالم پناه مي برم. پروردگارا تو از هر نيرومندي نيرومندتري و از هر قدرتمندي بهتر مي تواني دفاع كني و تو در انتقام و مجازات از همه قوي تري.  در اين موقع كه امير المومنين (ع) با يك چنين سخنان پرحرارتي رو به رو  شد فرمود كه اي دختر پاك ترين انسان ها و اي يادگار نبوت تمام بدبختي ها و مصيبت ها براي دشمنان تو خواهد بود. قدري آن حرارت و ناراحتي را بر خود آسان كن. تو مي داني كه من در اجراي وظايف ديني خود سستي نكرده ام، از مقدورات خود سر نزده ام. اگر ناراحتي تو از اين است كه مال و ثروتت غصب شده خداوند روزي تو را مي رساند و شوهر تو امين است حق تو را از تو دريغ نمي دارد. آن چه در عالم آخرت براي تو ذخيره شده به مراتب بهتر و بيشتر ارزش دارد از آن چه در دنيا از تو گرفته اند. مصيبت هاي خود را به حساب خدا بگذار. در اين موقع حضرت زهرا (س) كلمه حسبي الله بر زبان جاري كرد و گفت: حسبي الله.  جملات قابل توجه در اين مخاطبه يكي اين است كه چگونه حضرت زهرا (س) علي (ع) را طرف خطاب و عتاب قرار مي دهد با اين كه آشنايي به وظيفه شناسي علي (ع) دارد و ديگر اين كه آيا واقعا وظيفه زهرا (س) و يا وظيفه علي(ع) اين بود كه در اين جا  از حق خودشان دفاع و پافشاري كنند و يا اجبار به صبر داشتند و دليل آن صبر چه بوده است اما قسمت اول براي بيان يك واقعيت و حقيقت لازم بود كه حضرت زهرا (س) به مسجد برود و حق خود را اظهار كند و مردم را به ياري خود دعوت نمايد زيرا اگر از بيان حق خود ساكت مي شد و اين سخنراني را ايراد نمي كرد. تاريخ آينده اين طور فكر مي كردند كه زهرا (س) و امير المؤمنين (ع) حقي نداشتند و آن غاصبين مقام خلافت و يا اموال حضرت زهرا (س) حق داشتند و وظيفه آنها همين بوده است كه در مقام خلافت بنشيند و اموال دختر پيغمبر(ص) را غصب كنند . بايستي حق هرانساني و وظيفه هر انساني براي مردم زمان و تاريخ روشن گردد و راه حق از باطل مشخص شود تا آيندگان خط حق از باطل را بشناسند و به وظيفه خود آگاه شوند تا هر كسي كه در راه حق حركت مي كند خود را بر حق بداند و آن كسي كه در راه باطل است به محكوميت خود اعتراف كند . پس يك چنين سخنراني و احقاق حق در مسجد براي مردم زمان و تاريخ خيلي واجب و لازم بوده است و اين حقيقت هم كاملا معلوم است كه ابوبكر از ضعف عقل و ناداني مردم سوء استفاده كرده و خيلي ماهرانه و موذيانه حق دختر پيغمبر(ص) را ضايع گذاشت و چنان وانمود كرد كه او بهتر مصلحت اسلام و مسلمان ها را مي داند و از دختر پيغمبر (ص) به مسلمانان مهربان تر و خدمت گذار تر است با اين وسيله شايد كمي هم شخصيت و عظمت حضرت زهرا (س) را در افكار مردم كوبيد به كيفيتي كه نگذاشت عشق و علاقه مردم به خانواده پيغمبر تحريك شود و از حق دختر پيغمبر (ص) دفاع كنند و چنين وانمود كه او از كيان اسلام و مسلمانان دفاع مي كند و  زهرا (س) مال و ثروت خود را مي خواهد. لذا با اين كه خطبه اي خيلي منطقي و استدلالي و با حرارت ايراد كرد از جانب مردم با سردي روبرو شد و مردم چنان كه فرمود مانع تضييع حقوق دختر پيغمبر(ص) نشدند و از حق او دفاع نكردند پس قهرا به اضافه مصيبت هائي كه از غصب حق شوهر و موذي گري هاي رقبائي مانند عايشه و حفصه داشت به اضافه اين مصيبت ها از مسجد هم با دلي پر از غم و غصه خارج شد كه شايد همين تراكم غم ها و غصه ها و حرارت دروني ايجاب كرد كه قدري با شوهرش علي (ع) يك چنين واقعيت هائي را بگويد چنان كه خود آن حضرت در جملات ديگر فرمودند: ولكنه فيضه النفس و بثه الصدر اين جملاتي را كه گفتم براي اين بود كه كمي نفس خود را از آن فيضان و آن هيجان كه از تراكم غم ها و غصه ها دارد پائين بياورم و مقداري غم ها و غصه هاي دروني خود را بيرون بريزم  و علاوه در اين جا لازم بود كه به شوهرش علي (ع) شكايت كند تا دلائل شوهرش را هم در اين سكوت و خانه نشيني براي تاريخ آشكار سازد چنان كه مولا (ع) فرمودند كه من از انجام وظائفي كه به من محول شده است كوتاهي نكردم و از مقدرات الهي خود انصراف ننمودم و با اين جملات معلوم كرد كه از جانب خدا مأموريت دارد صبر كند حضرت زهرا (س) هم ضمن جملات عذيري الله منك عاديا و منك حاميا نشان داد كه نمي خواهد علي (ع) را متهم كند كه چرا حمايت نكرده است فرمود به خدا پناه مي برم و عذر خواهي مي كنم كه تو را دشمن خود بدانم و يا از حمايت تو شكايت كنم يعني اين دل پر درد من است كه با اين جملات خالي مي شود نه اين كه از تو شكايتي داشته باشم پس لازم بوده است كه يك چنين جملاتي ايراد شود تا مردم و تاريخ به درد زهرا (س) آگاه شوند و علاوه آن مرجع شكايت واقعي كه همه مظلومين و ضعفاي تاريخ بايستي به او شكايت كنند و عاقبت حق همه مظلومين را از ظالمين خواهد گرفت حضرت علي (ع) است .زيرا او امير مطلق و سلطان دنيا و آخرت است و عاقبت خدا به او نيرو خواهد داد تا بتواند حق مظلوم را از ظالم بگيرد. به همين مناسبت گفته اند كه او قسمت كننده بهشت و دوزخ مي باشد يعني فقط اوست كه حق همه نيكان را خواهد داد و از همه بدان انتقام خواهد گرفت. (کتاب شخصیت حضرت زهرا و مریم س)