بزرگ ترين ضربه روحي حضرت زهرا (س) چه بود؟

حضرت زهرا س قرآن و اسلام را به عنوان بهترين خط و بهترين مكتب و بهترين وسيله حيات بخش به تمامي انسانها معرفي مي كند و آن را به عنوان يك راه منحصر براي نجات بشر وانمود مي سازد. ضمنا تمامي بشريت را در طول تاريخ متوجه مي سازد كه شما تا زماني كه از قرآن و اسلام بي خبر هستيد در خط كفر و ضلالت حركت مي كنيد. خط شما بجز قتل و جنگ و بردگي انسان ها نتيجه و فايده اي ندارد. آن روزي كه شما انسان ها در جهت خلاف قرآن حركت كنيد آخرين روزي كه خيال مي كنيد خيلي به تمدن رسيده ايد و عصر طلائي تشكيل داده ايد در همين انتهاي تمدن در نهايت توحش قرار مي گيريد و آن چنان زندگي شما انسان ها در محاصره جنگ و قتل و كشتار قرار گيرد كه نظير آن در تمام طول تاريخ واقع نشده باشد .پس در واقع سخنراني حضرت زهرا(س) گرچه چند ساعت در يك مسجد و رو به روي عده اي از انسان ها ايراد شده است كه ظاهرا طرف خطاب مردم زمان هستند وليكن جملاتي به كار مي برد كه كاملا نامتناسب با آن حق كوچكي است كه به عنوان فدك غصب كرده اند. كسي كه مي خواهد براي غصب مقداري حقوق مالي سخنراني كند و حق مالي خود را در ارتباط با غاصب زمان اثبات نمايد براي اثبات يك چنان حق كوچكي يك چنين سخنراني عجيب و عميقي كه درآن تمامي گفتني ها گفته شده است به كار نمي برد.  بسياري از مطالب حضرت زهرا (س) در ارتباط با غصب خلافت است و باز قسمت مهمي از سخنراني هاي حضرت در تعريف و تمجيد اسلام و قرآن و قسمتي هم در بيان حقايق علمي و بالاخره سرنوشت بشريت در آينده تاريخ مانند كسي كه مي خواهد صد تومان يا هزارتومان حق غصب شده خود را مطالبه كند وليكن در محضر دفاع از حق يك چنان دفاعيه مي سازد و يك چنان سخنراني مي كند كه مساوي مي شود با ميلياردها حقي است كه از او غصب شده است . حضرت زهرا (س) بيشتر در اطراف غصب خلافت و ضلالت مردم سخنراني كردند و مردم را دعوت كردند كه از اين خط انحرافي و طاغوت پروري برگردند. مردم مجلس و خليفه آنها اينطور فكر كردند كه حضرت زهرا (س) حقوق مالي خود را مطالبه مي كند و مردم او را در وضعي شناختند كه از فقر و گرسنگي در برابر غصب املاك و يا مصادره اموال خود مي نالد و شكايت مي كند و مي شود گفت بزرگ ترين ضربه روحي حضرت زهرا (س) درآن شرايط غصب خلافت همين است كه مردم خيال مي كنند حضرت زهرا (س) پول خود را مطالبه مي كند. در اين رابطه بد نيست كه داستان جناب عبدالمطلب و ملاقات او با ابرهه كه براي خراب كردن خانه خدا و قتل عام مردم مكه لشكر كشي كرده بود نقل شود كه با نقل اين داستان معلوم گردد كه مطالبه حقي خيلي كوچك در برابر ضياع تمامي حيثيت و مليت و شرافت چقدر ناجور و ناهنجار است .ابرهه با سي هزار لشكر به طرف خانه كعبه يورش برده است تا خانه كعبه را كه مظهر مليت و شرافت عرب ها و مظهر دين كامل حضرت ابراهيم است خراب كند و از بين ببرد تا بعد از اين رؤساي مكه يك چنين پناهگاهي نداشته باشند كه سيادت و عظمت آنها را تكميل كند. لشكر ابرهه به مكه تاختند و ضمنا اعنام و احشامي كه در اطراف مكه بود غارت كردند از آن جمله صد شتر جناب عبد المطلب جدّ اعلاي پيغمبر اكرم (ص) را . جناب عبد المطلب ظاهرا براي مطالبه شترها و باطنا براي آگاهي ابرهه به لشكرگاه ابرهه رفتند. سيادت حجاز آن روز با جناب عبد المطلب بود. به ابرهه خبر دادند سلطان حجاز به طرف شما مي آيد تا شما را ملاقات كند ابرهه دستور داد كه او را با تشريفات سلطنتي وارد كنند و چنان احتراماتي بگذارند كه شايسته رؤساي درجه اول زمان است. از او با تشريفات كامل استقبال كرد و او را روي تخت سلطنتي پهلوي خود نشانيد به انتظار اين كه خواهشي كند و ابرهه را از اين كار منصرف سازد. بعد از تشريفات پرسيد كه حضرت آقا براي چه كاري تشريف آوردند. حضرت عبدالمطلب فرمودند صد تا شتر داشته ام كه لشكريان تو آن را تصاحب كرده اند، آمده ام شتران خود را بگيرم. ابرهه خيلي منقلب شد كه چرا يك چنين شخصيتي عظيم بزرگ حجاز در برابر يك چنان حمله بزرگي كه دينش و كشورش و حيثيتش نابود مي شود از يك چنين حق كوچكي دفاع مي كند خيال كرد كه عبد المطلب شايسته هيچ گونه اعظام و احترام نيست. پس از تظاهر به ناراحتي كه من دين تو را مي كوبم و تو شترخود را مطالبه مي كني عبدالمطلب با يك متانت عجيبي فرمودند: انا رب الابال و للبيت رب .آخر خانه خودش صاحب دارد تو كه به جنگ خانه آمدي به جنگ خدا آمدي. خدا مي تواند خود را نگهدارد من مالك شترها  هستم و شترهاي خود را مي خواهم. اين جمله از جناب عبد المطلب آن چنان كوبنده بود كه بناگاه آن قدرت بزرگ را تا حد صفر تنزل داد. پس در واقع جناب عبد المطلب به بهانه غصب شترها خواست ابرهه را متوجه كند كه با خدا مي جنگد و به كار خطرناكي دست زده است .حضرت زهرا (س) هم در اين سخنراني گرچه ظاهرا املاك فدك را مطالبه مي كند وليكن تمامي قدرت هاي روي زمين را طرف خطاب قرار مي دهد كه با اين غصب خلافت و زعامت اسلام به كار خطرناكي دست زده اند. (کتاب شخصیت حضرت زهرا و مریم س)