سخنان حضرت زهرا با زنان انصار و مهاجر در بستر بیماری

طبق نقل كتاب سويد بن غفله اولين شيعه اي كه وقايع صدر اسلام را به رشته تحرير درآورده مي گويد پس ازآن كه حضرت زهرا (س) كسالتي پيدا كرد كه در همان كسالت از دار دنيا رفت زنان مهاجر و انصار براي عيادت خدمت حضرت زهرا (س) رسيدند و كنار بستر دختر پيغمبر(ص) نشستند عرض كردند دختر پيغمبر(ص) حال شما چطور است و اين مرض و كسالت شما چيست؟ زهرا (س) در جواب آن احوالپرسي ها حمد خدا را بجا آورده و بر پيغمبر (ص) صلوات فرستاد و فرمود: به خدا قسم حالم چنان است كه دنياي شما را و اين تشكيلاتي كه بوجود آورديد از فكر خودم محو نموده و در دل بر مردان شما و شوهران شما غضبناكم. آنها را مانند كسي كه دانه خرما را مي جود و هسته آن را پرت مي كند در فكر خود آزمايش كردم و از فكر خود به دور انداختم و بعد از آن كه آنها را درست آزمايش نمودم رها كردم. چقدر زشت است شمشير تيزي كه در ميدان جنگ كندي مي كند و وظيفه خود را انجام نمي دهد و يا يك تشكيلات عاقلانه و حكيمانه اي كه ناگهان به صورت بازي جلوه مي كند. به جاي كوبيدن دشمن ها شمشير خود را بر سنگ هاي محكم مي زنند و مي كوبند و نوك نيزه خود را مي شكنند. رأي عاقلانه و فكر عالمانه خود را خراب مي كنند و در مسير هواي و هوس به لغزش گرفتار مي شوند. چه زاد و توشه ها كه به آخرت خود تقديم نمودند كه خداوند بر آنها غضب كند و درآتش جهنم مخلد باشند. ناچار من هم اين ريسمان خلافت را به گردن آنها انداختم و زشتي ها و دغل كاري هاي اعمال غصب خلافت را به آنها تحميل كردم و اجازه دادم كه گرفتار ننگ و عار يكچنين اعمال سفيهانه و جاهلانه اي بشوند. دماغ آنها سوخته باد و مركب مسافرت آنها شل و كور باد و از رحمت خدا دور باشند. واي به حال آنها كه اركان خلافت را از كوه هاي پا برجاي رسالت و استوانه هاي نبوت و دلالت و فرودگاه هاي فرشتگان و جبرئيل امين و پاكيزگان و آگاهان به امور دنيا و دين به كجا كشانيدند. چه خسارت بزرگي پيدا كردند كه در دنيا و آخرت به غضب خدا مبتلا شدند. واي بر آنها ! چرا رشته خلافت را از اختيار شوهرم اباالحسن خارج كردند. بر او چه ايرادي داشتند و چه عيبي در او مشاهده كردند. آري ايراد آنها همين بود كه چرا در راه خدا شمشير تيزي دارد و در ميدان جنگ دشمنان خدا را مي كوبد و مي كشد و در ذات خدا خشك و خشن است كه هرگز با كفار و جنايت كاران سازشكاري ندارد. به خدا قسم اگر اختيارات را به او واگذار مي كردند چنان كه رسول خدا (ص) زمام خلافت را به دست او سپرد مردم را آرام آرام و بدون زحمت از خط مستقيم به سعادت و خوشبختي و تمدن اسلامي مي رسانيد زيرا اهلبيت رسول خدا (ص) پايگاه هاي نبوت و محل فرود فرشتگان مي باشند . پس زهرا (س) به اوضاع زمان و وضعيت فكري مسلمانان در آن زمان آشنايي كامل دارد وآنها را لايق و شايسته ندانسته است كه در شعاع ولايت اهلبيت قرار گيرند. در نتيجه آنها را از دايره لطف و محبت خود پرت نموده و به آنها بي اعتنايي كرده است. مي فرمايد:  به خدا قسم گرچه اين ها از اين راه روشن دين و از خط روشن حجت خدا منحرف شدند و يكچنين خط روشني را رها كردند، اگر او را قبول مي كردند آن چنان آرام آرام آنها را به بهشت و سعادت مي رسانيد كه كوچك ترين خاري به پاي آنها نرود و خستگي و ملامت درآنها پيدا نشود و مسلمانان را به نهرآب صافي مي رسانيد كه ذره اي كدورت و تيرگي ندارد. آن چنان صاف و روشن كه هرگز در آشاميدن آن خستگي و كسالت درآنها پيدا نشود. آشكارا و علانيه به آنها كمك مي كرد و آنها را هدايت مي نمود و حقايق را به آنها تعليم مي داد. آن چنان كه راستگو از دروغگو و زاهد از غير زاهد تميز داده شود . خدا مي فرمايد كه اگر اهل دهات و شهرها ايمان به ولي خدا بياورند، بركات خود را از زمين و آسمان بر روي آنها باز مي كند. خيلي قضاياي عجيبي واقع شده و چه گناه بزرگي مرتكب شده اند نمي دانم آنها به چه راهي مي روند، به چه كساني تكيه مي كنند و به چه رشته اي متمسك مي شوند وبه چه خانواده اي مي تازند و حمله مي كنند و ريسمان به گردن چه انساني مي اندازند كه از او  بيعت بگيرند. اي چه بد پيشواياني و چه بد راه هائي و چه بدبخت هستند ستمكاران كه به جاي اولياء خدا دشمنان خدا را به كرسي مي نشانند. اين ها چه كردند و چه مركبي براي خلافت درست كرده اند. اعضاي پائين تنه را به جاي اعضاي بالا تنه گذاشتند. دُم ها را به جاي سرها قبول كردند .يك چنين تشكيلات عوضي و قلابي به پا نمودند، به مردان خود بگوئيد كه شتر خلافت شما به زودي آبستن مي شود و بچه مي زايد و درآينده به شما شير مي دهد. شيري از خون دل و بچه هائي از نوع درندگان خطرناك و غذاها از نوع چيزهائي كه گلوگير شما خواهد شد. ايراد شان به شوهرم اباالحسن چه بود كه كرسي خلافت را به جاي ديگر منتقل كردند آري ايرادشان خشونت شمشيرعلي(ع)و بي اعتنائي او به مرگ درميدان هاي جنگ وشدت حملات و سختي حوادثي بود كه در ميدان جنگ براي دشمنان خدا مي ساختند و اين كه در راه خدا و در ذات خدا خشك و خشن بود و هرگز براي دنيا و زندگي خود در راه خدا ارزشي قائل نبود. به خدا قسم گرچه آنها از اين راه روشن و واضح منحرف شدند و يكچنين حجت ها و حقايق روشني را رها كردند. اگر اطاعت كنند و يا اطاعت مي كردند آنها را به راه خدا برمي گردانيد و آنها را كنار آب صافي مي برد آن چنان صاف و روشن و لبريز كه ذره اي آلودگي درآب نهر و يا در كناره هاي آن قابل مشاهده نبود. چنان آنها را آرام آرام به مقصد مي رسانيد كه هرگز خار و خسي به پاي آنها فرو نرود،  هرگز در مسير حركت خستگي پيدا نكنند و ملالت نبينند. آنها را علانيه و پنهاني كمك مي كرد و تعليمات مي داد و هرگز حاضر نبود كه از دسترنج آنها و ثروت آنها خود را بي نياز كند و يا از دنياي آنها بهره اي ببرد مگر به ميزاني كه يك تشنه از نهر مي آشامد و يا يك ميهمان از سفره ميزبان سير مي شود .اگر در اطاعت علي(ع) قرار مي گرفتند براي مردم روشن مي شد كه چه كساني در دنيا زاهدند و چه كساني دنيا پرست و چه كساني صادق و چه كساني كاذبند. اگر مردم به حجت خدا ايمان بياورند و تقوي را پيشه كنند خداوند از زمين و آسمان درهاي خير و بركت بر روي آنها مي گشايد وليكن دين خدا را تكذيب مي كنند. خداوند به نتايج كفر و گناه آنها را معذب مي كند ، تا كساني از مردم كه به آل محمد (ص) ستم مي كنند بدانند كه به زودي نتايج  ظلم و ستم به آنها بر مي گردد و نمي توانند خدا را در خط دين و در اجراي تقديرات عاجز كنند. اي مردم دنيا،  بيائيد و حقايق را بشنويد. هميشه از وضع روزگار و گردش هاي واژگونه آن در عجب بوده ام و حقيقتا منطق كفار شگفت انگيز است كه چگونه حق را رها مي كنند و به راه باطل مي روند كاش مي دانستم مردمي كه خلافت را غصب كرده و حجت خدا را رها كردند  مي خواهند به چه چيزي در دنيا تكيه كنند رأي و دانش چه كسي را سند سعادت خود بشناسند و به چه كساني اعتماد پيدا كنند و به چه رشته هائي متمسك شوند. واي به حال آنها آيا خبر دارند به چه خانواده اي تاختند و حق آنها را ضايع كردند چه بد پيشوايان و همكاراني دارند البته ستمكاران در انتخابات غلط خود بدان را به جای نيكان روي كار مي آورند. (کتاب شخصیت حضرت زهرا و مریم س)