توصیف زندگی به روش رفق و مرافقت

رفيق و مرافق آن انسان مداراگررا مي گويند که در برابر جهل مردم و يا مصيبت ها و يا ناراحتي ها خيلي زود و زياد عصباني نمي شود، از جا در نمي رود بلکه صبر و مدارا و ملايمت را پيشه مي کند، خيلي زود و باسرعت با دشمنان خود دشمني نمي کند، همينطور خيلي زود و باعجله صددرصد تسليم دوستان خود نمي شود. در اين رابطه حديثي وارد شده است که دوستان خود را آرام آرام دوست بدار و به تدريج با آنها دوستي کن صددرصد تسليم نشو مبادا روزي دوستي آنها تبديل به دشمني شود و ترا از پاي درآورند. همينطور دشمن خود را صددرصد دشمن خود ندان. آرام آرام با او دشمني کن شايد روزي دشمني او تبديل به دوستي شود درآن صورت خجالت مي کشي که چرا با او تندي نموده اي. رفق در اين حديث شريف که از صفات عقل است همين مدارا کردن وآرام آرام با دوست و دشمن زندگي کردن خودداري نمودن از تندي و تيزي و کم حوصلگي. مدارا به اين روش را که دوستان تو از دوستي دست نکشند و دوستي آنها ضعيف نشود و دشمنان تو کم کم دست ازدشمني بردارند و دشمني آنها ضعيف شود زندگي به اين روش را رفق و مرافقت می نامند. رفيق تو يعني آن انسان مهربان و مداراگر و صبور و با محبت. ضد اين رفق و مدارا، خرق ناميده اند که صفت جهل است. انسان در برابر کوچکترين حرف ناملايم يا عمل ناملايمي که برپايه قصور و تقصير پيدا مي شود خيلي زود عصباني مي شود و پرخاش مي کند، طرف مقابل را فحش مي دهد يا به او تهمت ميزند. اين خرق و تندي و تيزي و کم حوصلگي و ترک حلم و مدارا را خرق مي نامند. خرق و اختراق و خرق عادت و امثال اين ها به معناي بريدن و پاره کردن رشته محبت و دوستي با دوستان است. اين رشد دوستي و محبت ارزش دارد. انسان واجب است با حلم و صبر و مدارا، دوستي با دوستان را حفظ کند و تقويت نمايد. دشمني با دشمنان را هم تضعيف کند. يک چنين روشي را رفق و مدارا نامند و بالعکس اين که با بي صبري و کم تحملي دشمني دشمنان را تقويت کند و دوستي دوستان را تضعيف نمايد خرق و خرق عادت مي نامند. رفق و مدارا به هدايت عقل پيدا مي شود. هرجا انسان ناراحت و عصباني مي شود بايستي به خداوند متعال پناه ببرد تا خدا نيروي صبر و حلم و مدارا به او مرحمت کند و اگر خودرأي و خودمختار براساس هيجان غضب و عصبانيت وارد ميدان شود دوستي دوستان او تبديل به دشمني، و دشمني دشمنان هم شدت و قوت پيدا مي کند. پس به هدايت عقل رفق و مدارا خوب است نه خرق و خشونت. (کتاب غیب و شهود)