پاسخ به کسانی که خیال می کنند لذات مادی از خصایص زندگی دنیا است.

لذت غذاها و خوراک ها و ميوه ها و شربت ها با اقسام مختلف که قابل حصر و حد نيست از نظر کميت و کيفيت تا بي نهايت قابل گسترش مي باشد. بعضي خيال مي کنند که لذايذ مادي بوسيله غذاها و خوراک ها از خصايص زندگي دنياست. از نظر اين که انسانها در زندگي دنيا جسمند، بدن آنها از ماديات مختلف و متفاوت ساخته شده است، احتياج به تغذيه مادي دارند وليکن در عالم آخرت که انسانها روح خالص هستند به عقيده آنها از فرشتگان و مجردات مي باشند احتياج به لذايذ مادي اقسام غذا و خوراک ندارند بلکه آنها فقط از نظر روحي تغذيه مي شوند. غذاهاي لذت بخش آنها قرب و بُعد به خدا و اولياء خدا مي باشد کساني که مقرب درگاه خداوند هستند از لذايد روحي بهره مند مي شوند و آنهايي که مقرب نيستند لذت روحي ندارند بلکه گرفتار رنج رواني و روحي مي شوند. آنها عقيده دارند که بهشت انسانها در عالم آخرت و يا جهنم آنها همين قرب و بُعد به خدا و اولياء خدا مي باشد. کساني که مقرب هستند از لذت روحي فوق العاده برخوردارند و کساني که مقرب نيستند به عذاب دوري از لطف خداوند متعال معذبند. مي گويند انسانها در عالم آخرت روح خالص هستند و اين روح خالص احتياج به ماديات ندارد که از گوشت و ميوه جات، شير ، پنير ، حلوا ، عسل استفاده کند. اولين کسانی که يک چنين عقايدي بوجود آوردند و آن را ترويج کردند، گروه مرتاضان و بخشي از يهوديان بودند، براي اين که حرص و طمع انسانها را از لذايذ آخرت و زندگي بهشتي ببرند و آنها را از نعمت هاي آخرتي خدا محروم کنند و يا اميد آنها را به اين نعمت ها تبديل به نااميدي کنند يک چنين بحث هائي به راه انداختند. مرتاضان که براي رياضت کشيدن، خود را از لذايذ دنيا محروم مي کنند و تا اندازه اي موفقيت روحي بدست مي آورند صددرصد عقيده دارند که زندگي آخرت برپايه همين لذايذ روحي و موفقيت هاي اعجازي و قرب و بُعد به خدا استوار است. پس در عالم آخرت از اين غذاها و خوراک هاي دنيايي خبري نيست. عده اي از يهوديان صدر اسلام در مدينه که مشاهده کردند سربازان مسلمان به طمع بهشت حريص به شهادت هستند و براي ورود به بهشت و استفاده از نعمتهاي بهشت از مرگ و شهادت استقبال مي کنند، با سربازان تماس گرفتند و گفتند خيال نکنيد در زندگي بهشتي بعد از مرگ خورد و خوراکي وجود دارد بلکه در آن زندگي هر چه هست لذايذ روحي و معنويت است. از خوراک و غذا خبري نيست، به اين وسيله عقيده سربازان را متزلزل مي کردند و حرص آنها را در استفبال از شهادت مي شکستند . پيامبر اکرم که از يک چنين تبليغاتي به وسيله يهوديان با خبر شد به سربازان خود گفت کذبت اليهود. يهوديان دروغ مي گويند در بهشت لذت هاي مادي و معنوي تا بينهايت در اختيار بندگان خدا است. خداوند اشتها و شهوت بندگان خود را به غذاها و همسران هر چه بيشتر بالا مي برد و براساس اشتهاي بيشتر لذت آنها از غذاها و خوراک ها و همسران بيشتر است . بسياري از عارفان و مرتاضان اين طور خيال کرده و تبليغ نموده اند که در زندگي آخرت لذايذ مادي و خوراکي وجود ندارد هر چه هست لذايذ روحاني از طريق قرب و بُعد به خداوند متعال است وليکن آنها خبر ندارند که انسانها در دنيا و آخرت نه روح خالص هستند و نه هم جسم خالص بلکه انسان در دنيا و آخرت و تا ابد ترکيبي از روح و جسم است زيرا حيات و شهوت و غضب انسان و ساير صفاتي که دارد خاصيت هاي ترکيبي از مسيرترکيب روح با جسم است. روح و جسم وقتي که با يکديگر ترکيب مي شوند از ترکيب و ادغام آنها در يکديگر انسان و ساير جمادات و نباتات و حيوانات پيدا مي شود و اگر ترکيب روح با جسم به هم بخورد و اين دو از يکديگر جدا و مجزا شوند نه جسم انسان جسم است که احتياج به تغذيه مادي داشته باشد و نه روح انسان روح است که به تغذيه روحي اکتفا کند. اين دواصل وقتي که از يکديگر جدا مي شوند مثل اين که انسانها يا مي خوابند يا ميمرند، ديگر انسان نيستند و چون در يکديگر ادغام مي شوند انسان، انسان مي شود و به حيات خود ادامه مي دهد. ممکن است که شما يا ديگران بگوئيد که روح انسان به خودي خود زنده است و براي حيات خود احتياج به بدن ندارد گر چه بدن انسان با دميدن روح حيات پيدا مي کند و عقل وشعور که از لوازم حيات است با افاضه روح بدست مي آورد وليکن روح بخودي خود حي است ملازم با عقل و شعور است زيرا روح از مجردات است و مجردات به خودي خود زنده اند، عقل و شعورند. با اين حساب وقتي انسان در مسير تکامل روح، خالص مي شود غذاهاي روحي لازم دارد و غذاهاي روحي، معنويات است مانند علم ومعرفت و قرب و بُعد به خداوند متعال. در جواب مي گوئيم شما که مي گوئيد روح از مجردات است و به خودي خود زنده است شما که انسان هستيد در ذات خود روحيد يا بدن ؟ آيا شما بدنِ تنها هستيد که فقط غذاهاي مادي لازم دارد و يا روح تنها هستيد که غذاي معنوي لازم دارد و يا محصولي هستيد از ترکيب روح و بدن؟ بديهي است که اگر شما انسانها بدن خالص هستيد بدن خالص که از ماده بوجود آمده ماده حيات ذاتي و عقل و شعور ذاتي ندارد . همة دانشمندان مي گويند که حيات ماده و يا حيات بدن از جانب روح پيدا مي شود، پس بدن انسان خود به خود زنده نيست. حيات بر آن عارض مي شود. اگر ما انسانها همين بدن تنها هستيم که با افاضه روح، قوت  و حيات پيدا مي کنيم، اين حيات در بدن ما اثر ترکيبي بدن با روح است . يعني روح به بدن افاضه مي شود حيات به وجود مي آورد، همانطوري که نور بر اتاق وارد مي شود روشنايي بوجود مي آورد. پس ما انسانها که بدن خالص هستيم چگونه ممکن است جنسيت مادي خود را رها کنيم تبديل به روح خالص شويم؟ هرگز جنسيتي قابل تبديل به جنسيت ديگر نيست. اجناس مستقلاً از غير خود متأثر مي شوند وليکن تبديل به غير خود نمي شوند. بدن انسان هميشه ماده است و روح انسان هميشه مجرد است. نه روح تبديل به بدن مي شود و نه هم بدن تبديل به روح مي شود. پس ما انسانها اگر جسم خالص هستيم و يا اگر روح خالص هستيم بايستي دائم زنده باشيم. به عقيده شما که روح را زنده مي دانيد و مي گوييد حيات روح ذاتي آن مي باشد بايد هرگز موت بر ما عارض نشود زيرا روح اثر ذاتي خود را رها نمي کند ولي ما نه روح خالص و نه هم بدن خالص هستيم با اين حساب هرگز جسم انسانها تبديل به روح نمي شود تا حيات خالص پيدا کند واحتياج به تغذيه هاي مادي پيدا نکند چون حيات بدن از ترکيب روح با بدن پيدا مي شود که اگر روح و بدن در يکديگر ادغام شوند انسان زنده است و اگر از يکديگر جدا شوند انسان مرده است . پس انسان هرگز موجوديت مادي خود را رها نمي کند که احتياج به غذاي مادي نداشته باشد. انسانها در دنيا و آخرت که با روح، ترکيب مي شوند با اين ترکيب، هم بدن آثار جسماني خود را ظاهر مي سازد و هم روح، آثار روحاني خود را ظاهر مي سازد. در نتيجه انسان به اقتضاي جسم، تغذيه مادي لازم دارد و به اقتضاي روح، غذاهاي روحي را لازم دارد. با توجه به اين حقيقت که تنها موجودي که حيات و قدرت اثر ذاتي اوست فقط خداوند متعال است ما سواي خدا حيات و قدرت ذاتي ندارند بلکه حيات و قدرت در مخلوقات اثر ترکيبي روح با بدن است نه روح تنها حيات است و نه هم بدن تنها. اگر روح به تنهايي زنده بود خداوند متعال براي خلق موجود زنده احتياج به ماده و جسم نداشت بلکه ارواح که زنده بودند همراه حيات خود علم و معرفت بودند و ديگر لازم نبود که خداوند مخلوقي به نام انسان بسازد که ترکيبي از روح و بدن باشد. پس انسانها دائم در دنيا و آخرت، روح و بدن هستند و به هر دو نوع غذاي روحي و مادي احتياج دارند. (کتاب اصلاح هدف‏ ها)