چرا خداوند از همان ابتداي خلقت، انسان ها را كامل خلق نمي كند تا زندگي كامل براي آنها بسازد؟

تكامل علمي و استعدادي در مسير خلقت به طور آني و فوري قابل وقوع نيست زیرا از نوع طفره به حساب مي آيد و طفره به اراده خدا و يا خلق خدا از نوع محالات است، از نوع نشدن است نه از نوع نكردن. خداوند در يك آن، بدون به كار بردن علل و عوامل طبيعي هرچه بخواهد خلق مي كند وليكن معلومات در يك آن، بدون تعليمات تدريجي قابل وقوع نيست. خداوند در رحم مادر انسان را با تمام تجهيزات وجودي ظرف نه ماه خلق مي كند و اگر بخواهد در يك آن، مي تواند خلق كند وليكن معلومات همراه پيدايش استعداد در وجود انسان قابل آفرينش است، تكامل علمي و استعدادي به طور تدريجي قابل ظهور است زيرا لازم است اول متعلم براي پذيرش علم آماده شود بعد معلم او را بياموزد. شاگرد از مسير برخورد با حوادث براي فراگيري علمي از علوم آمادگي پيدا مي كند بعد علم را از طريق شاگردي يا سؤال و جواب از او يا از طريق تجربه و تفكر مي آموزد. علوم كه غذاي روح است مانند غذاي بدن  بعد از احساس نياز و طلب و تقاضاي نيازمند قابل تعليم است. تقديم آب و غذا به كسي كه تشنگي و گرسنگي احساس نمي كند بي فايده است كه گفته اند آب كم جو تشنگي آور به دست. پس تكامل تدريجي بطور آني و فوري پيش از طلب و تقاضاي متعلم قابل ظهور نيست. باز شما مي توانيد سؤال خود را به دليل نمونه هائي كه در تاريخ پيدا شده تكرار كنيد كه اگر تعليمات آني و فوري ممكن نيست چه طور حضرت عيسي در ساعت تولد با مادرش و با مردم سخن گفت يا مانند امام هاي معصوم كه كه در كودكي مانند بزرگي عالمانه و حكيمانه سخن گفتند امام جواد و امام هادي و امام زمان عليهم السلام پنج ساله و شش ساله در مقام خلافت رسول خدا قرار گرفتند و حقايق اسلام را به علما تعليم دادند چگونه علم و دانش همراه خلقت آنها به آنها تعليم شده؟ جواب اين است كه همان طور كه ما انسانها نوار ضبط و راديو تلويزيون را اسباب و ابزار گويندگي قرار داده ايم كه مي گويد اما نمي دانند اسباب و ابزار گويندگي، انسانند انسان ها هم گاهي اين طور اسباب و ابزار گويندگي خدا مي شوند. كلام خدا را به مردم ابلاغ مي كنند. تكلم حضرت عيسي در گهواره مانند تكلم صورت ها در عالم خواب است.  شما در عالم خواب شبحي را به صورت پدر يا مادرتان مي بينيد و با او حرف مي زنيد، با اين كه پدر و مادر شما نيست بلكه عكسي از پدر و مادر و گوينده اصلي خدا است كه از آن صورت حرف مي زند. در تاريخ معجزات ديده شده كه گاهي حيواني با حضرت رسول حرف زده سخن گفتن اين صورت ها مانند سخن گفتن نوار است حضرت عيسي و وحي كودك هم از اين قبيل است كه ابزار گويندگي خدايند. و اما ائمه اطهار هم حساب ديگري دارند كه طبق روايات و آيات پيش از خلقت آدم حوا دوره ديده اند و به كمال مطلق رسيده اند و بعد خداوند آنها را مامور هدايت اولاد آدم نموده است. لذا در زيارت جامعه كبيره در بيان سبقت آنها بر آدم مي گوئيم بكم بدئ الله و بکم يختم. يعني آدم و اولاد آدم براي تربيت شما و براي اين كه شاگرد مكتب شما باشند خلق شده اند و در شعاع تربيت شما به كمال مي رسند و اما دليل عقلي بر اين كه تكامل و تعليمات فوري قابل وقوع نيست بلكه تدريجي واقع مي شود اين است كه اگر تعليم علم همراه خلقت ممكن باشد دليلي ندارد كه خداوند از افاضه علم به  بندگان خود مضايقه كند، آنها را در جهل مطلق نگه دارد كه منشاء اين همه مفاسد شوند بلكه آنها را مجهز به علم و دانش خلق مي كرد كه ديگر جهنمي پيدا نشود. درست نيست كه آفريننده  متعال كه مي تواند خلق خود را كامل خلق كند ناقص خلق نمايد. خداوند در هر كاري بهترين را انتخاب مي كند و اين عدم امكان خلقت علم در وجود انسان از اين جهت است كه انسان متعلم است و نمي تواند فوري ياد بگيرد بلكه كم كم و بتدريج ياد مي گيرد. اول لازم است در وجود انسان آمادگي براي فرا گيري علم پيدا شود و تقاضاي علم كند بعد خدا به او بياموزد. پس تكامل و تعلم انسان، تدريجي قابل ظهور است. فوري و آني قابل وقوع نيست. لازم است به همين كيفيت كه خدا مقدر كرده است انسان از نقص به كمال حركت كند.  قهرا زندگي ناقص كه زندگي دنيائي باشد در مقدمه زندگي كامل كه زندگي آخرتي باشد واقع مي شود. (کتاب مبادی آفرینش)