حکمت وجود بدشانسي و ابتلائات در زندگی دنیایی

مي گوئيم اگر مي توانستيد بدون عبور از خط ابتلائات خود را به مرز عافيت و سلامتي  برسانيد مي توانيد از ابتلائات جلوگيري كنيد چه اين كه  حكمت بلاء و ابتلاء همين است كه در  انسان  حالت جهش و كوششي  بوجود آيد و خود را به مرز عافيت و آسايش برساند و يا آن عافيت و آسايش را كه خدا به او داده است براي خويش حفظ نمايد وليكن پيدايش عافيت بدون عبور از خط ابتلاء براي انسان ميسر نيست. يعني اگر خداوند همه انسانها را مانند آدم و حوا در بهشت بيافريند باز هم انسانها در اثر عدم پختگي و بي تجربگي، بهشت را براي خود تبديل به جهنم مي كنند و معناي  عافيت و زندگي بهشتي را نمي فهمند زيرا به اضداد عافيت كه بلا و مصيبت  است مبتلا نشده اند. آيا مي توانيد بدون ابتلاء به تشنگي قدر نعمت آب را بدانيد؟ يا بدون ابتلاء به گرسنگي و نا امني و برهنگي و امثال آن كه مفهوم ابتلائات را بوجود مي آورد  قدر نعمت سيري  و پوشيدگي را بدانيد و اگر چنين  مي شد ابتلائات  از زندگي ما برداشته مي شد وليكن آشنائي به نعمت هاي خدا بدون ابتلاء به اضداد نعمت ها ممكن نيست در نتيجه ابتلاء به اضداد نعمت يكي از راه هاي بزرگ آموزش و پرورش  الهي مي باشد. بنابر اين مقدمه  خداوند براي اين كه مؤمن را تربيت كند و او را به درجات و كمالات برساند به اضداد نعمت و عافيت مبتلا مي سازد تا از هر حادثه اي مصيبتي و  علم و حكمتي براي او حاصل  گردد . (تفسیر سوره قدر)