تکلیف کسانی که ثروت برای خود اندوخته اند و تک خوری می کنند چیست؟

در قانون مقدس اسلام و در مسير تلاش و كوشش مردم دو نوع حركت خيلي اهميت دارد، كه انسان‌ها دائم لازم است خود را در اين دو نوع حركت ببينند و مشاهده كنند تا بر خود آن‌ها روشن و معلوم گردد كه مانند يك مسافر، بیابان‌ها و روستاها را پشت سر می ‌گذارند به حركت خود ادامه می‌ دهند تا خود را به مقصد ابدي برسانند. اين دو نوع حركت که مربوط به حالات رواني و فكري انسان است، يكي «هجرت» است و ديگري «جهاد». زن و مرد مؤمن دائم در حالات هجرت و جهادند. مثلاً يك نفر مسافر كه بسوي شهري حركت می ‌كند در اين حركت، دو حالت دارد كه به دو نام ناميده می‌ شود، يكي از اين دو حالت را هجرت و ديگري را جهاد می ‌گويند. هجرت به معناي اين است كه گرچه اين بیابان‌ها و جنگل‌ها و صحراها و روستاها خيلي سبز و خرم و آباد است ولی حق ندارد در آنجا قصد اقامت كند، همان جا بنشيند و از حركت باز ماند بلكه لازم است صحراها و روستاها و جنگل‌ها را رها كند و به حركت خود ادامه دهد. جهاد هم به معناي اين است كه وسط راه ننشيند، متوقف نشود، به حركت و فعاليت خود ادامه دهد تا خود را به شهر بزرگي كه قابل زندگي است برساند. اگر وسط راه در جايي و روستائي بنشيند و به همان ميوه هاي جنگل و چشمه آب اكتفا كند، طعمه درندگان و حيوانات می‌ شود و آن بيابان و صحرا اين لياقت را ندارد كه انسان تا آخر عمر آنجا زندگي كند. حركت تكاملي به همين كيفيت است. انسان در زندگي لازم است فعاليت كند، ثروت مشروع بدست آورد و در راه مشروع خرج كند. از شغل خودش، كشاورزي و يا دامداري و شغل‌ های ديگر به بندگان خدا خدمت كند و ثروت‌ های توليدي خود را در راه خدمت به مردم مصرف كند نه اين كه آن‌ها را براي خودش ذخيره كند. كسي كه مال و ثروت را براي خود ذخيره می ‌كند و آن را در راه توليد و خدمت به مردم مصرف نمیكند، به ثروت خود متكي می ‌شود، ثروت موجود را در راه توليد مصرف نميكند و براي به دست آوردن ثروت بیشتر تلاش و كوشش ندارد، ثروت را ذخيره كرده كنار آن نشسته و می ‌خورد و می ‌آشامد تا زماني كه تمام شود؛ كساني كه به اين كيفيت مال و مقام مخصوصي بدست می ‌آورند و آن را براي خود ذخيره می ‌كنند و از توليد و خدمت به مردم باز می ‌مانند مانند همان مسافري هستند كه در راه مسافرت چشمه آبي و روستائي يا ميوه اي در جنگل پيدا كرده همان جا متوقف شده و از حركت باز مانده است. مؤمن و مؤمنه دائم جهادگر است. دائم ثروت توليد می ‌كند و آن توليد شده ‌ها را با ايجاد كار و كاسبي و يا کمک ‌های ديگر به مردم می ‌رساند. تلاش و كوشش، او را به خدا نزديك می ‌كند، خدمت به مردم هم به او در ميان مردم محبوبيت می‌ دهد. چنين انساني كه سرمايۀ خود را در راه توليد به كار انداخته و به مردم می‌ رساند و دائم در تلاش و كوشش است كه به مردم خدمت كند، جهاد و هجرت دارد. يعني ثروت‌ها را ذخيره نمیكند كه در حاشيۀ آن، مردم گرسنه و بيكار باشند بلكه كشاورزي و دامداري و صنايع ديگر توليد می‌ كند تا بندگان خدا اشتغال به كار پيدا كنند و زندگي خود را اداره كنند. همينطور مرد و زن مؤمن در زندگي از يك طرف تلاشگرند و از طرف ديگر یاور دين خدا و بندگان خدا هستند. دنيا را براي رسيدن به آخرت قبول دارند نه براي رسيدن به مال و ثروت. (تفسیر سوره حشر)