انسانها در سه جهت منبع ثروت و لذت و بركت براي يكديگر هستند.

اول: در جهت تهيه كردن ذخائر طبيعت و تهية غذا و لباس و مسكن براي يكديگر خداوند آنچه انسان نيازمند به آن مي باشد از غذا و لباس و مسكن به صورت مواد خام در اختيار انسان مي گذارد تا انسان ها بتوانند آن مواد خام را به صورت لقمه ها و طعمه هاي قابل استفاده درآورند و از آن استفاده كنند. از غذاها فقط گندم و برنج و گوشت و از لباس ها، پنبه و پشم و از مساكن، فقط خاك و سنگ و آب و همة اين ها بوسيله انسان به صورت مواد قابل استفاده در مي آيد كه انسانها از آن بهره برداري كنند. پس ذخـاير طبيعت به آن كيفيتي كه گفته شد از حدّ صفر تا موفقيت كامل يعني از الاغ سواري مثلا تا طياره و سفينه فضايي بوسيله انسان در اختيار انسان قرار مي گيرد. از اين رو پيش از آن كه با طبيعت بسازيم و آن را به اختيار خود درآوريم بايستي با انسان ها بسازيم زيرا انسانها كليد ذخائر طبيعت هستند. ما از دو جهت پيش از آن كه به طبيعت نياز داشته باشيم به انسان نيازمنديم. يكي از جهت علم و راهنمايي كه انسان ها به ذخائر طبيعت آشنا هستند و آن را مي دانند، آدرس هر گنجي بدست آنهاست، دوم انسانها هستند كه بايستي  به ما كمك كنند و ما از آنها كمك بخواهيم تا بتوانيم از نعمت هاي خدا استفاده كنيم، به علاوه خود انسانها هم براي انسانها نعمت بـزرگي هستند تا با انس و آشنايي با آنها وحشت را از خود دور سازيم. انسان براي انسان يك منبع ثروت عظيمي است كه بعلاوه او زندگي، بهشت مي شود و منهاي او، زندگي وحشت آور است و جهنم مي شود. پس انسانها نردبان حركت به سوي تكامل و معراجند، بايستي هرچه بيشتر و بيشتر انسانها را به خود مهربان كنيم وآنها را به خود مربوط سازيم و اين ارتباط، از طريق خدمت ممكن است، هرچه بيشتر و بيشتر به انسانها  خدمت كنيم بيشتر مي توانيم آنها را جلب و جذب نمائيم به همين منظور اين همه برنامه هاي خدماتي كه در دين مقدس اسلام وضع شده هر كس در هر جهتي جلو افتاده بايد برگردد به عقب افتادگان خدمت كند. خدا اهل ايمان را وصف مي كند كه آنها از آنچه  دارند به ديگران خدمت مي كنند مي فرمايد: (و مما رزقناهم ينفقون) پس ذخائر طبيعت  به توسط انسانها خط تكامل هستند كه يكديگر را رشد مي دهند تا به ثمر برسانند. سوم در انتهاي اين دو نعمت،  لطف خداوند متعال است. ذخائرطبيعت و انسانها كه از نعمت هاي بزرگ خداوند متعا ل هستند در شعاع مشيت و اراده خداوند قابل تصرف مي باشند. عالم آفرينش مانند خانه است كه صاحبخانه اصلي آن خداوند است كه ورود به اين خانه و استفاده از آنچه دارد بدون اجازة صاحب خانه غلط و محال است و اگر هم غاصبانه چند صباحي از آن استفاده كنيم عاقبت محروميت پيدا مي كنيم و محكوم خواهيم بود، پس پيش از اقدام به هر كاري لازم است رضايت خدا را بدست آوريم، اگر توانستيم رضايت خدا را جلب كنيم همراه رضايت او همه چيز بدست آمده است كه شاعر مي گويد: (چون از او گشتي همه چيز از تو گشت). پس اي انسان، قدم  اول خود را در اطـاعت خـدا قرار بده و در شعاع اطاعت و جلب رضايت او فعاليت كن. (تفسیر سوره معارج)