چرا خداوند دو دوره دنیایی و آخرتی برای ما مقدر کرده است؟

خداوند در قرآن‌ خبر مي دهد كه‌ من‌ روز قيامت‌ را به‌ اين‌ منظور مقدركرده‌ ام‌ كه ‌شما انسان ها را از محيط‌ تاريك‌ مصيبت‌ بار دنيا به‌ فضاي‌ رحمت‌ و بركت‌ خود بكشانم‌. مي فرمايد:كتب‌ ربكم‌ علي‌ نفسه‌ الرحمه‌ ليجمعنكم‌ الي‌ يوم‌ القيامه‌ لا ريب‌ فيه‌. يعني‌ خداوند برخود واجب‌ و لازم‌ دانسته‌ است‌ كه‌ شما انسان ها را به‌ فضاي‌ وسيع‌ رحمت‌ و بركت‌ خود بكشاند و از لطف‌ و كرم‌ خود شما را بهره‌ مند گرداند. به‌ همين‌ منظور شما را به‌ فضـاي‌ قيامت‌ مي كشاند تا در آن‌ فضاي‌ وسيع‌ و مجهز بتواند لطف‌ و رحمت‌ خود را به شما انسان ها برساند. ما انسان ها در زندگي‌ دنيائي‌ خود مانند كودكان‌ كودكستان‌ هستيم‌. سرپرست‌ كودكان‌ تصميم‌ دارد كودكان‌ را به‌ فكر و دانشي‌ برساند كه‌ در اثر آن‌ فكر و دانش‌ بتواند مملكت‌ را و ثروت‌ مملكت‌ را بدست‌ آنها بسپارد الان‌ كه‌ در كودكستان‌ هستند لياقت‌ و استعداد ندارند كه‌ رياست‌ مملكت‌ و ثروت‌ مملكت‌ به‌ آنها واگذار شود. آنچه‌ مناسب‌ كودكان‌ در كودكستان‌ است‌ همان‌ بازي ها و اسباب‌ بازي ها مي‌باشد. پس‌ براي ‌اين كه ‌بتواند ثروت‌ مملكت‌ را به‌ آنها بسپارد مجبور است‌ آنها را بپروراند. به‌ همين‌ منظور كودكان‌ را در خط‌ تعليم‌ و تربيت‌ و آموزش‌ و پرورش‌ قرار مي دهد، از كلاسي‌ به‌ كلاس‌ بهتر و از مكتبي‌ به‌ مكتب‌ عالي تر تا آنها را به‌ عقل‌ و دانشي‌ برساند كه‌ بتوانند از ثروت هاي‌ خدادادي‌ استفاده‌ كنند و زندگي‌ بسيار خوبي ‌براي‌ خود بسازند. سرمايه‌ زندگي‌ بهتر و استفاده‌ بيشتر از ثروت‌ و قدرت‌ زيادتر، عقــل‌ و معرفت‌ است‌ كه‌ در اثر برخورد به‌ حوادث‌ و مصيبت ها پيدا مي شود. به هر ميزان‌ كه ‌عقل‌ و معرفت‌ زيادتر باشد بهتر و بيشتر از نعمت هاي‌ خدا استفاده‌ مي كند و به هر ميزان‌ كـه‌ عقل‌ و معرفت‌ كمتر باشد بهره ‌برداري‌ از نعمت هاي‌ خدا كمتر و ضعيف‌ تر است‌. به همين‌ منظور خداوند متعال‌ يك‌ دوره‌ زندگي‌ دنيايي‌ از تولد تا مرگ‌ براي‌ ما مقدر فرموده‌ تا در اين‌ مدت‌ عمر، بدي ها و خوبي ها و مفسده‌ ها و مصلحت ها را بدانيم‌. از بدي ها فاصله‌ پيدا كنيم،‌ به‌ خوبي ها متمايل‌ شويم‌ از حشر با بدان‌ و بدكاران‌ بپرهيزيم‌ و با نيكوكاران‌ محشور شويم‌ تا پس‌ از آن كه‌ به‌ عقل‌ و دانش‌ و استعداد خود خوب‌ و بد را فهميديم‌ و زندگي‌ بد و خوب‌ را شناختيم‌ خداوند آن‌ ثروت‌ و بركت‌ بي‌ حدّ و حصر خود را كه‌ به نام‌ بهشت‌ معرفي‌ شده‌ است‌ در اختيار ما قرار بدهد تا قدر آن‌ زندگي‌ را بدانيم‌ و هر چه‌ بهتر و بيشتر از آن‌ ثروت‌ الهي‌ استفاده‌ كنيم‌. پس‌ ما انسان هـا در اين‌ زندگي‌ دنيا دوره‌ مي بينيم‌ تا زندگي‌ را بفهميم‌ نه‌ اين كه ‌زندگي‌ كنيم‌. همانطوركه‌ هر فنّ‌ و هنري‌ و صنعتي‌ يك‌ دوره‌ مقدماتي‌ آموزش‌ و پرورش‌ لازم‌ دارد تا انسان‌ در آن‌ علم‌ و هنر تخصص‌ پيدا كند، زندگي‌ هم‌ يك‌ صنعت‌ و هنري است‌ كه‌ يــك‌ دوره‌ مقدماتي‌ آموزش‌ و پرورش‌ لازم‌ دارد تا انسان‌ كيفيت‌ زندگي‌ را بداند و تخصص‌ پيدا كند. پس‌ از آشنائي‌ به‌ اسرار سعادت‌ و شقاوت‌، انسان ها مخصوصا در اواخـر عمر كه‌ به يك‌ چنين‌ تخصصي‌ رسيده‌ اند از بدي ها و بدان‌ متنفرند و متمايل‌ به ‌نيكي ها و نيكان‌ مي شوند و مخصوصا از اين‌ زندگي‌ دنيائي‌ كه‌ در واقع‌ يك‌ مرگ‌ تدريجي‌ به حساب‌ مي آيد خسته ‌مي شوند و به‌ انتظار لطف‌ الهي‌ و فرج ‌آخرتي‌ روزشماري‌ مي كنند، انسان ها گر چه ‌در ابتداي‌ جواني‌ عاشق‌ و فريفته ‌زندگي‌ دنيا هستند وليكن‌ در انتها و مخصوصا دوران‌ پيري‌ و فرسودگي‌ از اين‌ زندگي‌ يكنواختي‌ بخور و بخواب‌ دنيـا ناراحت‌ مي شوند و در فكر و وجدان‌ خود طالب‌ يك‌ زندگي‌ ايده‌ آلي‌ هستند كه‌ ماننــد زندگي‌ دنيا توأم‌ با مرگ‌ و مرض‌ و رنج‌ و زحمت‌  نباشد. يك‌ زندگي‌ كه ‌در آن‌ ارقـام‌ رنج‌ و زحمت‌ و مشقت‌ از بين‌ برود و ارقام‌ آسايش‌ و آرامش‌ و لذت‌ و نعمت‌ هرچه ‌بيشتر بهتر و بالاتر برود. براساس‌ همين‌ آرزو كه‌ در هر انساني‌ پيدا مي شود خداوند متعال‌ زندگي‌ آخرت‌ را مقدر فرموده‌ تا درآن‌ زندگي‌ انسان ها را به‌ آرزوهائي‌ كه‌ داشته‌ اند و يا پيدا كرده‌ اند برساند زيرا ارقام‌ ثروت‌ و نعمت‌ خدا از نظركميت‌ و كيفيت‌ آن قدر بالا و بزرگ‌ است‌ كه‌ اين‌ زندگي‌ دنيا گنجايش‌ ضبط‌ و خرج‌ آن را ندارد. مثل‌ اين ‌است‌ كه‌ شما ميليون ها تومان‌ ثروت‌ را در بياباني‌ و يا روستاي‌ كوچكي ‌در اختيار يك‌ انساني‌ بگذاريد و بگوئيد اين‌ ثروت‌ زياد مال‌ تو باشد به‌ شرط‌ اين كه‌ از اين‌ ده‌ يا از اين‌ بيابان‌ به جاي‌ ديگر نروي‌ و از چيزي‌ غير ازآن چه‌ در همين‌ بيابان‌ مي رويد استفاده‌ نكن.‌ بديهي است‌ كه‌ آن‌ ثروت‌ فراوان‌ در بيابان‌ قابل‌ استفـاده‌ نيست‌ نمي‌ تواند با آن‌ ثروت‌ زندگي‌ خود را مجهز كند مگركه‌ به‌ شهر بزرگي‌ انتقال‌ پيدا كند و اين‌ زندگي‌ دنيايي‌ ما در برابر آخرت‌ مانند همان‌ زندگي‌ روستايي‌ و كويري‌ است و ارقام‌ نعمت‌ خداوند متعال‌ مانند همان‌ مبلغ‌ ميليون‌ و ميليـارد است‌ كه‌ در بيابان‌ قابل‌ استفاده‌ نيست،‌ خدا ما را به‌ شهري‌ بسيار بزرگ‌ مي برد و امكانات‌ وسيع‌ و عجيبي‌ در اختيار ما مي گذارد تا بتوانيم‌ از تمامي‌ ثروت هاي‌ خدا استفاده‌ كنيم‌. لذا در آن‌ آيه‌ كه‌ گذشت‌، خداوند ميفرمايد شما را به‌ اين‌ منظور به‌ شهر آخرت‌ مي برم‌ تا بتوانم‌ رحمت‌ و ثروت‌ نامتناهي‌ خود را در اختيار شما بگذارم‌. در اين‌ جمله‌ زيبا هم‌ برمبناي‌ همان‌ آيه‌ شريفه‌، مولا از خداوند تقاضا مي كند اي‌ خدا درهاي‌ رحمت‌ و بركت‌ عالم‌ آخرت‌ را به روي‌ ما باز كن‌ و ما را به‌ شهر عزت‌ و كرامت‌ بهشت‌ منتقل‌ گردان‌. (شرح دعای صباح)