چرا خدا به عده اي آن همه علم و فضيلت و مقام مي دهد و آن علم و فضيلت را از ديگران دريغ مي دارد؟

آزادي خواهان عالم و كساني كه طرفدار تساوي حقوقي و ضد تبعيض نژادي و يا مقامي هستند اعتراض كنند كه چه لزومي دارد خداوند اين همه به افراد و اشخاص معيني برتري و فضيلت مي دهد؟! مقام آنها را زياد بالا مي برد و آنها را در وضع حاكميت و تسلط بر افراد پايين تر از آنها قرار مي دهد، در نتيجه حاكم و محكوم و آمر و مأمور بوجود مي آورد. مثلا ذات مقدس خود را در آن عظمت و مقام غير قابل رقابت قرار مي دهد و آن همه صفات و نشان و مدال و القاب براي خود قائل مي شود، به حضرت موسي مي گويد: فقط من خدايم به جز من خدائي نيست، بندگي مرا اختيار كن و با اقامه نماز، دائم به ياد من باش. اصرار دارد كه فقط او خداست و تمامي افراد بشر لازم است در اطاعت او باشند و يا بعد از خود، پيغمبران و يا اولياء خود را اين همه بالا مي برد. پيغمبر اكرم را به عنوان خاتم معرفي مي كند و مي فرمايد: اين خاتميت قابل رقابت نيست فقط او خاتم است، پيغمبر تمامي افراد بشر، از اولين و آخرين است. كسي حق ندارد در برابر او ادعاي مقام و رياست كند، همه كس از اولين و آخرين در دنيا و آخرت بايستي در اطاعت او باشند. به آن بزرگوار وعده مي دهد كه تو را براي مقامي بسيار عالي و پسنديده انتخاب مي كند و يا بعد از او مولا اميرالمؤمنين و حضرت زهرا سلام الله عليها آنها را در چنان وضعي قرار مي دهد و به كيفيتي تعريف مي كند كه الا و لابد همه و همه بايستي در اطاعت آنها باشند و از آنها پيروي كنند. حضرت رسول اكرم مسجدي مي سازد ابتدا تمامي مسلمانان در ورود و خروج و استفاده از آن مسجد و خواب و بيداري مساوي هستند. صحن مسجد به منزله حيات منزل و در اطراف اتاق ها مال بندگان خدا در اتاق هر كسي به مسجد باز مي شود نياز ندارد دور بزند و از درب معيني وارد شود. فرداي آن روز فرماني الهي و آسماني مي رسد كه هر كس در اتاقش از مسجد باز مي شود و آزادانه رفت و آمد مي كند بايستي در اطاقش را ببندد و ديوار بكشد و از خارج مسجد در باز كند و هنگام ورود به مسجد دور بزند و از در معيني وارد شود، وليكن از اين قانون چند نفر را استثنا مي كند. صداي اعراب به اعتراض بلند مي شود كه خدا يا پيغمبر خدا در خانه خدا را به روي مردم بسته و مانع آزادي رفت و آمد آنها شده و چند نفر را از آن جمله خودش را استثنا كرده است از آن جمله تعريفاتي كه براي اهل بيت عصمت دارد مي گويد فاطمه سيده نساء عالمين از اولين و آخرين است. فاطمه كوثر خير و بركت و صاحب شفاعت است. شوهر او علي بن ابيطالب چنين و چنان. اميرالمومنين قائدالغر المحجلين يعسوب الدين, فاروق اعظم, صديق اكبر و امثال آنها. يك چنين امتيازات و نشان و مدالي براي اعرابي كه ذره اي تفاخر و برتري را نسبت به يكديگر قبول ندارند مايه بروز آن همه حسودي ها و دشمني ها مي شود كه در آينده اهل بيت عصمت را آن همه تحت فشار قرار مي دهند و يكي را بعد از ديگري به قتل مي رسانند. دليل وجود اين امتيازات و برتري ها در بعضي اشخاص و تحميل اين امتيازات و برتري ها به ديگران چيست كه يك نفر سر بازار دنيا بايستد و داد بزند كه من بهترين و برترين هستم و همه شما مردم بايستي از من اطاعت كنيد و در نتيجه قبول اين امتيازات براي اكثريت مردم غير قابل تحمل شود و اين همه مصيبت ها بوجود آيد. آيا بهتر نبود كه خدا تمامي افراد بشر را همانطور كه در كيفيت خلقت مساوي يكديگر هستند در فضائل و مناقب و مقامات و درجات در حد تساوي قرار دهد و يا اگر به كسي امتيازي و مقامي داده است از بيان آن امتيازات و اظهار آن خودداري كند و آن امتيازات را به رخ ديگران نكشد؟ حكمت اين تعريفات و امتيازات چيست؟ ابتدا گفته مي شود كه چرا خدا به عده اي آن همه علم و فضيلت و مقام مي دهد و آن علم و فضيلت را از ديگران دريغ مي دارد و اكنون كه به آنها اين همه فضيلت و مقام داده است چه لزومي دارد آن امتيازات را به رخ ديگران بكشد و ديگران را مجبور به اطاعت آنها كند. آنها را در مقام برتر و بالاتر و ديگران را در حد پايين تر معرفي بكند. حكمت اين ترفيع درجات و امتيازات چيست؟ جواب اين است كه اولا دليل ترفيع درجات و امتيازات مسابقه‌اي است كه خداوند بين افراد بشر بوجود آورده و در انتهاي ميدان مسابقه جوائز و امتيازاتي مشخص و معين فرموده و اعلام كرده است كه هر كس مسابقه را ببرد مالك آن جايزه مخصوص مي شود. مشاهده مي كنيم همه جا خداوند زندگي افراد بشر را به صورت ميدان مسابقه درآورده و به مردم مي گويد: سابقوا الي مغفره من ربكم استبقوالخيرات, سارعوا الي مغفره من ربكم و امثال آنها در قرآن زياد است كه هر كسي بهتر و بيشتر فعاليت كند و اطاعت نمايد جايزه را مي برد و درجه و مقام اختصاص به او پيدا مي كند. مولا اميرالمومنين عليه السلام زندگي دنيا را به ميدان مسابقه تشبيه مي كند و مي گويد: مردم آگاه باشيد كه امروز روز آمادگي براي مسابقه و اسب دواني است و فردا هم روز اسب دواني. جايزه اين مسابقه بهشت است و بازنده ميدان مسابقه رسيدن به آتش هاي جهنم. حضرت از يك طرف براي كساني كه مسابقه را مي برند و جلوتر مي تازند و مي‌روند جايزه آنها را بهشت قرار داده و كساني را كه عقب مي مانند و فعاليت ندارند و يا به عكس فعاليت مي كنند جايزه آنها را آتش جهنم. پس خداوند زندگي افراد بشر را به صورت ميدان مسابقه درآورده است شما بگوئيد چرا چنين مسابقه اي بوجود مي آورد تا در نتيجه مردم را از حد تساوي حقوقي و يا مقامي خارج كند. جواب اين مسابقه خيلي واضح است. انسان ها در ابتداي خلقت از نظر آگاهي و علم و دانش و آشنائي به نعمت هاي خداوند متعال در حد صفرند و هيچ يك بر ديگري امتياز ندارد. اگر آنها را در همين حد صفر علم و دانش و درجه واگذار كند خلقت انسان و اين همه تجهيزات وجودي او لغويت پيدا مي كند. چه فايده دارد مخلوقي را خلق كند و او را در عذاب و محروميت ها رها كند. پس لازم است وضعي بوجود آورد كه انسان ها به علم و دانش و فضيلت برسند و از مسير علم و دانش به آن همه لذت ها و نعمت ها در دنيا و آخرت نايل شوند. پس ايجاد اين مسابقه بسيار لازم و خيلي عقلائي است. والا مردم در حد حيوانات باقي مي مانند و ارزش زندگي پيدا نمي‌كنند و اكنون كه ايجاد جايزه و مسابقه و ميدان مسابقه خيلي علمي و عقلائي است. قهرا كساني كه بهتر و بيشتر فعاليت مي كنند و سبقت مي گيرند بايستي جايزه هاي مخصوص را از دست خدا بگيرند و برتري مالي و علمي پيدا كنند. اگر خدا به كساني كه بهتر و بيشتر فعاليت مي كنند جايزه ندهد و آنها را تشويق ننمايد باز انسان ها در حد صفر قرار مي گيرند و از تمامي نعمت ها محروم مي شوند. پس ايجاد مسابقه خيلي لازم و حياتي است زيرا كليد استفاده از تمامي نعمت ها علم است. از رسول خدا پرسيدند: شما كه در آخر همه پيغمبران ظاهر شديد چگونه از همه پيغمبران جلوتر رفتيد و امتيازات بيشتري پيدا كرديد. حضرت جواب مي دهند كه من در اقرار و ايمان به خداوند متعال و فعاليت براي كسب فضيلت از پيغمبران ديگر جلو افتادم گرچه بعد از آنها به دنيا آمده ام وليكن بيشتر و بهتر از آنها مسابقه را بردم. روي اين حساب ايجاد مسابقه و تشويق انسانها براي رسيدن به جايزه ها و كسب علم و فضيلت لازم و ضروري است در غير اين صورت كسي در خط تكامل حركت نمي كند تا خود را به درجه و مقامي از علم و دانش برساند. (کتاب اسرار حج)