حکمت آفرینش خبيث و طيب در طبیعت چیست؟

بي شک خداوند متعال در طبيعت اشيايي را خبيث و نجس آفريده و اشياء ديگر را طيب و طاهر. در قرآن ميفرمايد: "احل لکم الطيبات وحرم عليکم الخبائث"يعني چيزهايي که خبيث و نجس و متعفن و بدبو و يا مضر به حال شما مي باشد بر شما حرام کرده ام و چيزهايي که طيب و طاهر و مفيد و نافع است براي شما حلال کرده ام. آفرينش خبيث و طيب براي اين است که انسان بين دو شيئ ضد و نقيض قرار گيرد و از مسير تفکر و تعلم براساس فطرت خود طيبات را بشناسد و آنها را بپذيرد. خبائث و نجاسات را از خود دور کند و در اثر اين تمرينات، طالب طيب و طاهر باشد و در طبيعت و فطرت خود، طيب و طاهرگردد. غذاهاي طيب و طاهر در اختيار ما مي گذارد و از همين غذاهاي طيب و طاهر، مدفوعات قذر و نجس بوجود مي آورد تا ما از نجاسات فرار کنيم و به طرف طيبات حرکت کنيم و در انتها يک زندگي طيب و طاهر بنام زندگي بهشتي در اختيار ما قرار دهد، ما را به اراده خود طيب و طاهر گرداند. آنچنان که انسان از هرگلي زيباترو از هر عطري خوشبوتر و از هر طيب و طاهري، طاهرتر باشد. بهشتيان چنين وضعي دارند که ظرف ميليونها سال کثافت و قذارتي در لباس و بدن آنها و يا در مزاج آنها پيدا نمي شود. غذاهايي که آنها مصرف مي کنند بصورت عطرهاي طيب و طاهر از مماسات بدن آنها دفع مي شود. آنچنان که گويي خود را به تمام عطرها معطرکرده اند. شناخت طهارت و نظافت متوقف بر اين است که در برابر آنها خداوند نجاست و کثافت بيافريند تا انسان از نجاسات و کثافات فرار کند و خود را طيب و طاهرگرداند. پس نظافت به معناي پاکيزه نگه داشتن لباس و بدن است از هر چيزي که کثافت و آلودگي به حساب مي آيد و مايه تنفرطبع سليم قرار مي گيرد و قذارت ضد اين است . عقل انسان، انسان را وادار به تطهير و تزکيه مي کند و مي گويد خداي تو بينهايت طيب و طاهر است، تو هم بايستي شباهت به خداي خود پيداکني " ان الله يحب التوابين ويحب المططهرين " به همين منظور خداوند نماز را با لباس و يا بدن نجس وآلوده قبول نمي کند. از شرايط قبولي نماز اين است که لباس و بدن طيب و طاهر باشد زيرا انسان در حال دعا و عبادت به حضور خدا مي رود، لازم است طيب و طاهر باشد وليکن انسان جاهل بين نجاسات و طيبات، فرقي نمي گذارد در نتيجه ذات نجس و خبيثي پيدا مي کند که خداوند ميفرمايد:" انما المشرکون نجس"يعني کافران و مشرکان نجس هستند. بعضي از دانشمندان مي گويند نجاسات و قذارت در خلقت وجود ندارند همانطور بد و خوب در فطرت انسان وجود ندارد، آنچه هست در طبيعت پاک است و هر صفتي هم در وجود انسان خوب است. مي گويند بدي و خوبي و طهارت و نجاست از قضاوت قاضيان پيدا مي شود نه اين که چيزي در طبيعت نجس باشد. مي گويند نجاست فضولات و مدفوعات اعتباري است نه واقعي. يعني در خلقت نجس نيست اما حاکم شرع حکم به نجاست آن داده. نجاست حکمي دارد نه نجاست واقعي. آنها مي گويند اگر جاهل و نادان مانند کودکان بدن و لباس خود را نجس کنند نجس نشده اند، پاکند زيرا حکم نجاست در مورد آنها اجرا نمي شود مکلف به تکليف الهي نيستند وليکن انسانها بالغ و عاقل که مکلف به تکليف الهي هستند اگر بدن و لباس خود را نجس کنند نجس شناخته مي شوند. پس نجاست يک مسئله حکمي است نه مسئله واقعي. اگر حکم خدا نباشد چيزي در خلقت نجس نيست و چون حکم خدا آمده نجاست و طهارت بوجود آمده است. لذا نجاست و طهارت را يک مسئله فرهنگي و ديني مي دانند نه مسئله واقعي. واقعيت نجاست و طهارت به معناي اين است که مي گوييم مدفوع انسان يا حيوانات حرام گوشت در خلقت نجس است و خبيث است و تنفر طبع بوجود مي آورد. طبيعت سالم از ديدن اين مدفوعات انسان و حيوان حرام گوشت متنفر مي شود و اگر لباس و بدن کسي به اين نجاست ها آلوده شود کسي حاضر نيست با او تماس بگيرد. همه از او متنفر مي شوند و فرار مي کنند و در واقع نجاسات و ضررهاي مزاجي هم بوجود مي آورد. بسياري از نجاسات حامل ميکروب ها و انگل ها هستند مانند مردار و سايرکثافت ها. انسان اگر از آنها اجتناب نکند به بعضي مرض ها مبتلا مي شود پس صرف نظر از حکم خدا خيلي چيزها در خلقت نجس است که طبيعت انسان از ديدن آن يا آلودگي به آن متنفر است و بعضي چيزها در طبيعت پاک است مانند عطر و بوي خوش که انسان خود را به وسيله آنها معطر مي کند. کسي نمي تواند بگويد که بدني که آلوده به مدفوع انسان است مانند بدن و لباسي است که معطر به عطرهاي خوب است. پس نجاسات در خلقت نجس اند. خداوند همانطورکه اشياء پاک آفريده، اشياء نجس هم آفريده و انسان را مکلف کرده است که از آلودگي به نجاسات اجتناب کند و خود را پاک و معطر نمايد. چطور طبيعتي است که مي خواهد بين مدفوع انسان و غذاي او فرقي نگذارد و بگويد هردو مخلوق خدا هستند و بين بوهاي مشمئزکننده با بوهاي خوش فرقي نگذارد و بگويد هر دو مخلوق خدا هستند حقيقتا خدا خبيث و طاهر آفريده، پاک و نجس آفريده و براساس همان خلقت، حکم خود را صادر کرده دستور داده مردم خود را آلوده به نجاسات نکنند و از خبائث بپرهيزند و از طيبات استقبال کنند. پس مي گوييم نجس و پاک در حکم خدا نيست بلکه در طبيعت وجود دارد که خداوند حيوانات خبيث و حيوانات طيب آفريده است و يا اشياء نجس و پاک آفريده است. (کتاب غیب و شهود)