فاصله انسان تا قیامت دور است یا نزدیک؟

براي‌ هر انساني‌ كه‌ از مادر متولد ميشود خداوند دو نوع‌ زندگي‌ مقرر فرموده :‌ زندگي‌ دوره‌ اول‌ و زندگي‌ دوره‌ دوم.‌ زندگـي‌ اول‌ را دنيا مي نامند و زندگي‌ دوم‌ را آخرت.‌ اين‌ دو زندگي‌ در پي‌ يكديگر مانند شب‌ و روز درپي‌ يكديگرند. شب‌ كه‌ به‌ آخر برسد روز پيدا ميشود و روز كه‌ تمام‌ شود شب‌ شروع‌ مي شود. خداوند اين‌ زندگي‌ دنيائي‌ را كه‌ درآن‌ حكومت‌ خدا و اولياء خدا تعطيل‌ است‌ و انسانها در حكومت‌ هواي‌ نفس‌ خود و يا هواي‌ نفس‌ ديگران‌ زندگي‌ مي كننـد اين‌ زندگي‌ دنيائي‌ را شب‌ ناميده‌ است.‌ ‌در اين‌ زندگي‌ افكار مردم‌ تاريك‌ است‌ و نمي توانند حيات‌ و زندگي‌ خود را حفظ‌ كنند زندگي‌ آنها به مرگ‌ خاتمه‌ پيدا مي كند و بعد از تمام‌ شدن‌ دوره‌ دنيا كه‌ شب‌ زندگي‌ انسانها است زندگي‌ آخرت‌ شروع‌ مي شود كه‌ آن‌ را روز روشن‌ ناميده ‌اند همانطور كه‌ زندگي‌ دنيا را شب‌ ناميده ‌اند زندگي‌ آخرت‌ را روز شناخته‌ اند، درآن‌ زندگي،‌ افكار مردم‌ روشن‌ است.‌ در سايه‌ علم‌ خـدا و اولياي‌ خدا زندگي‌ مي كنند. مرگ‌ و پيري‌ و تمامي‌ امراض‌ از بين‌ مي رود حيات‌ ابدي‌ بوجود مي‌ آيد. هر جا كلمه‌ نهار در قرآن‌ مي‌ بينيد مانند: والنهار اذا تجلي‌ والنهار اذا جليها  واشرقت‌ الارض‌ بنور ربها. همه این آیات به دوره آخرت تفسیر شده است. بنابراین دوره دنیا یک شب طولانی بوده و دوره آخرت یک روز ابدی می باشد. دوره دنيا كه‌ تمام‌ شد دوره‌ آخرت‌ شروع‌ ميشود. خداوند در يكي‌ از آيات‌ ميفرمايد: مردم‌ زندگي‌ قيامت‌ را دور مي‌ بينند و فكر مي كنند كه‌ چندين‌ هزار يا چندين‌ ميليون‌ سال‌ با قيامت‌ فاصله‌ دارند وليكن‌ ما كه‌ خالق‌ زندگي‌ دنيا وآخرت‌ هستيم‌ زندگي‌ قيامت‌ را خيلي‌ نزديك‌ مي‌ بينيم‌ و مي دانيم‌ كه‌ فاصله‌ مردم‌ تا قيامت‌ خيلي‌ كم‌ است‌. قيامت‌ به‌ آنها نزديك‌ است‌.  انهم‌ يرونه‌ بعيدا"و نراه‌ قريبا" اينجا سئوال‌ مي شود كه‌ آيا اين‌ دو قضـاوت‌ مختلف‌ در دوري‌ و نزديكي‌ قيامت‌ ‌به‌ بينش‌ وسيع‌ خداوند متعال‌ و بينــش‌ كوتاه‌ مردم‌ است‌ كه‌ خداوند به دليل‌ عظمت‌ و احاطه ‌اي‌ كه‌ به‌ كائنات‌ و زمان هـا دارد. زمان هاي‌ بسيار طولاني‌ را كم‌ و كوتاه‌ مي‌بيند چنان که‌ مي گويند يك‌ دقيقه‌ خدا چهل‌ سال‌ است‌ و يا اين‌ قضاوت‌ مربوط‌ به‌ واقعيت‌ و حقيقت‌ زماني‌ است‌ كه‌ بين‌ ما و قيامت‌ فاصله ‌است‌ كه‌ ما به دليل‌ بينش‌ ضعيف‌ آن‌ را دور مي‌ بينيم‌ و خدا با بينش‌ وسيع‌ خويش‌ آن‌ را نزديك‌ مي‌ بيند آن چه‌ مسلم‌ است‌ تعداد روزها و سال‌ و ماه ‌ها يك‌ واقعيت‌ غير قابل‌ تغيير است‌. مردم‌ بدانند يا ندانند بتوانند زمان‌ را شمارش‌ كنند يا نتوانند، زمان‌ به حال‌ خود محفوظ‌ است.‌ درصورتي كه‌ وضع‌ زمان‌ ثابت‌ است‌ و قابل‌ كوتاهي‌ و بلندي‌ نيست‌ چطور مي شود كه‌ يك‌ زمان‌ محدود و معين‌ مثلا"هزار سال‌ در نظر بعضي‌ طولاني‌ و در نظر بعضي‌ كوتاه‌ باشد. اين‌ زمان‌ معين‌ چطور مي شود كه‌ به نظر انسانها خيلي‌ طولاني‌ و به نظر خداوند خيلي‌ كوتاه‌ باشد جواب‌ از اين‌ سوال‌ اين‌ است‌ كه‌ گاهي‌ خواب‌ مردم‌ و غفلت‌ آنها و يا جهل‌ و ناداني‌ آنها مايه‌ كوتاهي ‌زمان‌ مي شود هر چند در واقع‌ طولاني‌ باشد مثلا" بيست‌ و چهار ساعت‌ شبانه‌ روز بـراي‌ كسي‌ كه‌ بيدار است‌ و كسي‌ كه‌ تمام‌ مدت‌ خواب‌ است‌ فرق‌ مي كند. براي‌ انسان هـاي‌ بيدار و حسابگر بيست‌ و چهار ساعت‌ همان‌ بيست‌ و چهار ساعت ‌ است‌ وليكن‌ بــراي‌ خوابيده ‌ها يك‌ دقيقه‌ و يا يك‌ ساعت‌ بيشتر نيست‌ زيرا زمان‌ بر خوابيد‌گان‌ و يا مردگان‌ گردش‌ ندارد، گردش‌ زمان‌ فقط‌ مخصوص‌ زنده گان‌ است.‌ گاهي‌ يك‌ ساعــت‌ از نظر يك‌ انسان‌ سه‌ هزار و ششصد ثانيه‌ مي گذرد كه‌ به حال‌ انتظار ايستاده‌ هر دقيقه ‌اي‌ را شصت‌ مرتبه‌ مي شمارد و گاهي‌ همين‌ يك‌ ساعت‌ بر انسان‌ غافل‌ و يا خوابيده‌ يك‌ دقيقه‌ مي گذرد. داستان‌ خواب‌ اصحاب‌ كهف‌ كاملا اين‌ مسئله‌ را حـل‌ كرده‌ است‌ انسانها فكرمي كنند قيامت‌ زماني‌ است‌ كه‌ خورشيد تاريك‌ ميشود و ستاره‌ها تيره‌ ميشوند و كوه ها متلاشي‌ ميشود و اين‌ كائنات‌ خراب‌ ميشود با اين‌ طرز فكر مي گويند  قيامت‌ خيلي‌ دور است‌ زيرا از توجيه‌ قيامت‌ عاجزند. اين‌ خورشيد آسمان‌ و ستاره‌ ها هرگز تاريك‌ نمي شوند و عالم‌ هرروز آبادتر مي شود تــا روزي‌ كه‌ به صورت‌ بهشت‌ درآيد. خداوند هرگز نمي گويد كه‌ خورشيد تاريك‌ مي شود ميفرمايد: خورشيد دو مرتبه‌ طلوع‌ مي كند و با طلوع‌ خورشيد ستاره‌ ها محو مي شود. منظور از طلوع‌ خورشيد ظهور ولي‌ الله‌ الاعظم‌ امام‌ زمان‌ عج‌ است‌ و ستاره‌ هائي‌ كه‌ در برابرآن‌ نيّراعظم‌ تابش‌ خود را از دست‌ ميدهند و كدر ميشوند علماء و دانشمندان‌ هستند كه‌ نمي توانند در برابر ائمه‌ جلوه‌ اي‌ و نمايش‌ داشته‌ باشند مانند ستاره‌ هاي‌ آسمان‌ كه ‌با طلوع‌ خورشيد جلوه‌ خود را از دست‌ مي دهند وليكن‌ در جاي‌ خود هستند و تاريك‌ نشده ‌اند. آياتي كه‌ از آبادي‌ بشر و عالم‌ خبر مي دهد يكي‌ سوره‌ انشقاق‌ است.‌ ميفرمايد: زمين‌ امتداد پيدا مي كند و تمامي‌ موجوديت‌ خـود را در اختيار امام‌ مي گذارد و اذا الارض‌ مدت‌ و القت‌ ما فيها و تخلت‌ و اذتت‌ لربهـا و حقت‌. يعني‌ زماني كه‌ كره‌ زمين‌ امتداد پيدا كند آنچه‌ در دل‌ خود دارد بيـرون‌ آورد و دل‌ خود را خالي‌ كند و به مالك‌ اصلي‌ خود اجازه‌ تصرف‌ بدهد. خداوند از آبادتـر شدن‌ زمين‌ خبر مي دهد و در آن‌ آياتي كه‌ از خرابي‌ زمين‌ خبر مي دهد مانند زلزلت‌ الارض‌ دكه‌ الارض‌ و امثال‌ آن‌ منظور تمام‌ شدن‌ زندگي‌ دنيائي‌ مردم‌ است‌ نه ‌خراب‌ شدن‌ كره‌ زمين.‌ پس‌ بايستي‌ قبول‌ كنيم‌ كه ‌گرچه‌ عالم ‌از نظر صورت‌ و كيفيت‌ زندگي‌ تغيير مي كند اما همه‌ چيز رو به‌ آبادي‌ مي رود و چيزي‌ خراب‌ نمي شود. قيامت‌ در روي‌ كره‌ زمين‌ داير مي شود. بهشت‌ و جهنم‌ در همين‌ زمين‌ بوجود مي‌ آيد. پس‌ كساني كه‌ خيال‌ مي كنند قيامت‌ روزي‌ است‌ كه‌ عالم‌ آفرينش‌ خراب‌ مي شود اشتباه‌ كرده‌اند زيرا همه‌ چيز رو به‌ آباد شدن‌ و بهتر شدن‌ است‌. با اين‌ حساب‌ ممكن‌ است‌ شما سئوال‌ كنيد كه‌ با فرض‌ اين كه‌ كره‌ زمين‌ و آسمان ها آبادتر مي شود و خرابی در كار نيست‌ پس‌ تا آن‌ روزگاري‌ كه‌ كره ‌زمين‌ به صورت‌ بهشت‌ درآيد و مردگان                                                 زنده‌ شوند باز هم‌ مدتي‌ است‌ بسيار طولاني.‌ اين همه‌ از تاريخ‌  زندگي‌ بشر گذشته‌ و طبقات‌ انسانها آمده ‌اند و رفته‌اند زندگي‌ دنيائي‌ بشر بهتر نشده‌ همان‌ فسادها و جنگ‌ و جدال ها به حال‌ خود و به جاي‌ خود باقي‌ است‌ چطور مي توانيم‌ تصور كنيم‌ كه‌ روزگاري‌ كه‌ زندگي‌ آخرت‌ داير مي شود و مدينه‌ فاضله‌ بوجود مي‌آيد؟! با اين‌ حساب‌ فاصله‌ ما انسان ها تا زندگي‌ قيامت‌ و بهشت‌ و جهنم‌ بسيار است.‌ چطور خداوند متعال‌ مي فرمايد كه‌ فاصله‌ مردم‌ تا قيامت‌ خيلي‌ نزديك‌ است.؟! در جواب‌ يك‌ چنين‌ سئوالي‌ مي گوئيم‌ خداوند كه‌ فرموده‌ قيامت‌ نزديـك‌ است‌ براساس‌ حوصله‌ ما و استعداد ما سخن‌ گفته ‌است‌ نه‌ بر طبق‌ احاطه‌ وجودي‌ خود. اگر هم‌ فاصله‌ ما تا قيامت‌ هزارها سال‌ باشد باز هم‌ براي‌ ما همان‌ مدت‌ عمرمـان‌ بيشتر نيست‌. از روايت هاي‌ ديني‌ استفاده‌ مي شود كه‌ دوره‌ زندگي ‌دنيا تقريبا"ده‌ هزار سال‌ است‌ يعني‌ از زمان‌ آدم‌ و حوا تا قيام‌ قائم‌ تمامي‌ انسان ها از اولاد آدم‌ تا روز قيامت‌ كه‌ متولد مي شوند و مي ميرند مانند همـان‌ كاروان‌ به سوي‌ قيامت‌ در حركتند. متوسط‌ عمر انسانها را از ابتدا تا انتها اگر پنجاه‌ سال‌ به حساب‌ آوريم‌ گرچه‌ بعضي‌ ها صد سال‌ و بيشتر عمر مي كنند بسياري‌ هم‌ در جواني‌ و كودكي‌ مي ميرند تقريبا ميانگين‌ عمر بشر پنجاه‌ سال‌ است‌. اين‌ پنجاه‌ سال‌ از تولد تا مرگ‌ فاصله‌ ما تا قيامت‌ است‌ شما از روز تولد تا انتهاي‌ پنجاه‌ سال،‌ سال‌ و ماه‌ را و روز و ساعت‌ را مي شماريد و به حساب‌ مي‌ آوريد مانند يك‌ پياده‌  هستيد كه‌ كيلومتر ها را با پياده‌ روي‌ خود به حساب‌ مي‌ آورد.  اما بعد از آن كـه‌ پنجاه‌ سال‌ عمر شما به آخر رسيد مأمور الهي‌ مي‌ آيد و با طيّ‌ الزمان‌ شما را در قيامت‌ قرار مي دهد. پس‌ شما از اين‌ ده‌ هزارسال‌ فقط‌ پنجاه‌ سال‌ را به حساب‌ آورديد بقيه‌ نه‌ هزار و نهصد و پنجاه‌ سال‌ از قلم‌ افتاد، آن‌ مدت‌ فقط‌ يك‌ ثانيه‌ طول‌ كشيد. بين‌ ما انسان ها تا قيامت‌ فقط‌ يك‌ خواب‌ و بيداري‌ فاصله‌ است‌ خواه‌ اين‌ خــواب‌ و بيداري‌ ده‌ هزار سال‌ باشد يا يك‌ ثانيه‌ پس‌ فاصله‌ هر انساني‌ تا قيامت‌ فقط مدت‌ عمر اوست‌ بقيه‌ را با طي‌ الزمان‌ مانند طي‌ الارض‌ ظرف‌ يك‌ ثانيه‌ به‌ آخر مي رساند. پس‌ قول‌ خدا درست‌ است‌ كه‌ ميگويد فاصله‌ شما به قيامت‌ نزديك ‌است‌ و اين‌ گفته‌ خدا بر طبق‌ استعداد بندگان‌ است‌ نه‌ براساس‌ احاطه‌ وجودي‌ خدا.  (تفسیر سوره یس)