معرفی یکی از علائم قیامت

همه جا علائم قيامت از نوع علائم انساني است که تأويل قرآن است نه از نوع علائم طبيعي که تفسير قرآن و معاني ظاهري قرآن است. در آيات اول سوره قيامت خداوند متعال تغييراتي که در ماه و خورشيد و ستارگان واقع مي شود از علائم قيامت مي داند. مي فرمايد زماني که چهره ماه بگيرد و منخسف شود و زماني که خورشيد و ماه در يک جا با همديگر جمع شوند، در يک چنين زماني افکار و عقايد انسانها فقط در وجود پروردگار تو متمرکز مي شود. در اين زمان هيچ کس مسئوليت ديگران را قبول نمي کند و انسانها آنچنان در محاصره بلاها واقع مي شوند که همه جا به دنبال يک پناهگاه مي گردند. بديهي است که نمي توانيم خسوف و کسوف اين ماه و خورشيد را از علائم قيامت بدانيم زيرا اين خسوف و کسوف در هر ماهي يک مرتبه تکرار مي شود و يک حادثه مکرر، از علائم قيامت نيست بلکه يک حادثه معين و مشخص است که هر وقت ظاهر مي گردد بلافاصله در پي آن شيئ که علامت مربوط به او است ظاهر مي گردد. اگر خسوف و کسوف از علائم قيامت بود و در اولين مرتبه که خسوف و کسوف اتفاق افتاده بايستي قيامت ظاهر شده باشد با اين که چنين نيست به علاوه آيات ديگري که در کنار اين خسوف و کسوف است با خسوف و کسوف طبيعي مطابقت ندارد. زيرا خداوند مي فرمايد: وقتي که خسوف و کسوف واقع شود، انسانها از وحشت و دهشت به دنبال يک پناهگاهي مي گردند و پناهگاه پيدا نمي کنند، هيچ کس مسئوليت ديگري را قبول نمي کند و انسان ها هرکدام به فکر خويشند و به جاي اين که از يکديگر حمايت کنند و مسئوليت يکديگر را قبول کنند از يکديگر فاصله مي گيرند. مادرها بچه خود را مي گذارند همچنين برادران و خواهران از يکديگر جدا مي شوند و در آن روز افکار مردم فقط متوجه پروردگار مي گردد و در وجود پروردگار استقرار پيدا مي کنند. با اين که در اين خسوف و کسوف ها چنين نيست. پس بايد معاني اين آيات را در جاي ديگر جستجو کنيم؛ تأويل قرآن مربوط به جامعه بشريت است يعني انساني که در جامعه بشريت مانند خورشيد است، انسان ديگري که به جاي ماه است و انسانهايي که به جاي ستارگانند و خسوف و کسوفي که در اين ميان پيدا مي شود. خورشيدي نوراني و بي مانند که خدا از او به شمس تعبير مي کند و در جامعه بشريت طلوع کرده، نور دانش او سراسر عالم را گرفته است شخص حضرت رسول اکرم (ص) است. خداوند از او به شمس تعبير مي کند و مي فرمايد: "والشمس و ضحيها و القمر اذا تليها" يعني قسم به اين خورشيد نوراني که جهان را روشن کرد. بديهي است که پيغمبر اکرم (ص) با ظهور و با فراگيري قرآن از خداوند متعال درهاي علم و حکمت را به روي بشريت باز کرد، علم هاي گذشته را به طور صحيح و دور از خرافات تکميل کرد و درهاي علوم آينده را هم با تقديم قواعد علمي و برهاني به روي مردم باز نمود. اگر مي گوئيد چهره ماه و ستاره نوراني است، چهره انساني که ماه و ستاره را مي شناسد از ماه و ستاره نوراني تر است. پس مي توان گفت پيغمبر اسلام خورشيدي است که عالم و آدم را به نور علم خود روشن کرده است. رسول خدا (ص) که از دنيا رفتند، مي توان گفت که با رحلت حضرت رسول اکرم (ص) خورشيد اسلام غروب کرده است و در افکار مردم شب تاريک بوجود آمده است زيرا آن چهره ها که جاي آن حضرت نشستند، همچون کره زمين بودند که بين مردم و شعاع خورشيد حاجب شدند و شب تاريک به وجود آوردند. وليکن در اين شب تاريک، دانشمندان و اوصياء آن حضرت مانند ماه و ستارگان در غيبت خورشيد مي درخشند و افکار مردم را در اين شب تاريک هدايت مي کنند. اين ستارگان هدايت گر مانند ستارگان طبيعت در غيبت خورشيدند. به هر ميزاني که زندگي توسط رهبراني که فاقد ايمان و دانش اسلامي هستند ادامه پيدا کند، افکار مردم تاريک تر مي شود و حقایق توحيد و علوم قرآني در انظار و افکار مردم ضعيف تر مي گردد تا به کلي محو شود. چنين حالتي از علائم قيامت است. يعني قيام امام زمان (عج) زماني است که تاريکي جهل و ناداني و ظلم و ستم و هرج و مرج و قتل و غارت سراسر عالم را مي گيرد، ظلم و بيدادگري و کفر و گناه که از آثار جهل بشر است، سراسر عالم را مي گيرد. پيدايش اين حالت در آثار مقام نبوت و ولايت، از علائم قيامت است و چنين حالتي فقط يک مرتبه اتفاق مي افتد آن هم نزديک ظهور امام قائم (عج) است. در ارتباط با يک چنين زماني خداوند مي فرمايد: "يقول الانسان يومئذ اين المفر" يعني انسان ها مي گويند به کجا برويم و به چه کسي پناهنده شويم؟ تمامي اين ها در انتظارند که خداوند کسي را به داد آنها بفرستد تا آنها را اداره کند. آن پناه گاهي که از جانب خدا براي مردم ذخيره شده تا در چنين روزي که بشريت مستأصل است به داد آنها برسد و آنها را از مهلکه نجات دهد، انسان کامل، ولّي الله عظيم حضرت ولي عصر امام زمان (عج) است که همه جا در تفسير و آيات و مصداق ربّ الارض و ربّ البشر و موعود امت ها شناخته شده که در چنين حال و انتظاري از جامعه بشريت، ظهور مي کند، حکومت جهاني به وجود مي آورد. (تفسیر سوره قیامت)