چرا خداوند زندگی انسان ها را از طریق نیاز به یکدیگر تنظیم کرده است؟

روايت از امام عليه السلام است كه دين را به اين كيفيت تعريف مي كند مي‌فرمايد: العباده عشره اجزاء تسعه منها في طلب الحلال. يعني دين خدا و يا عبادت هاي الهي به ده قسمت تقسيم مي شود. كه نُه دهم آن كسب حلال و روزي حلال است و يك دهم، دعا و عبادت و رابطه با خدا. روزي حلال هم همان روزي هائي است كه از طريق خدمت به بندگان خدا نصيب انسان مي شود و روزي حرام همان روزي هائي است كه از طريق خيانت به بندگان خدا به انسان مي رسد. پس براي پيدايش همين روابط و دوستي ها خداوند و تبارك و تعالي زندگي انسان ها را از طريق نياز به خدمت به يكديگر تنظيم نموده تا در اين ميان آنها را آزمايش كند، چه كسي قدر نعمت و قدر محبت را مي داند و به بندگان خدا خدمت مي كند و چه كسي قدر نعمت محبت را نمي داند و به ديگران خيانت مي كند. از طريق همين خدمت و خيانت زندگي بهشتي و يا جهنمي براي انسان ها دائر مي شود. پس در اين جا باور داريم كه عامل اصلي ابتدائي كه براي انسان ها زندگي مي سازد و براي آنها موجبات رفاه و آسايش فراهم مي كند ذات مقدس خداوند متعال است و عامل دوم انسان ها هستند كه براي يكديگر زندگي مي سازند و به خدمات يكديگر احتياج دارند. در همين رابطه خداوند تبارك و تعالي انسان هائي را كه مبدا فيوضات و بركات براي ديگران هستند در درجه و مقام عالي قرار داده است. بين انسان ها تفاوت درجه و فضيلت قائل شده است. انسان هائي كه در علم و دانش و هنر و خدمات برتري دارند و از فضيلت و هنر خود به نفع نيازمندان فعاليت مي كنند در مقامي برتر و عالي تر قرار داده و ديگران را مأمور به تعظيم و احترام آنها نموده است. در اين ميان خداوند به پيغمبران و امام ها و انسان هاي عالم و دانشمند و خدمتگزاران به اين مردم را كه مي توانند با تعليمات و خدمات خود انسان ها را به نعمت هاي مادي و معنوي الهي برسانند برتري داده و مقام يك چنين انسان هائي را توأم با مقام خود قرار داده است. (کتاب اسرار حج)