انسان برای کارگری خلق نشده بلکه برای تعلیم و تعلم خلق شده است.

بي شك بهترين و عظيم ترين ساخت و سازها، صنعت تربيتي انسان است. انسان شجره اي است كه در مسير علم و حكمت و شعور و ادراك و دانائي و توانائي، قد مي كشد، اوج مي گيرد، رشد مي كند، خود را از طبيعت بالاتر مي برد، از طبيعت و ماوراء طبيعت سر مي كشد تا اينكه مشرف به ذات مقدس خداوند متعال مي شود. در عالم به وسيله بندگان مؤمن خدا عروج عمومي ظاهر مي شود، مانند عروج خصوصي حضرت خاتم الانبياء و ائمه اطهار عليهم السلام. عروج به معناي تكامل است، و معراج هم خط تكامل مي باشد. خط تكامل و يا وسيله تكامل كه هر دو به يك معنا مي باشد. ابتدا لازم است كتاب خلقت و طبيعت و محتويات آن را در نظر شما خوانندگان مجسم كنيم تا بدانيم رشد انسانها كه همان عروج به سوي  خداوند متعال است چگونه پيدا مي شود. بي شك تنها موجودي كه قابليت دارد در مكتب خدا رشد كند، خود را به عقل كامل و دين كامل و ايمان كامل برساند انسان است. انسان تنها موجودي است كه براي كسب علم و معرفت خلق شده و خداوند بجز دانائي و توانائي،  چيزي از انسان نمي خواهد. انسان اگر چه ظاهرا خيال مي كند براي كار و كاسبي و توليد ارزاق خلق شده است، تا با كار و كسب خود در تهيه روزي ها و نعمت ها كمك خداوند متعال باشد، همه كس خود را موظف به كار و كاسبي و توليد ارزاق و آباد كردن زندگي خود مي داند، وليكن كار و كاسبي و توليد ارزاق و نعمت ها هدف خدا از خلقت انسان نبوده است. بلكه هدف خدا از خلقت انسان، فقط دانشجوئي و دانش آموزي است و اين انسان دانشجو را عابد مي داند. عبادت يعني حركت شاگرد در مسير اطاعت استاد، تفاوت بردگي با بندگي همين است كه بنده استاد را اطاعت مي كند تا ياد بگيرد، عالِم شود. استاد هم به شاگرد دستور مي دهد تا به او ياد بدهد. اين يادگيري و ياد دهي به معناي تعليم و تعلّم هدف خدا از عبادت بندگان و هدف بندگان از اطاعت خداوند متعال است. انسانهائي كه در خط تعليم و تعلّم حركت مي كنند به منزله فرزندان خداوند متعالند، كه خدا آنها را وارث علم خود و قدرت خود معرفي مي كند. وليكن انسانهائي كه فقط كار مي كنند و اطاعت مي كنند بدون اين كه ياد بگيرند يا خدا به آنها ياد بدهد به منزله بردگان و نوكران خدا هستند. هرگز رابطه وراثت بين آنها و خدا قابل ظهور نيست. برده فقط اطاعت مي كند و مولا فقط دستور مي دهد. نه هدف مولي از دستور دادن، تعليمات است و نه هم هدف بردگان از اطاعت، تعلّم است. بلكه آنها عوامل كار و توليد هستند، به منظور كارگري و باربري خلق شده اند. هدف خدا از خلقت انسان كارگري و باربري نيست بلكه تعليم و تعلم است، و اين تعليم و تعلم بدون اطاعت ممكن نيست. در سوره دخان مي فرمايد: من فقط جنّ و انس را به منظور اطاعت به معناي فراگيري علم، تا وصول به معرفت آفريدم. به اين منظور انسان را خلق كردم كه شاگرد من باشد. مجهز به علم و معرفت شود. من او را براي كارگري و باربري و توليد ارزاق خلق نكردم. خدا خود به تنهائي، بدون كمك ديگران مي تواند بندگان خود را روزي دهد. اين دو سه آيه شريفه هدف خدا را از خلقت انسان بيان مي كند. انسانها خيال مي كنند مأمورند با كار و كارگري و توليد ارزاق، زندگي خود را به ثمر برسانند و عالم را آباد كنند، همه جا به كسب علم و هنر به منظور كارگري مشغول مي شوند و از علوم و معارف الهي باز مي مانند. در نتيجه دنيا كه بصورت دانشگاه خلق شده، بصورت كارگاه جلوه مي كند، و انسانها كه به منظور كسب دانش در دانشگاه خلق شده اند بصورت كارگر و باربر شناخته شده اند. پس فقط انسان شاگرد خداوند متعال است و خداوند از مسير آفرينش حوادث و تقلبات و انقلابات و سرو صدا ها و جنگ و كشتار ها، به انسان آموزش مي دهد. (تفسیر سوره انفطار)