اهمیت کیفیت فضای فکر انسان

خدا مي فرمايد: اذالسماء انشقت و اذنت لربها و حقت . يعني زماني كه فضاي آسمان باز شود و به مربي خود اجازه عبور بدهد. سماء در اين جا اين فضاي آسمان كه بالاي سر ما نيست. همه جا سماء در قرآن فضاي فكر انسان است. چشم در فضاي بالاي سر فعاليت مي كند. ابرها و ستاره ها را مي بيند وليكن فكر انسان در فضاي ديگري حركت مي كند كه آن فضاي علم و تفكر است. آنجا كه شما فكر مي كنيد، حواس پنج گانه خود را كاملا بسته ايد. باصره شما، شامه شما، ذائقه و لامسه شما، كار نمي كند وليكن فكر شما مشغول كار است. در فضاي مخصوصي اين طرف و آن طرف مي پرد تا يك حقيقت علمي را كشف كند. حوادث عالم خلقت را پايه حركت خود قرار دهد. از طريق حوادث و خلايق پي به وجود خدا مي برد و يا اعمال خود را پايه حركت قرار مي دهد. به سوي نتايج اعمال خوب و بد مي پرد. مي بيند نتايج اعمال خوب ، خوب است و براي او زندگي بهشتي مي سازد و نتايج اعمال بد، بد است و براي او زندگي جهنمي درست مي كند. در تعريف فكر و تفكر فرموده اند: الفكر حركه من المبادي و بالمبادي الي المرادي. يعني فكر عبارت از اين است كه انسان يك اصلي را پايه و مبداء قرار دهد و خود را زا اين مبداء به منتها مي رساند. مثلا خلقت را و طبيعت را پايه حركت قرار مي دهد. از اين پايه مي گويد: كسي مرا خلق كرد، وجود خالق را كشف مي كند. از چه موادي مرا خلق كرد، اصول اوليه خلقت را كشف مي كند. چگونه مرا خلق كرد؟ فوت و فن آفرينندگي و هندسه خلقت را كشف مي كند. چرا مرا خلق كرد؟ علت غائي خلقت را كشف مي كند. در نتيجه كلمات چهار گانه حكمت را كه علم كامل است بدست مي آورد. اين فضائي كه فكر شما در آن فعاليت و حركت مي كند و در حركت خود فاعل فعل را و اصول اوليه خلق را و هندسه خلقت را و نتيجه نهائي آفرينش را پيدا ميكند. اين فضا آسماني است كه دراين آسمان ميتوانيم از وجود خداوند متعال استفاده كنيم. آن جا كه فكر انسان فعاليت مي كند حقايق را درك كند در اين فعاليت انسان شاگرد خداوند متعال است  و خداوند خود به انسان مي آموزد ، فكر او را هدايت مي كند. اين فضاي فكر آسمان دوم است و فضائي كه حواس پنج گانه در آن كار مي كند، آسمان اول است آسمان محسوس قابل مشاهده است. شكوفائي ندارد خداوند در اين سوره مي فرمايد: زماني كه فكر بشر شكوفا شد و در فضاي فكر خود اين حقيقت را درك كرد كه لازم است، صد در صد مقدرات خود را به خدا بسپارد، در اين جا آسمان فكر انسان اجازه حاكميت و تصرف به پروردگار خود داده است. اذالسماء انشقت يعني زماني كه فضاي فكر انسان شكوفا شد و عظمت خداي خود را درك كرد و در برابر عظمت خدا فهميد كه نبايد خودرأي و خود مختار باشد، بلكه لازم است صد در صد خود را به خدا بسپارد در چنين زماني و با چنين علامتي، زندگي قيامت داير مي گردد و انسان از حاكميت هواي نفس خود خارج شده و در حاكميت خداي متعال قرار مي گيرد. در اين حاكميت تمامي مشكلاتش برطرف مي شود. در فرج كامل قرار مي گيرد و زندگي بهشتي براي او داير مي شود. هر انسان مؤمني كه در دوران زندگي دنيا از تولد تا مرگ توانست اين حقيقت را درك كند كه خودش از اداره خودش و اداره ديگران عاجز است، با يك چنين عقل و ادراكي زندگي دنيائي او خاتمه پيدا مي كند و در واقع با مرگ تسليم خداوند متعال است. و خدا را بر خود حاكميت مي دهد كه فرمود و اذنت لربها يعني انسان به پروردگار خود اجازه حاكميت مي دهد و حقيقت برايش روشن مي گردد. در اين رابطه ائمه اطهار عليهم السلام فرموده اند: كمال المعرفه العجز عن المعرفه. يعني در زماني زندگي خود را و نوع ضرر خود را درست مي داني و مي فهمي كه بداني خودت از رسيدن به يك چنين فهمي عاجزي و لازم است صد در صد تسليم خدا شوي و مقدرات خود را به دست خدا بسپاري. و اما جمله  اذ الارض مدت و القت ما فيها و تخلت در زماني كه معاني اين دو آيه شريفه در جامعه محقق شود و جامعه از نظر فكري و عقلي چنان شود و چنان باشد كه خدا مي گويد، همان زماني است كه زندگي دنيائي انسان خاتمه پيدا مي كند و زندگي آخرتي او شروع مي شود. (تفسیر سوره انشقاق)