ذکر اهمیت به یاد خدا بودن

تنها چيزي‌ كه‌ انسان‌ را به‌ خدا نزديك‌ مي ‌كند، ياد خدا و علــم‌ و معرفت‌ به‌ خداوند است‌ زيرا خداوند در مكان‌ و يا زمان‌ معين‌ نيست‌ كه‌ انسـان‌ به‌ سوي‌ خدا حركت‌ كند تا به‌ مكان‌ خدا برسد و يا در  طول‌ زمان‌، خود را به‌ خـــدا برساند. خداوند به‌ هركسي‌ و هر چيزي‌ از خود او نزديك‌تر است‌. به‌ انسـان‌ از رگ‌گردن‌ انسان‌ نزديك‌تراست و به‌ قلب‌ انسان‌ از خود انسان‌ نزديك‌تر است‌. پيـش‌ از آن كه‌ نيت‌ انسان‌ براي‌ خود انسان‌ روشن‌ شود براي‌ خدا روشن‌ شده‌ و پيش‌ از آن‌ كه‌ به‌ اراده‌ خود آگاه‌ شود، خدا به‌ اراده‌ انسان‌ آگاه‌ مي‌ شود. رابطه‌ بين‌ نفــس‌ انسان‌ و قلب‌ انسان‌ مانند رابطه‌ نور برق‌ با سيم‌ است‌ و يا پلاتين‌ چراغ‌. سيم‌ داخل‌ چراغ ها كه‌ پلاتين‌ نام‌ دارد، برق‌ مي‌ گيرد و روشن‌ مي ‌شود. همه‌ جا پلاتين‌ و برق‌ است‌ و همه‌ جا برق‌ و پلاتين‌، چه‌ كسي‌ مي ‌تواند در حال‌ جريان‌ برق‌، خود را بين‌ برق و سيم‌ قرار دهد. نفس‌ انسان‌ و قلب‌ انسان‌ نيز به‌ همين‌ شكل‌ است‌. نور قلب‌ به‌ منزله‌ نور چراغ‌ است‌ و نفس‌ انسان‌ به‌ منزله‌ پلاتين‌ چراغ‌. خداوند مي ‌گويد كه‌ من‌ بيــن‌ پلاتين‌ چراغ‌ و نور برق‌ حائل‌ مي‌ شوم‌، بين‌ انسان‌ و قلب‌ انسان‌ حائل‌ مي ‌شوم‌، يعني‌ من‌ به‌ قلب‌ انسان‌ از خود انسان‌ نزديك ترم. اين‌ شدت‌ قُرب‌ و نزديكي‌ خداوند متعال‌ با تمامي‌ موجودات‌ است‌ وليكن‌ انسان‌ها به‌ جهل‌ و ناداني‌ خود و يا به‌ غفلت‌ و فراموشي‌ از خداوند غافلند و به‌ ياد خدا نيستند و به‌ محض‌ اين‌ كه‌ حاجتي‌ دارنــد احساس‌ گرسنگي‌ و تشنگي‌ مي ‌كنند به‌ غيرخدا پناهنده‌ مي ‌شوند با اين‌ كه‌ از دست‌ غيرخدا كاري‌ ساخته‌ نيست. تنها وسيله ‌اي‌ كه‌ انسان‌ را به‌ خدا مربوط‌ مي‌ كند و خدا را از همه‌ كس‌ و همه‌ چيز به‌ خود نزديك‌تر مي ‌بيند، همين‌ ياد خدا بودن‌ است‌. خداوند در قرآن‌ مي ‌فرمايد: «همان‌ طور كه‌ به‌ ياد پدر و مادر خود هستيد به‌ ياد مـن‌ هم‌ باشيد». انسان‌ها دائم‌ به‌ ياد پدر و مادرند، در هرحركتي‌ و هركاري‌ اول‌ پدر و مادر خود را  به‌ ياد مي‌ آورند و همينطور بايستي‌ به‌ ياد خدا باشند. ياد خدا گاهي‌ به‌ اين‌ است‌ كه‌ انسان‌ دائم‌ خود را در ارتباط‌ با خدا قرار ‌دهد و نام‌ خـدا را در قلب‌ و زبان‌ خود زنده‌ نگه‌ دارد. با زبان‌، (يا الله‌، يا رحمن‌) مي ‌گويد و اگر زبانش‌ خسته‌ شود اين‌ كلمات‌ را در قلب‌ خود مي‌ گذراند و هر وقت‌ كاري‌ و يا عملـي‌ پيش‌ مي ‌آيد، اگر آن‌ كار و عمل‌ از نوع‌ گناه‌ و معصيت‌ است‌ مانند دروغ‌ گفتن‌ و غيبت‌ كردن‌ و تهمت‌ به‌ ديگران‌ زدن‌ و امثال‌ آن،‌ پيش‌ از آن‌ كه‌ عملي‌ انجام‌ دهـد فوري‌ به‌ ياد خدا مي ‌افتد و همان‌ ياد خدا مانع‌ گناه‌ و معصيت‌ او مي ‌شود و فكر مي ‌كند هر نوع‌ نعمت‌ و لذتي‌ كه‌ دارد، آن‌ نعمت‌ و لذت‌ را از دست‌ خدا گرفته‌ و كنار سفره‌ خدا نشسته‌ است‌. همه‌ چيز را براي‌ خود لذت‌ و نعمت‌ مي‌ دانــد و شكر خدا را بجا مي‌ آورد كه‌ به‌ او نعمت‌ داده‌ است‌. دليل‌ ايـن‌ كه‌ خداوند اين‌ همه‌ به‌ انسان‌ها دستور خدمات‌ داده‌ و خيلي‌ تأكيد نموده‌ كه‌ انسان‌ها در خدمت‌ يكديگر باشند و اين‌ همه‌ انفاقات‌ و خدمات‌ معين‌ كرده‌ است‌، همه‌ اين ها براي‌ پيدايش‌ انس‌ و آشنايي‌ و محبت‌ بين‌ انسان‌ها است‌. تنها سرمايه‌ زندگي‌ آخرت‌ و زاد و توشه ‌اي‌ كه ‌انسان‌ها با آن‌ در آخرت‌ زندگي‌ خوب‌ و عالي‌ پيدا مي‌ كنند، همين‌ رابطه‌ و محبت‌ بين‌ انسان‌ها و خداوند متعال‌ است‌. پيدايش‌ محبت‌ بين‌ انسان‌ها به‌ اين‌ است‌ كه‌ به‌ يكديگر خدمت‌ كنند و خدمت‌ يكديگر را منظور داشته‌ باشند. ديگر اين‌ كه‌ براي‌ پيدايش‌ محبت‌ و رابطه‌ بين‌ انسان‌ و خدا بهترين‌ راه‌ اين‌ است‌ كه‌ اولا نعمت‌هاي‌ خدا را به‌ خاطر بياوريم‌، ببينيم‌ و بدانيم‌ چگونه‌ ما را خلق‌ كرده‌، اجزاء و اعضاي‌ بدن‌ ما را مرتب‌ كرده‌ و همه‌ جور وسيله‌ و امكانات‌ در اختيار ما گذاشته‌ است‌. مثلا گاهي‌ چشم‌ درد و يا درد عضو ديگري‌ پيدا مي‌ كنيم‌، چقدر از دكتـر تشكر مي‌ كنيم‌ كه‌ درد ما را معالجه‌ كرده‌ است‌. پس‌ چقدر بايستي‌ از خدا تشكر كنيم‌ كه‌ به‌ ما حيات‌ و زندگي‌ داده است.‌ يادآوري‌ نعمت‌ها و احسان ‌هاي‌ خداوندمتعال‌ يگانـه‌ عاملي‌ است‌ كه‌ بين‌ انسان‌ و خدا، انس‌ و آشنايي‌ و محبت‌ ايجاد مي‌كند و باعث‌ مي ‌شود كه‌ چندين‌ برابرِ محبت‌ به‌ پدر و مادر، محبت‌ به‌ خدا پيدا كند. عبادت‌ و ياد خدا باعث‌ ازدياد محبت‌ و تشديد رابطه‌ دوستي‌ بين‌ انسان‌ و خدا مي ‌شود و باعث‌ می شود كه‌ به‌ جا و به‌ موقع،‌ خدمات‌ شايسته‌ اي‌ براي‌ خدا و بندگان‌ خدا داشته‌ باشد. و ديگر از عوامل‌ ايجاد محبت‌ بين‌ انسان‌ و خدا ذكر خداست‌. همان‌ طور كه‌ انسان‌ها به‌ پدر و مادر خود «آقاجان‌ و مادرجان»‌ و امثال‌ اين‌ كلمات‌ را مي ‌گويند كه‌ دلالت‌ بر محبت‌ زياد مي ‌كند، با خدا هم‌ بايستي‌ چنين‌ كلمات‌ و خطاباتي‌ داشته‌ باشند، وجود خدا را در اعماق‌ جان‌ خود احساس كنند. همين‌ كه‌ دائم‌ به‌ ياد خدا هستند و هر نعمتي‌ و ثروتي‌ كه‌ به‌  دست‌ آن‌ها مي ‌رسد چنان‌ احساسي‌ مي‌ كنند كه‌ از دست‌ خدا گرفته ‌اند و باز محبت‌ خدا در قلبشان‌ زيادتر مي ‌شود. همين‌ يادآوري‌ ها دليل‌ اين‌ است‌ كه‌ به‌ خدا خيلي‌ نزديكند و مقرب‌ درگاه‌ خدا هستند. هر وقت‌ حادثه ‌اي‌ پيدا بشود، پيش‌ از آن‌ كه‌ به‌ كسي‌ متوسل‌ بشوند به‌ خدا متوسل‌ مي ‌شوند و پيش‌ از آن‌ كه‌ از كسي‌ كمك‌ بخواهند از خدا كمك‌ مي ‌خواهند. بين‌ آن‌ها و خدا يگانگي‌ و دوستي‌ غيرقابل‌ وصفي‌ پيدا مي ‌شود و از اين‌ دوستي‌ بسيار لذت‌ مي ‌برند. براي‌ پيدايش‌ همين‌ محبت‌ و دوستي‌ و پيدايش‌ نجات‌ از هر حادثه ‌اي‌ و جلب‌ هر نعمتي‌ دستور داده ‌اند كه‌ به‌ ياد خدا باشيم‌، خداوند از هر نوع‌ حادثه ‌اي‌ انسان‌ را نجات‌ مي‌ دهد. پيش‌ از آن‌ كه‌ از خودش‌ كمك‌ بگيرد از خدا كمك‌ مي‌ گيرد، مخصوصا در زندگي‌آخرت.‌ انسان‌ها به‌ محض‌ اين‌ كه‌ زنده‌ مي ‌شوند از قبر خارج‌ مي ‌شوند و مي ‌بينند كه‌ خدا چگونه‌ به‌ آن‌ها محبت‌ كرده‌ است‌ كه‌ آن‌ها را زنده‌ نموده‌ است‌، فوري‌ به‌ خدا متوسل‌ مي ‌شوند و بلافاصله‌ خداوند دعاها و خواهش هاي‌ آن‌ها را اجابت‌ مي ‌كند و به‌ زندگي‌ بهشتي‌ مي ‌رساند. يادآوري‌ خدا و نعمت هاي‌ خدا عملي‌ بسيار پرفايده‌ و با بركت‌ است‌. لذا مولا عليه‌السلام‌ از خدا خواهش‌ مي‌ كند كه‌ دائم‌ به‌ ياد خدا باشد و اگر غفلت‌ نمود بلافاصله‌ خداوند ياد خود را به‌ خاطر او بياورد. (تفسیر دعای کمیل)