لزوم و ضرورت امامت برای تربیت خلایق

در ميان يكصد و بيست و چهار هزار پيغمبر فقط حضرت خاتم ص بود كه موجبات ظهور و شناسائي ائمه ع را آماده ساخت. زيرا هر يك از معصومين را معصومي مانند خودشان مي تواند تحويل بگيرد. فقط پيغمبر خاتم ص بود كه توانست انسانهاي كامل را بشناسد و دين كامل خود را تحويل آنها دهد. رابطه انسانهاي كامل كه در مكتب خدا فارغ التحصيل شده اند و علم كامل الهي مانند قرآن به آنها تعليم شده است با يکديگر و با مردم معمولي كه در خط كمالند و هنوز كامل نشده اند فرق دارد. رابطه آنها با آدم هاي معمولي مانند رابطه يك پروفسور دانشمند با كودك كودکستان است كه گفته اند: چون كه با كودك سر وكارت فتاد هم زبان كودكي بايد گشاد. انسانهاي كامل معصوم نمي توانند خود را چنان كه هستند به انسانهاي عادي معمولي معرفي كنند. گفته اند: لو علم ابوذر ما في قلب سلمان لكفٌره... اگر سلمان رابطه خود را با خدا كه مانند رابطه پيغمبران است گزارش دهد ابوذر، سلمان را تكفير مي كند چرا كه علمي بالا تر از خود را تحمل نمي کند. در كتاب مجمع البحرين حديثي وارد شده كه يك روز خليفه دوم عرض كرد يا رسول الله اجازه بده بعضي از مسلمانان خدمت علماي يهود بروند درس بخوانند و بعد به مسلمانان درس بياموزند. حضرت فرمودند: بخدا قسم آنچه موسي و عيسي آورده اند من صاف و خالصش را براي شما آورده ام. اگر موسي و عيسي در زمان من بودند چاره اي نداشتند جز اين كه از من پيروي كنند و خود را شاگرد من بدانند. بنا بر اين انسانهاي کامل را انسانهائي مانند خودشان مي توانند تصديق كنند. سِرّ غيبت امام زمان ع هم همين است كه انساني مانند خودش نيست او را تصديق كند. امام زمان هم در انتظار ظهور يك انسان كامل است كه او را مي شناسد و او را تصديق ميكند. در اين رابطه گفته اند: حديث آل محمد صعب .... درك احاديث آل محمد ع مشكل و مشكل تر است. كسي نمي تواند آنها را بفهمد مگر اين كه مَلَك مقرب يا نبي مرسل يا مؤمني باشدكه امتحان ايماني خود را به خدا داده باشد. بديهي است چنين مؤمني که مجهز به سرمايه هاي وجودي خودشان باشد مي تواند عظمت آنهارا درك كند. چنانكه فقط مولاع  توانست عظمت رسول خدا ص را درك كند و او را تصديق نمايد و همان انسانهاي كامل توانستند جانشين او باشند و دين او را ياري كنند. مقام امامت همان امانتي است كه كوه ها و آسمانها امتناع نمودند و ترسيدند كه آن را بردارند ولي انسان جاهل به جهل خود خيال كرد ادعاي امامت باري سبك و عملي است آسان و مي تواند جاي آنها بنشيند. خداوند متعال در اين جا او را بسيار جاهل و ظالم مي داند كه مانند كودكي يك ساله و دو ساله، تاج سلطان بسر مي گذارد. خداوند تعالي مي فرمايد: همان طور كه خلقت با من است حكومت هم بايد بدست من باشد. همان طور كه خدا بي نهايت علم و حكمت است و ذره اي اشتباه نمي كند بنده تربيت شده بدست او هم كه عالم وكامل ومعصوم است ذره اي در انتخابات و اختيارات اشتباه نمي كند و احكام ا لهي را بجا و بموقع اجرا مي كند. تنها كساني كه محيط به جامعه بشريت از اولين  وآخرين هستند و اين كره زمين همراه كل بشر مانند گردوئي كف دست آنها است همين چهارده معصومند كه به ذات خدا وصلند و امكان خطا و اشتباه در آنها وجود ندارد. حضرت زهرا س در تعريف شوهرش ميفرمايد: ان عليا ممسوس بذات الله... علي كه اين طور متصل به ذات مقدس خداوند است چگونه ممكن است اشتباه كند، كه اشتباه او اشتباه خدا است. زماني اشتباه و ظلم و استثمار از جامعه بشريت برطرف ميشود كه آنها در رأس جامعه قرار گيرند و حكومت بدست آنها باشد. نميدانم اين اشتباه بزرگ را چه كساني به جامعه بشر تحميل كردند كه كتاب و مكتب اسلام را به عقيده خود قبول كردند و اساس مكتب را كه آموزگاران اصلي آن بودند كنار زدند و خود را صاحب مكتب دانستند. لزوم نبوت و امامت براي تربيت خلايق برابر لزوم وجود خدا براي خلايق است. همانطور كه پيدايش خلق بدون خالق و مصنوع بدون صانع محال و ممتنع است، تعليم و تربيت خلايق هم بدون مرجعيت و امامت، ممكن نيست. كسي مي تواند با مديريت و مدبريت خود خلق را اداره كند كه با علم و حكمت خود محيط به ظاهر و باطن و خواست و خواهش خلايق باشد. چنان محيط و مسلط كه خدا مسلط است. انسان كامل كه رهبر منصوب از جانب خدا است درست مانند خدا آگاهي به نياز مردم دارد و بدون وقفه و معطلي به نياز آنها مي رسد. اگر بنده خدائي در کوير بي آب و علف گرسنه يا تشنه شود فوري به نياز او مي رسد، به شرط آن كه آن بنده خدا امام وقت و زمان را بشناسد و حاجت خود را از او بخواهد، در اطاعت او باشد و به غير او متوسل نباشد، كه اين حاجت خواهي از غير خدا و امام وقت، شرك بحساب مي آيد، كه گفته شد شرك معروف، شريك تراشي براي امام زمان است. ائمه اطهار ع كه منصوب از جانب خدايند مجهز به علم و قدرت او مي باشند. خداوند كره زمين را مانند گردوئي در قبضه تصرف آنها قرار داده، اگر نتوانند فوري به حوائج مردم برسند حجت خدا بر مردم نيستند. خداوند همانطور كه براي ارتباط با يك نفر واسطه لازم دارد براي تماس با كل بشر هم واسطه لازم دارد. وسائط بين خدا و خلق از يكطرف با خدا متناسبند كه مجهز به علم و قدرت اويند و از طرف ديگر با مردم  جورند که در خدمت و تربيت آنهايند. اگر يك نفر در شرق و ديگري در غرب عالم در حال استيصال متوسل به آنها شوند در آن واحد به حوائج هردو نفر مي رسند. انسانهاي كاملي هستند كه مجهز به اسماء حسنا و صفات علياي خداوند متعالند. مندرجات  تمامي دعاها مخصوصا دعاي سحر كه خواهش كمالات خداوند متعال است در باره آنها مستجاب شده و خداوند فيضي در انبار وجود خود باقي نگذاشته مگر اين كه به آنها مرحمت نموده وآنها را به جاي خود نصب نموده است. (کتاب اصول علمی اجتهادی دین)