تفاوت بین معرفت و علم در چیست؟

معرفت به خدا توسط خدا به انسان مي رسد. درسي است که فقط خدا به انسان مي آموزد. پیغمبران و ائمه اطهار آدرس نعمت معرفت را مي دهند و هدایت مي کنند که چگونه و چطور اين معرفت به دست می آید ولي ايجاد اين معرفت در دل انسان مستقيما به اراده خدا پيدا مي شود زيرا معرفت نيروئي است که در وجود انسان خلق مي شود و خلقت هم به دست خداوند متعال است. آنچه وظيفه انسان است اين است که هرگز خدا را به خود و ديگران قياس نکند و خدا را از مشابهت با خلق منزه بدانند و دائم در حال خواهش و تقاضا باشند تا اين سرمايه بزرگ يعني معرفت را به دست آورند. چيزي که بين انسان و خدا لازم است معرفت است. علم تنها سودي ندارد مگر اين که تبديل به معرفت شود. مولا عليه السلام در نهج البلاغه خطبه اول مي فرمايد: اول الدين معرفته. يعني قدم اول دين، معرفت به خداوند است. تمام انسانها به دليل فطرت و وجدان همانطور که عالم به وجود خود هستند عالم بوجود خدا هستند زيرا اين علم لازمة وجود خلق است. شما هر صنعتي را که مي بينيد يقين به وجود صانع داريد نمي توانيد بگوئيد من خلق را قبول دارم اما خالق را قبول ندارم، وليکن معرفت عبارت است از يک رابطه علمي و عملي بين انسان و خدا. همان معرفت، انسان را به تسليم و عبادت وادار مي کند که وجود خداوندمتعال را احساس کند مانند کسي که علم به وجود شخصي بزرگ دارد وليکن به حضور او نرسيده و او را از نزديک نديده است و گاهي هم به حضور مي رسد و به مقام او احترام مي گذارد يا سربازي که در ميدان مشق، احترامات را تمرين مي کند و همين سرباز با فرمانده خود روبرو مي شود و احترام مي گذارد. حالت دوم را معرفت مي نامند و حالت اول را که تمرين احترام است علم مي نامند. مولا (ع) مي فرمايد: اگر رکوع و سجود شما بعد از احساس عظمت خدا پيدا شود عبادت است که از روي معرفت واقع شده و اگر از روي عادت و تمرين است عبادت است که از روي علم و عادت واقع شده است. معرفت آن يادگارهائي است که بين انسان و خدا پيدا مي شود مانند دعاي مستجاب از طرف خدا و يا رؤياي صادق که انسان در عالم خواب راهنمائي مي شود و نمونه اين ها. انسان عارف، بندگي خود را احساس مي کند گوئي در حضور مولا ايستاده از او دستور مي گيرد و کار مي کند. يک چنين حالاتي در زندگي به نام بهشت و رضوان خدا شناخته مي شود خداوند يک چنين قلبي را جنان و جنات مي نامند. (تفسیر سوره طور)