تن‌ به‌ مظلوميت‌ دادن‌ همان‌ قدر گناه‌ دارد كه‌ انسان،‌ ظالم‌ و ستمكار باشد.

بر هر كس‌ زن‌ يا مرد واجب‌ است‌ كه‌ از حقوق‌ مشروع‌ خود دفاع‌ كند و به‌ ظالم‌ اجازه‌ ظلم‌ و ستم‌ ندهد مگر گاهي‌ كه‌ مغلوب‌ شود و ظالم‌ با قهر و غلبه‌ بر او تسلط‌ پيدا كند. تن‌ به‌ مظلوميت‌ دادن‌ همانقدر گناه‌ دارد كه‌ انسان‌ ظالم‌ و ستمكار باشد. كساني‌ كه‌ روي‌ ضعف‌ و زبوني،‌ ظالم‌ را بر خود مسلط‌ مي‌كنند و از حق‌ خود دفاع‌ نمي‌كنند و در واقع‌ بازار ظلم‌ را رواج‌ مي ‌دهند و ظالم‌ را در ظلم‌ و بيدادگري‌ جسور مي‌ كنند. اساسا هر گناه‌ و معصيتي‌ كه‌ بين‌ انسانها رواج‌ پيدا مي ‌كند دو عامل‌ اساسي‌ دارد. اول‌ عامل‌ گناه،‌ دوم‌ كسي‌ كه‌ زمينه‌ ارتكاب‌ گناه‌ را فراهم‌ ساخته‌ است‌. مانند كسي‌ كه‌ غيبت‌ مي‌ كند و ديگري‌ كه‌ در حال‌ استماع‌ غيبت‌ است‌، و يا كسي‌ كه‌ تهمت‌ مي‌ زند و آن‌ ديگري‌ تهمت‌ را قبول‌ مي‌ كند يا مانند كسي‌ كه‌ دزدي‌ مي ‌كند يا زمينه‌ سرقت‌ و دزدي‌ را براي‌ دزدان‌ فراهم‌ مي ‌سازد. اگر مستمع‌ براي‌ استماع‌ غيبت‌ آماده‌ نشود، غيبت‌ گر بساط‌ غيبت‌ را برمي ‌چيند. ظلم‌ و تجاوز هم‌ از گناه هائي‌ است‌ كه‌ به‌ دو عامل‌ بستگي‌ دارد: يكي‌ ظالم‌ و ديگري‌ مظلومي‌ كه‌ خود را براي‌ ظلم‌ ظالم‌ آماده‌ مي ‌كند و حاضر به‌ دفاع‌ از خود نيست‌. مولي‌ اميرالمؤمين‌ عليه‌السلام‌ مي‌ فرمايد:  لا تكن‌ ظالما" و لامظلوما" يعني‌ نه‌ ظالم‌ باش‌، نه‌ مظلوم‌. يكي‌ از مواردي‌ كه‌ انسان‌ اگر كشته‌ شود ثواب‌ شهيد دارد همان‌ وقتي‌ است‌ كه‌ در مقام‌ دفاع‌ از حقّ‌ خود برمي ‌آيد و در مقام‌ دفاع‌ كشته‌ شود. نظر به‌ اين‌ كه‌ دفاع‌ از مال‌ و جان‌ و ناموس‌ بدون‌ فتواي‌ مجتهد و حكم‌ امام‌ واجب‌ است‌ هر كس‌ عمل‌ واجبي‌ انجام‌ داده‌ مانند كسي‌ كه‌ در ميدان‌ جنگ‌ با كفار كشته‌ مي ‌شود. امام‌ عليه‌السلام‌ مي ‌فرمايد:  من‌ قتل‌ دون‌ ماله‌ و نفسه‌ قتل‌ شهيدا. كسي‌ كه‌ در راه‌ حفظ‌ جان‌ و مال‌ خود كشته‌ مي‌ شود شهيد شده‌ است‌. پس‌ در ابتداي‌ امر انسان‌ حق‌ّ تجاوز به‌ حقوق‌ مردم‌ را ندارد و حق‌ قبول‌ تجاوز ديگران‌ را هم‌ ندارد. وظيفه‌ دارد كه‌ در مقام‌ دفاع‌ از موجوديت‌ خود طرف‌ متجاوز را از پا درآورد و بر او غلبه‌ كند. بعد از تسلط‌ و غلبه‌ بر انسان‌ متجاوز، براي‌ عفو و صفح‌ و انتقام‌ زمينه‌ اي‌ آماده‌ مي‌ شود كه‌ حق‌ دارد انتقام‌ بگيرد و يا اين‌ كه‌ عفو كند. پيدايش‌ مفهوم‌ عفو و صفح‌ بعد از پيدايش‌ قدرت‌ِ انتقام‌ است‌. در اولين‌ مرتبه‌ انسان‌ مظلوم‌ وظيفه‌ دارد براي‌ دفع‌ ظلم‌ و انتقام‌ از ظالم‌ به‌ هر وسيله‌ ممكن‌ در دنيا و يا آخرت‌ متوسل‌ شود تا قدرت‌ انتقام‌ پيدا كند و اگر كسي‌ كه‌ ظلم‌ به‌ او كرده‌ است‌ آنقدر نيرومند باشد كه‌ انسان‌ مظلوم‌ نتواند بر او غلبه‌ كند و انتقام‌ بگيرد حقِّ‌ گذشت‌ از آن‌ ظالم‌ نيرومند را ندارد بلكه‌ همه‌ جا بايستي‌ خود را آماده‌ كند هر چند با لعن‌ و نفرين‌ باشد تا روزي‌ كه‌ بر ظالم‌ غلبه‌ كند. لعن‌ و نفرين‌ در اينجا به‌ معناي‌ استفاده‌ از قدرت‌ خداوند متعال‌ است‌. انسانهاي‌ مظلوم‌ كه‌ دستشان‌ از همه‌ جا كوتاه‌ مي‌ شود به‌ خدا متوسل‌ مي ‌شوند و از خدا مي ‌خواهند آنها را ياري‌ كند تا بتوانند از دشمن‌ خود انتقام‌ بگيرند. در اين‌ استغاثه‌ و استعانت‌ از خداوند متعال‌، خدا به‌آنها وعده‌ نصرت‌ مي ‌دهد. ممكن‌ است‌ نصرت‌ خدا ذخيره‌ عالم‌ آخرت‌ شود در آنجا انسان‌ مظلوم‌ قدرت‌ انتقام‌ پيدا مي‌ كند. چيزي‌ كه‌ در اينجا به‌ انسان‌ مظلوم‌ واجب‌ و لازم‌ است‌ همه‌ وقت‌ و همه‌ جا آماده‌ شدن‌ براي‌ كسب‌ قدرت‌ و پيدايش‌ قدرت‌ انتقام‌ است‌. انسانهائي‌ كه‌ پيش‌ از غلبه‌ بر ظالم،‌ كينه‌ ظالم‌ را از دل‌ خود بيرون‌ مي‌ كنند و پيش‌ از غلبه،‌ از گناه‌ ظالم‌ مي‌ گذرند، انسانهاي‌ گناهکا‌ر شناخته‌ مي ‌شوند بدين‌ وسيله‌ بازار ظلم‌ را رواج‌ مي‌ دهند. يكي‌ از دلائل‌ ضعف‌ و زبوني‌ انسان‌ مظلوم‌، گذشت‌ از ظالم‌ پيش‌ از كسب‌ قدرت‌ بر عليه‌ ظالم‌ و پيش‌ از معذرت‌ خواهي‌ و جبران‌ ظلم‌ و ستم‌ به‌ وسيله‌ ظالم‌ است‌. همه‌ جا مظلومين‌ وظيفه‌ دارند كه‌ خود را براي‌ انتقام‌ از ظالم‌ آماده‌ كنند. پس‌ از آن‌ كه‌ قدرتي‌ پيدا كردند و توانستند انتقام‌ از ظالم‌ بگيرند، در اين‌ صورت‌ اگر ظالم‌، خواهان‌ عفو و گذشت‌ شد، گذشت‌ از او ممدوح‌ و پسنديده‌ است‌. عفو و صفح‌ مفهوم‌ واقعي‌ پيدا مي‌ كند. عفو به‌ معناي‌ اين‌ است‌ كه‌ آثار ظلم‌ ظالم‌ را از دل‌ خود محو كند و با او چنان‌ باشد كه‌ گوئي‌ ظلمي‌ از او به‌ مظلوم‌ نرسيده‌ و به‌ حق‌ او تجاوز نكرده‌ است‌. مرحله‌ دوم‌ صفح‌ بعد از عفو است‌ يعني‌ او را در عِداد دوستان‌ و برادران‌ صميمي‌ خود قرار دهيم‌ و همان‌ محبت‌ و احساني‌ كه‌ به‌ دوستان‌ صميمي‌ خود داريم‌ نسبت‌ به‌ او هم‌ داشته‌ باشيم‌. صفح‌ مرتبه ‌اي‌ بالاتر از عفو است‌ كه‌ بيشتر مربوط‌ به‌ اولياي‌ خدا است‌. حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص‌) پس‌ از آن‌ كه‌ مكه‌ را فتح‌ كردند و قدرت‌ انتقام‌ از ظالم هاي‌ زمان‌ خود بدست‌ آوردند، مي ‌توانستند آنها را بكُشند و يا اسير كنند و يا بفروشند و ليكن‌ عفو عمومي‌ دادند و علاوه‌ آنها را در رديف‌ دوستان‌ و برادران‌ مسلمان‌ واقعي‌ قرار داده‌ از آنچه‌ ساير مسلمانان‌  را بهره‌ مند كردند، آنهارا نيز بهره ‌مند نمودند. (کتاب شجره طوبی)