انسان ها در گرفتن روزی از خدا به سه دسته تقسیم می شوند:

امام ع خوش‌ گماني‌ خود را در حضور خدا مطرح‌ مي كند و با جمله‌:  الهي‌ ما اظنك‌ تردني‌ عرضه‌ مي دارد پروردگارا،  هرگز به‌ گمان‌ من‌ نمي رسد كه‌ حاجت‌ مرا بر نمي ‌آوري‌ و دعاي‌ مرا مستجاب‌ نمي كني‌. خودت‌ مي داني‌ كه‌ تمام‌ عمر خود را در همين‌ دعاها و طلب‌ حوائج‌ از خداي‌ خود فاني‌ كرده ‌ام‌ چطور مي شود پروردگار مهربان‌ من‌،  محصول‌ عمر مرا به‌ من‌ باز نگرداند و مرا نااميد از در خانه‌ خود برگرداند.

 بيشتر جملات‌ دعاي‌ شعبانيه‌ به‌ انسان‌ در برابر خداوند متعال‌ حجت‌ و استدلال‌ مي‌ آموزد و علمي‌ در اختيار انسان‌ مي گذارد تا با آن‌ علم‌ حق‌ خود را بشناسد و بتواند با خدا حرف‌ بزند و حق‌ خود را از خدا مطالبه‌ كند زيرا تنها چيزي‌ كه‌ انسان ها را مستحق‌ لطف‌ خدا مي كند علم‌ و معرفت‌ است‌. خداوند دوست‌ ندارد كه‌ انسان ها مانند حيوانات‌ روزي‌ خود را از خدا مطالبه‌ كنند. زيرا هدف‌ خدا از خلقت‌ انسان‌ علم‌ و معرفت‌ است‌ كه‌ با اين‌ علم‌ و معرفت‌ از لطف‌ خدا استفاده‌ كنند و بتواند شكر خدا را بجا آورد. انسان ها از اين‌ نظر كه‌ با علم‌ و معرفت‌ روزي‌ خود را از خدا مي گيرند و يا در حال‌ جهل‌ و ناداني‌ بدون‌ اين كه‌ حق‌ خدا را و حق‌ خود را بشناسند روزي‌ خود را از خدا بگيرند و يا در حالي كه‌ كافر به خدا و دشمن‌ خدا و دين‌ خدا هستند روزي‌ خود را از خدا بگيرند سه‌ قسمت‌ مي شوند.

قسم‌ اول‌ : انسان هاي‌ مؤمن‌ و عارف‌ به‌ خداوند متعال‌ كه‌ خدا را به‌ عظمت‌ و ربوبيت‌ مي شناسند. لطف‌ خدا را درباره‌ خود مي دانند و براساس‌ معرفت‌ و مهر و محبت‌ روزي‌ خود را از خدا مي ‌طلبند. اين ها محبوب‌ خدا هستند. خداوند آنها را دوست‌ دارد و تا ابد زندگي‌ آنها را ادامه‌ مي دهد هر روز در وضعي‌ بهتر و عالي تر قرار مي گيرند. و اما آن‌ طایفه دوم، يعني‌ انسان هائي كه‌ جاهل‌ به خدا و دين‌ خدا هستند و مانند حيوانات‌ زندگي‌ مي كنند و يا انسان هائي كه‌ دشمن‌ خدا و دين‌ خدا هستند، اين‌ هر دو طايفه‌ مغضوب‌ خدا هستند. طايفه‌ حيوان‌ صفت‌ را در سوره‌ حمد با كلمه‌ ضالين‌ معرفي‌ مي كند و دشمنان‌ خدا را با كلمه‌ مغضوبين‌ عليهم‌. خداوند دو طايفه‌ آخر را در دوران‌ زندگي‌ دنيا به‌ روزي‌ مي رساند و در عالم‌ آخرت‌ بهره اي‌ ندارند. طايفه‌ حيوان‌ صفت‌ در صحراي‌ محشر مانند كودكاني‌ هستند كه‌ پدر و مادر خود را گم‌ كرده ‌اند و سرپرستي‌ ندارند. قهرا در گرسنگي‌ و بدبختي‌ به سر مي برند و طايفه‌ سوم‌، مورد خشم‌ و غضب‌ خدا قرار مي گيرند و نتيجه‌ ظلم ها و عذاب ها كه‌ در دنيا از آنها به‌ مردم‌ رسيده‌ است‌ در عالم‌ آخرت‌ به خود آنها برمي گردد و جهنمي‌ برايشان‌ ساخته‌ مي شود. لذا ائمه با اين‌ جملات‌ به‌ ما مي‌آموزند كه‌ بايستي‌ به خداي‌ خود خوش‌ گمان‌ باشي‌. پيش‌ خود خيال‌ نكني‌ كه‌ خدا برتو غضب‌ كرده‌ و حاجت‌ تو را روا نمي كند بلكه‌ بايستي‌ رابطه‌ انسان‌ با خدا مانند رابطه‌ كودك‌ با مادر خود باشد. هرگز مادر را دشمن‌ خود حساب‌ نمي كند. اگر هم‌ مادر را اذيت‌ كند باز روي‌ زانوي‌ مادر مي‌نشيند و پستان‌ او را مي مكد. خداوند متعال‌ چندين‌ هزار برابر از پدر و مادر به‌ انسان‌ مهربان تر است‌. روي‌ همين‌ محبتي‌ كه‌ به خدا دارد مي گويد خدايا: گمان‌ نمي كنم‌ كه‌ حاجت‌ مرا روا نسازي‌ با اين كه‌ مي‌ بيني‌ در تمام‌ عمر در  خانه‌ تو بوده ‌ام‌ و سعادت‌ خود را از تو خواسته ‌ام‌. براي‌ نشان‌ دادن‌ همين‌ كلمه‌ خوش‌ گماني‌ و حسن‌ ظنّ‌ به‌ خداوند متعال‌ عرضه‌ مي دارد پروردگارا، اگر نظرت‌ اين‌ بود كه‌ مرا خوار و ذليل‌ كني‌ هرگز بوسيله‌ دين‌ و پيغمبران‌ مرا هدايت‌ نمي كردي‌ و اگر هدفت‌ اين‌ بود كه‌ مرا در ميان‌ مردم‌ رسوا كني‌ هرگز از بلاها و مصيبت ها و ناداري ها مرا معاف‌ نمي كردي‌. (شرح دعای شعبانیه)