حکمت نهی از تهمت و سرقت:

قذف به معناي تهمت است. وليكن ناظر به تهمت‌ هايي است كه زن يا مرد را متهم به عمل منافي عفت مي كند. زيرا رابطه نامشروع گناهي است كه نظام بشريت را به هم مي ‌زند و انسان را مانند حيوانات گرفتار هرج و مرج مي كند. اين مسئوليت ابتدايي را كه هر مادري خود را مسئول حفظ و تربيت كودك مي كند برطرف مي سازد و همچنين مسئوليت هر پدري را كه خود را مسئول حفظ و حمايت و تربيت فرزند مي كند از بين مي برد. تمامي افراد بشر خود را مسئول حفظ و حمايت فرزند خود مي دانند، خواه كافر باشند يا مسلمان. و اين مسئوليت در صورتي است كه بچه از خود آن ها باشد و نامشروع نباشد. اگر خداي نخواسته زني عفت و تقواي خود را رها كند بي ‌بند و بار باشد و يا مردي به اين كيفيت خود را مسئول فرزندي كه به دنيا آورده ‌اند  ندانند، آن طفل بي ‌پدر و مادر مي‌ ماند مانند حيوانات، و اين مسئله را كه جامعه انساني او را از خود طرد مي كند لعنت مي نامند. معلون كسي است كه جامعه او را نمي ‌پذيرد و همه كس با رجم كردن او را از خود دور مي كنند، در نتيجه عضوي زايد در جامعه مي ‌ماند كه از بين مي رود. خداوند براي اين كه چنين مسئله ‌اي اتفاق نيافتد و انساني ملعون و مطرود جامعه واقع نشود حياء و عفت را بر زنان و مردان واجب كرده واجازه نداده است زن و مردي با يكديگر رابطه نامشروع داشته باشند و همچنين تهمت را هم حرام كرده است. آن قدر كه خداوند به حرمت تهمت زدن به زن و مرد تأكيد نموده به رابطه نامشروع تأكيد ننموده است. لذا مي فرمايد: خداوند حرمت تهمت را حجابي قرار داده كه مبادا زن يا مردي يا كودكي از جامعه مطرود شود و همه كس او را از خود كنار بزند و باز درباره حكمت دزدي مي فرمايد: خداوند به اين دليل دزدي را حرام فرموده تا انسان ها شخصيت پيدا كنند و آبروي اجتماعي خود را حفظ كنند و همه جا دوستي انسان ها را در نظر بگيرند نه اين كه طمع به مال آن ها پيدا كنند. اگر با كسي رابطه پيدا كردي كه طمع به مال و ثروت او داري از اين طمع تعبير به هتك و هتاكي مي شود و اگر انسانيت او را در نظر گرفتي و طمع به مال و ثروت او نداشتي از اين بي‌طمعي تعبير به عفت مي شود. لذا خداوند سرقت را حرام فرموده و سارق را مجازات مي كند كه چرا انسانيت و شخصيت خود و يا مردم را ضايع نموده و مال مردم را از خود آن ها بيشتر دوست داشته است. (دعای ندبه- جلد سوم)