خداوند می گوید عذاب دنیا و آخرت را من به کام کفار میریزم.

در صورتي‌ كه‌ پيدايش‌ عذاب هاي‌ دنيا و آخرت‌ بدست‌ كفار است‌ خداوند چرا باز اين‌ عذاب ها را به‌ خودش‌ نسبت‌ مي دهد و مي گويد من‌ آنها را به‌ جهنم‌ مي برم‌ و يا در جهنم‌ حبس‌ مي كنم‌. جواب‌ اين‌ است‌ که كفار خدايي‌ را انتخاب‌ و قبول‌ كرده اند و يا پرستيده ‌اند كه‌ شيئي‌ از اشياء عالم‌ هستند نه‌ از اشخاص.‌ مي گويند بت ها خدايند. نفع‌ و ضرر براي‌ ما درست‌ مي كنند يا مي گويند طبيعت،‌ ما را مي ‌آفريند و ما را مي ميراند يا مانند ايرانيان‌ قديم‌ مي گويند دو خدا در عالم‌ هستند. يكي‌ خداي‌ خير كه‌ خوبي ها را مي سازد و خلق‌ مي كند يكي‌ هم‌ خداي‌ شرك، بدي ها و بلاها را مي سازد و خلق‌ مي كند. خداي‌ خوبي ها را يزدان‌ مي گفتند و خداي‌ بدي ها را اهريمن‌ يا به‌ عبارت‌ ديگر شيطان‌ مي‌ دانستند. مي‌ گفتند شيطان، خدائي‌ است‌ كه‌ سازنده‌ تمام‌ بدي ها امثال‌ مار و عقرب‌ و درندگان‌ است‌. خداي‌ واقعي‌ هم‌ خدائيست‌ كه‌ خوبي ها را مي سازد. پس‌ بعضي‌ها مشرك‌ خالصند كه‌ خلقت‌ را بدست‌ غير خدا مي دانند. مانند طبيعيون‌ و بعضي‌ها براي‌ خدا شريك‌ مي ‌تراشند و آن‌ شريك ها را منشاء اثر مي دانند. خداوند براي‌ اين كه‌ به‌ انسانها بفهماند كه‌ هر حادثه ‌اي‌ بوجود مي ‌آيد بدست‌ خداست‌ و جز خدا كسي‌ نمي ‌تواند بيافريند و كسي‌ نمي ‌تواند شريك‌ خدا باشد. پيدايش‌ تمامي‌ نعمت ها و نقمت ها و يا طيبات‌ و خبائث‌ را به‌ دست‌ خود مي داند و مي گويد سرما و گرما را من‌ مي ‌آفرينم‌. درندگان‌ و گزندگان‌ و حيوانات‌ نافع‌ را هم‌ من‌ خلق‌ مي كنم‌ آنچه‌ را شما خيال‌ مي كنيد شرّ است‌، من‌ خلق‌ مي كنم‌. مانند سرماي‌ زياد و گرماي‌ زياد شما گمان‌ مي كنيد اين‌ پديده‌ ها شرّ است‌ وليكن‌ همه‌ اين ها خير است‌. آن‌ خير و شرّ هم‌ كه‌ بدست‌ خودتان‌ واقع‌ مي شود مانند خدمت‌ و احسان‌ و يا ظلم‌ و ستم‌ آن‌ هم‌ عامل‌ اصلي ‌اش‌ من‌ هستم‌ كه‌ آدم ‌ها را خلق‌ كرده‌ ام‌ و به‌ آنها آزادي‌ داده ‌ام.‌ اگر من‌ انسان‌ خلق‌ نمي كردم‌، خير و شرّي‌ هم‌ در عالم‌ نبود وليكن‌ چون‌ انسان‌ را خلق‌ كردم‌ و به‌ اين‌ انسانها قدرت‌ و آزادي‌ دادم‌ بعضي ‌ها با قدرت‌ و آزادي‌ خود زندگي‌ بهشتي‌ مي سازند و بعضي ‌ها با قدرت‌ و آزادي‌ خود زندگي‌ جهنمي‌ درست‌ مي كنند. پس‌ انسانها گر چه‌ عامل‌ خير و شرّند وليكن‌ از اين‌ نظر كه‌ خدا انسانها را ساخته‌ و اين‌ همه‌ وسيله‌ در اختيار آنها گذاشته‌ بعضي ‌ها با استفاده‌ از اين‌ وسيله ‌ها و رزق‌ و روزي ‌ها سوء استفاده‌ مي كنند، شرّ مي ‌آفرينند و بعضي‌ ها  خوب‌ استفاده‌ مي كنند خير آفرين‌ هستند. پس‌ تمام‌ بدي ها و خوبي ها از اين‌ نظر كه‌ مقدمات‌ آن‌ را خدا آفريده‌ مي‌ توانند به‌ خدا نسبت‌ دهند. مثلاً می گويند شمر و يزيد امام‌ حسين‌ را كشتند خدا اگر شمر و يزيدي‌ خلق‌ نمي كرد و يا امام‌ حسين‌ هم‌ خلق‌ نمي كرد يك‌ چنين‌ جنايتي‌ به‌ وجود نمي ‌آمد. خداوند خلقت‌ بدان‌ و نيكان‌ را قبول‌ دارد. مي‌ گويد خالق‌ همه‌ آنها من‌ هستم‌ وليكن‌ بدي‌ بدكاران‌ را و خوبي‌ نيكوكاران‌ را به‌ اراده‌ خود قبول‌ ندارد. مي گويد نيكوكاران‌ خودشان‌ كار نيك‌ انجام‌ مي دهند و براي‌ خود زندگي‌ بهشتي‌ مي سازند و بدكاران‌ خودشان‌ بدكاري‌ مي كنند و با خلق‌ بدي ها زندگي‌ جهنمي‌ مي سازند. پس‌ ما اعمال‌ انسانها را از يك‌ طرف‌ مي ‌توانيم‌ به‌ خدا نسبت‌ دهيم‌ كه‌ خدا نيكان‌ و بدان‌ را خلق‌ كرده‌ است‌ نه‌ اين كه‌ نيكان‌ و بدان‌ خود را خلق‌ كرده‌ باشند و از طرف‌ ديگر مي توانيم‌ بدي ها و خوبي ها را به‌ مردم‌ نسبت‌ دهيم‌. چون‌ آنها هستند كه‌ بد مي كنند و يا خوبي ها را مي ‌آفرينند. قرآن‌ هم‌ همين‌ دو فرضيه‌ را ذكر مي كند از يك‌ طرف‌ خلق‌ كفار را و خلق‌ مؤمنين‌ را به‌ اراده‌ خدا مي داند. مي گويد لقد خلقنا الانسان‌ في‌ احسن‌ تقويم.‌ يعني‌ من‌ انسانها را خيلي‌ خوب‌ و كامل‌ آفريدم‌ (اين‌ آيه‌ مربوط‌ به‌ تمامي‌ انسانها خواه‌ كفار باشند و خواه‌ مؤمن)‌ و در آيه‌ ديگر مي فرمايد: ثم‌ رددناه‌ اسفل‌ سافلين.‌ او را به‌ بدترين‌ جاها كشانديم‌ و اين‌ بدترين‌ جاها كه‌ همان‌ جهنم‌ است.‌ در آيات‌ سوره‌ طور مي فرمايد: كفار از تو مي ‌پرسند روزگار حكومت‌ دين‌ و قيامت‌ كي‌ است‌ و چه‌ زماني‌ خواهد بود در جواب‌ آنها بگو همان‌ زماني‌ كه‌ كفار فريفته‌ آتش‌ مي شوند و اين‌ همه‌ پول‌ خرج‌ مي كنند و فعاليت‌ مي كنند تا براي‌ ادامه‌ ظلم‌ و ستم‌ اسلحه ‌هاي‌ آتشين‌ بسازند و خبر ندارند كه‌ همين‌ آتش‌ها در قيامت‌ به‌ خودشان‌ برمي گردد. با اين‌ حساب‌ خلقت‌ انسانها بدست‌ خداست‌ وليكن‌ خلقت‌ بدي ها و ظلم‌ و ستم ‌ها و جهنم‌ ها بدست‌ انسان‌. (دعای ندبه جلد اول)